فرايند مديريت ( وظایف مدیریت )

فرايند مديريت ( وظایف مدیریت )

 

كساني كه مديريت را تعريف كرده اند به يك سلسله وظايفي اشاره كرده اند كه هر مديري در انجام وظيفه خطير خود ملزم به انجام آنهاست. نويسندگان و عالمان اين رشته بنا بر نگرش و تخصصهاي خود هر كدام به نحوي با اين وظايف برخورد نموده اند. گروهي وظايف خاصي را اصلي قلمداد كرده اند و گروهي ديگر بر وظايف ديگري تأكيد ورزيده اند. (الواني 1327،‌ 18) يك روش مفيد براي درك اينكه مديران چه مي كنند، توجه نمودن به كارشان به عنوان يك فرايند يا مجموعه اي از فعاليتها براي فراهم كردن خدمات يا كالاها مي باشد.

 در نگرش فرايندي مديريت، مدير،  منابع سازماني را براي رسيدن به اهداف بكار مي گيرد و چــهار وظيفـه مديــريـتي (بــرنـــامـــه ريــزي و تصميم گيري، سازماندهي،‌ رهبري و كنترل) را انجام مي دهد كه در شكل 1-1 نشان داده شده است (Dubrin 1990, 12-13).

 

ف) برنامه ريزي Planning

برنامه ريزي[1][25] يكي از بنيادي ترين وظايف مديريت است. برنامه ريزي عبارتست از اينكه از ميان گزينه هاي مختلف رسيدن به اهداف،‌ يك گزينه را انتخاب بكنيم. اين كار مستلزم مشخص نمودن هدفها و مقاصد سازمان و بخش ها و چگونگي دستيابي به آنهاست. به همين خاطر برنامه براي دستيابي به اهداف سازمان روشي منطقي و عقلايي را فراهم مي كند (Koontze 1990,129).

برنامه ريزي اصولاً اولين نقطه در فرايند مديريت است. براي موفقيت، سازمانها نياز دارند تا بيشتر با برنامه ريزي سروكار داشته باشند. افراد در سازمانها نيازمند اهداف و برنامه هايي براي رسيدن به آنها مي باشند. برنامه ريزي عبارت از فرايند هدفگذاري و تعيين پيشرفت دقيق در چگونگي رسيدن به اهداف مي باشد Lussier 1992,10)).

برنامه ريزي وظيفه مركزي مديريت مي باشد و در برگيرنده هر چيزي است كه مدير انجام مي‌دهد. برنامه ريزي به آينده نگاه مي كند و تصميم گيري تصويري را از چگونگي رسيدن به برنامه ها ارائه مي نمايد (Dubrin 1990,13) تصميم گيري به عنوان انتخاب يك فعاليت از گزينه هاي گوناگون تعريف شده كه هسته برنامه ريـــزي مي باشد. يك برنامه نمي تواند بدون وجود تصميم ايجاد شود. تصميم گيري يك مرحله از برنامه ريزي مي باشد و همچنين جزئي از زندگي روزانه هر فرد مي باشدKoontz 1995,108)).

 

ب) سازماندهي

براي موفق بودن نياز به سازماندهي[2][26] مي باشد. يك مدير بايد سيستم سازماني را براي اجراي برنامه ها طراحي و ايجاد كند. سازماندهي فرايند تفويض و هماهنگي وظايف و منابع براي رسيدن به اهداف مي باشد (Lussier 1997,10) . آن به عنــوان شنـاسايي و طبقــه بنـدي فعاليتهاي موردنياز، گروهبندي فعاليتهاي ضروري در اهداف قابل حصول،‌ اختصاص گروهي از فعاليتها به يك مدير و تفويض اختيار به او براي سرپرستي آنها و فراهم كردن هماهنگي افقي و عمودي در ساختــار سازمــاني تعــريـف مي شود  .(Koontz 1990,108)سازماندهي فرايند اطمينان يافتن از وجود منابع ضروري فيزيكي و انساني براي انجام دادن برنامه ها و رسيدن به اهـــداف ســازمــاني مي باشد. آن همچنين شامل مشخص كردن فعاليتها،‌ تقسيم كار به شغلها و وظايف مشخص و شناسايي روابط اختيار ميان گروهها و اشخاص مي باشد. جنبه ديگر سازماندهي گروهبندي فعاليتها در داخل بخشها است  (Dubrin 1990,15).

عصر ما عصر سازمانهاي بزرگ و پيچيده است و مدير امروز بايد از چگونگي سازماندهي و نحوه ايجاد اين سازمانها و اصلاح و تغيير آنها آگاه باشد. براي نيل به هدفها، سازماندهي گامي ضروري است و به كمك اين فعاليت است كه هدف كلي و مأموريت اصلي سازمان در قالب هدفهاي جزئي تر و وظايف واحدها شكسته شده و تحقق آن ميسر مي شود. در سازماندهي وظايف و اختيارات و مسئوليتهاي واحدها  و پست ها مشخص شده و نحوه هماهنگي و ارتباط بين آنها معين مي شود. سازماندهي فعاليت مستمر و مداومي است كه مدير همواره با آن روبروست و منحصر به طراحي سازمان در ابتداي آن نمي شود.

 

فرايند سازماندهي:

ما مي توانيم به سازماندهي به عنوان يك فرايند بنگريم كه در اين صورت سازماندهي شامل مراحي زير مي باشد:

1- ايجاد اهداف سازمان

2- تنظيم هدفهاي پشتيباني، برنامه ها و خط مشي ها

3- تشخيص و طبقه بندي فعاليتهاي ضروري براي تحقق آنها

4-گروهبندي فعاليتها در پرتو منابع انساني و امكانات مادي قابل دسترس به بهترين وجه

5-تفويض اختيار مناسب به سرپرست هر گروه براي انجام دادن كارها

6-پيــوند گروهـهــا بصــورت افقــي و عمـــودي از طــريق جـريان اختيـارات و اطلاعـات(Koontz 1990,147). فرايند سازماندهي در شكل شماره 1-3 نشان داده شده است.

 

ج) رهبري- (جهت دهي) Leading

علاوه بر برنامه ريزي و سازماندهي، مدير بايد با كاركنان براي انجام وظايف روزانه شان كار كند. رهبري عبارتست از فرايند نفوذ در كاركنان تا در جهت رسيدن به اهداف سازماني تلاش كنند. مديران بايد اهداف را با كاركنان مرتبط ساخته و در آنها براي رسيدن به اهداف انگيزه ايجاد نماينــد (Lussier 1997,12). رهبري همچنيـن در بر گيرنده فرايندهاي بين شخصي مانند انگيزش،  ارتباط،‌ هدايت و راهنمايي زيردستان براي رسيدن به اهدافشان مي باشد. به عبارت ساده رهبري فرايندي است كه ضمن آن مديريت سازمان مي كوشد تا با ايجاد انگيزه و ارتباطي مؤثر انجام ساير وظايف خود را در تحقق اهداف سازماني تسهيل كند و كاركنان را از روي ميل و علاقه به انجام وظايفشان ترغيب نمايد. از اين رو رهبري در مفهوم سازمان آن به عنوان جزئي مجزا و مستقل از مديريت مطرح نبوده،‌ بلكه يكي از وظايف عمده و اصلي آن به شمار مي آيد. هر مديري علاوه بر وظايفي چون برنامه ريزي، سازماندهي و كنترل،‌ بايد انجام اين وظيفه يعني هدايت سازمان را نيز عهده دار گردد.

مهمترين نكته در رهبري، جهت دادن و نفوذ در اعضاي سازمان است. رهبري مستلزم نفوذ كردن و تأثير گذاردن بر افراد است و مدير در نقش رهبر كسي است كه بتواند بر افراد تحت سرپرستي خود نافذ و مؤثر باشد و به عبارت ديگر مرئوسان نفوذ و قدرت او را بپذيرند (الواني 1378و 138)

  

د) كنترل    Controling

شايد به جرأت بتوان ادعا كرد انجام هيچ فعاليتي در سازمان قرين توفيق نخواهد بود مگر آنكه كنترل هاي لازم نسبت به آن به عمل آمده باشد. به كمك كنترل[3][28] است كه مديريت نسبت به نحوه تحقق هدفها و انجام عمليات آگاهي يافته و قدرت پيگيري و عنداللزوم سنجش و اصلاح آنها را پيدا مي كند. كنترل ابزار كار مديران در رده هاي مختلف سازمان از مراتب عالي تا رده هاي سرپرستي است و لزوم آن را در مراتب مختلف به سادگي مي توان احساس كرد. سازمان بدون وجود يك سيستم مؤثر كنترل در تحقق مأموريتهاي خود موفق نبوده و نمي تواند از منابع خود به درستي استفاده كند (الواني‌ 1378، 119). كنترل عبارت از اطمينان از مطابقت عمكرد با برنامه و مقايسه عملكرد واقعي با استانداردهاي از قبل تعيين شده مي باشد. اگر تفاوت قابل ملاحظه اي بين عملكرد موردنظر و واقعي وجود داشته باشد،‌ مدير بايد وظايف اصلاحي را انجام دهد ( Dubrin 1990,15). اهداف بدون كنترل تحقق نخواهند يافت،  كنترل فرايند ايجاد و اجراي مكانيزم هايي براي اطمينان از حصول اهداف مي باشدLussier 1997,11) ).

 

وظايف مديريتي در سطوح مختلف مديريت

يكي از تفاوتهايي كه بين سطوح مختلف مديران ديده مي شود مربوط به ميزان زماني است كه آنها صرف برنامه ريزي، سازماندهي رهبري و كنترل مي كنند. ميزان زماني كه سطوح مختلف مديران بر وظايف مديريتي صرف مي كنند در شكل 1-4 نشان داده شده است. براي مثال مديران سطوح عالي زمان زيادي را صــرف برنــامه ريزي مي كنند و براي رهبري زيردستان كمترين زمان را صرف مي كنند. بالاترين سطح برنامه ريزي شامل آماده سازي مأموريت سازمان، توصيف اهداف منحصر به فرد شركت و توليدات و خدمات آن مي باشد كه توسط مدير عالي تنظيم مي گردد. رهبري فرد به فرد براي مدير سطح عالي ضروري نيست.

مديران سطوح اول زمان زيادي را صرف رهبري زيردستانشان مي كنند و براي برنامه ريزي فعاليتها كمترين زمان را صرف مي كنند، به خاطر اينكه آنها با مسايل روزانه كاركنان مانند گوش دادن به مشكلات و ارائه راهنمايي هاي فني درگيرهستند. نكته مهم ديگري كه در شكل مشخص است اين است كه مديران همه سطوح،‌ تقريباً زمان مشابهي را صرف سازماندهي مي كنند. آنچه كه واضح است اين است كه سازماندهي بوسيله سطوح مختلف مديران انجام مي گيرد ولي كار اينها ضرورتاً مشابه هم نيست Dubrin 1990,15)).

تحقیق :ارائه الگوی عملکرد پژوهشی اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی شهرتهران

دکتری مدیریت آموزش عالی

امیر خلیلی شاهین دژ

آموزش ضمن خدمت و آثار آن بر افزایش کارآیی  نیروی انسانی در بخش دولتی

آموزش ضمن خدمت و آثار آن بر افزایش کارآیی

نیروی انسانی در بخش دولتی

امیر خلیلی

چکیده

آموزش ضمن خدمت یکی از مؤثرترین ابزارهای مدیران برای مقابله با تغییرات محیطی بوده و ضامن ارایه مناسب خدمات،   بخصوص در سازمان‌های خدماتی و دولتی می‌باشد

مقاله حاضر با طرح این فرض که آموزش ضمن خدمت کارآیی نیروی انسانی را افزایش می‌دهد در قالب فرضیه اصلی پژوهش خود در اداره دارایی استان تهرانبه طرح چند فرضیه فرعی می‌پردازد. فرضیه‌هایی که تأثیر آموزش ضمن خدمت بر مهارت‌های شغلی نیروی انسانی، مهارت‌های مدیران و رضایت شغلی کارکنان را نیز مورد توجه قرار می‌دهد.

روش تحقیق بکار گرفته‌شده از نوع میدانی بوده و ابزار اصلی جمع‌آوری اطلاعات، علاوه بر منابع کتابخانه‌ای و مشاهده، استفاده از مصاحبه و پرسشنامه می‌باشد. جامعه آماری تحقیق عبارت است از آن دسته از کارکنان اداره دارایی تهران  در سال‌ 1395 در دوره‌های آموزش ضمن خدمت شرکت داشته‌اند. به منظور مقایسه افراد و تعیین اثر دوره‌ها، پرسشنامه‌های مورد نظر در میان یکصد نفر آموزش دیده و نیز یکصد نفر از افراد آموزش‌ندیده توزیع گردیده و این افراد به عنوان نمونه آماری به صورت تصادفی انتخاب گردیدند. ضمن اینکه، فرضیه‌های پژوهش براساس اطلاعات دریافتی از گروه آموزش دیده انتخاب گردیده است.

در پایان، تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از پرسشنامه‌های دریافتی با استفاده از روشهای آماری توصیفی انجام‌گرفته و نتایج حاصل از تحلیل‌های انجام‌شده نشان داده است که آموزش ضمن خدمت، عامل افزایش کارآیی، مهارت و رضایت شغلی کارکنان در اداره دارایی استان تهران  بوده است.

 

مقدمه

امروزه رشد نیروی انسانی از طریق آموزش و پرورش بیش از پیش مورد توجه و تأکید سازمانها قرار گرفته‌است. تأکیدی که در کوشش‌های مدیریت نوین، تحولی چشمگیر به‌شمار می‌آید. به بیان دیگر اکنون آموزش و پرورش کارکنان در ردیف اساسی‌ترین وظایف هر مدیر قرار گرفته است. در این راستا مهمترین وظیفه مدیر آن است که با تدوین مستمر برنامه‌های آموزشی، راه دگرگون شدن و بهبود کار را هموار نماید. آموزش، کاراترین ابزار و قویترین فرآیند موجود برای انتقال دانش و مهارت به نیروی انسانی و آماده تقویت‌نمودن آنان برای انجام وظایف می‌باشد. امروزه اغلب کشورهای توسعه‌یافته برای بقاء، رشد و تداوم توسعه، بخش قابل توجهی از درآمد ناخالص ملی خود را به طرق مختلف صرف آموزش و تربیت نیروی انسانی می‌نمایند و با تعلیم مهارت‌های ضروری به کارکنان، میزان بهره‌وری کار را افزایش می‌دهند. به علاوه، اجرای برنامه‌های آموزشی در سازمان، پرورش استعدادها، ژرف‌بینی، جامع‌نگری و پایبندی افراد به ارزشهای سازمانی را تقویت می‌نماید.

این مقاله تأثیر آموزش ضمن خدمت بر افزایش کارآیی نیروی انسانی مورد توجه و ارزیابی قرار می‌دهد. مقاله در پی پاسخگویی به این پرسش اصلی هستند که آیا گذراندن دوره‌های آموزش ضمن خدمت کارآیی کارکنان را افزایش می‌دهد؟ همچنین آیا آموزش ضمن خدمت قادر است نیروی انسانی را برای انجام بهتر وظایف محوله پرورش دهد؟ گذراندن این دوره‌ها، چگونه برنامه‌ریزی مدیریت، تخصص، خلاقیت، رضایت شغلی و طرز برخورد کارآموزان با ارباب رجوع را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟ آیا عملکرد کارکنان را افزایش می‌دهد؟

به منظور پاسخگویی به پرسشهای یاد‌شده، ابتدا رابطه بین دو عامل آموزش ضمن خدمت و کارآیی مشخص می‌گردد. سپس میزان تأثیر این دو عامل بر یکدیگر سنجیده می‌شود و از این طریق معیار ارزیابی دقیقی در اختیار مدیران قرار می‌گیرد..

 

اهمیت و ضرورت

عملیات آموزش و بهسازی از فعالیتهای ضروری و مستمر برای تطبیق نیروی انسانی با شرایط متغیر سازمان و محیط می‌باشد و آموزش، ابزاری است که به وسیله فنون و روشهای مختلف، مدیران را در اداره سازمانها یاری می‌رساند. ایجاد یک نظام اداری مطلوب و مناسب، تا اندازه زیادی به کمک آموزش و ارتقاء توانمندیهای نیروی انسانی امکان‌پذیر است. تسلط روزافزون انسان بر طبیعت و شناخت و آگاهی از ناشناخته‌ها و پژوهش برای یافتن تکنیک ها و ابزارهای جدید به منظور حل مسائل و مشکلات جامعه به ویژه در کشورهای در حال توسعه، مسأله آموزش نیروی انسانی را بیش از پیش مهم و مؤثر نموده‌است. با توجه به اینکه ایران نیز سالهاست برای نیل به رشد و توسعه مطلوب در تکاپوست، یکی از اهداف استراتژیک و بلندمدت مدیران بلندپایه آن رها‌نمودن اقتصاد کشور از درآمدهای نفتی و اتکاء به درآمدهای غیر نفتی به عنوان مهمترین منبع درآمد و مؤثرترین ابزار توسعه می‌باشد. در این راستا آموزش نیروی انسانی و ارزیابی آثار آن بر افزایش عملکرد آنان، فوق‌العاده حایز اهمیت است. آموزش صحیح نیروی انسانی، ضمن اینکه در سطح سازمانهای دولتی باعث ارتقاء عملکرد کارکنان و سازمان می‌گردد زمینه‌های برخورد مناسبتر کارکنان با مراجعان را نیز فراهم می‌نماید. رابطه‌ای که متأسفانه هنوز از جایگاه مطلوبی برخوردار نیست. با توجه به موارد یاد‌شده و با عنایت به اینکه در این زمینه تاکنون پژوهشهای کاربردی قابل توجهی انجام نگرفته است، اهمیت و ضرورت انجام این پژوهش و ارایه نتایج آن در مقاله حاضر آشکار می‌گردد.

فرضیه‌ها

فرضیه اصلی: آموزش ضمن خدمت کارآیی نیروی انسانی را افزایش می‌دهد.

فرضیه‌های فرعی: 1- آموزش ضمت خدمت مهارتهای شغلی نیروی انسانی را افزایش می‌دهد 2- آموزش ضمن خدمت مهارتهای مدیران در ایفای وظایف مدیریت را ارتقاء می‌بخشد 3- آموزش ضمن خدمت رضایت شغلی نیروی انسانی را افزایش می‌دهد.

روش تحقیق

تحقیق در مورد آموزش ضمن خدمت و تأثیر آن بر افزایش کارآیی نیروی انسانی، در سطح یکی از سازمانهای دولتی- خدماتی، بنام اداره دارایی تهران انجام شده‌است. متغیرهای کارآیی نیروی انسانی، وظایف مدیریت، مهارتهای شغلی و رضایت شغلی، متغیرهای وابسته و متغیر آموزش ضمن خدمت، متغیر مستقل پژوهش محسوب می‌گردد.

ابتداء فرضیه‌‌های تحقیق به وسیله آزمون نسبت دو جمله‌ای "شکست- پیروزی مورد آزمون قرار می‌گیرد. سپس نسبت جامعه با نسبت نمونه مقایسه می‌گردد. در صورتی که نسبت نمونه بزرگتر از نسبت جامعه باشد نتیجه می‌گیریم که از نظر فراگیران، آموزش ضمن خدمت بر افزایش کارآیی تأثیر مثبت دارد. سپس با استفاده از ضریب توافق "کرامر" موضوع را از دیدگاه سه گروه فراگیران، سرپرستان و آموزش ندیده‌ها مورد آزمون قرار داده، ضریب توافق یا عدم توافق گروههای مورد مطالعه را بدست می‌آوریم.

واطلاعات مورد نیاز علاوه بر منابع کتابخانه‌ای از دو روش مصاحبه و پرسشنامه گردآوری شده‌است.

الف: مصاحبه: پژوهشگران تلاش نموده‌اند با افرادی که آموزش ضمن خدمت را در سطح سازمان گذرانده‌اند مصاحبه نمایند و آثار آموزش را بر کارآیی آنان مورد سنجش و ارزیابی قرار دهند. مصاحبه‌ها به صورت آزاد انجام شده و به جز سئوالات از پیش تعیین‌شده، سئوالات دیگری نیز از پاسخگو پرسیده شده است.

ب- پرسشنامه: با توجه به فرضیه‌های تحقیق، پرسشنامه‌ای پرسش تنظیم گردید. پس از آزمون اولیه پرسشنامه در یک گروه کوچک، آزمون روایی انجام گردید به این ترتیب که ابتدا برای طراحی پرسشنامه، از چندین پرسشنامه تحقیقاتی که پژوهش مشابهی را انجام داده بودند استفاده بعمل آمد سپس تعدادی کتب و مقالات در زمینه آموزش ضمن خدمت که می‌تواند بر کارآیی تأثیر داشته باشد انتخاب شده و پرسشنامه اولیه طراحی گردید سپس با توزیع این پرسشنامه در بین گروهی از کارشناسان، اشکالات آن برطرف شده و پرسشنامه نهایی طراحی گردیده در جامعه آماری نظر توزیع شد و اطلاعات لازم جمع‌آوری گردید. این فرآیند نشان می‌دهد که از طریق روائی ساختن، وسیله اندازه‌گیری مناسب بوده‌است.

جامعه آماری تحقیق عبارت است از افرادی که دوره‌های آموزش ضمن خدمت را در سطح سازمان گذرانده‌اند. نحوه برگزاری دوره‌های آموزشی در سازمان مورد نظر به گونه‌ایست که ابتدا یک برنامه آموزشی کوتاه مدت از طرف واحد آموزش سازمان تنظیم می‌گردد. سپس این برنامه توسط تعدادی از مسئولین واحدهای سازمان در محل دانشکده در تهران تدریس می‌شود. پس از آموزشهای این دوره‌ها به صورت نظری، پرسشنامه تدوین‌شده در میان 100 نفر از افرادی که سال 1395 آموزش دیده‌اند، توزیع گردید. ضمن اینکه، از میان افراد آموزش ندیده در سالهای مذکور نیز 100 نفر انتخاب شدند و پرسشنامه‌ای بین آنها توزیع گردید و بالاخره به این ترتیب، نتایج حاصل با ضریب بیشتری با واقعیت تطابق پیدا کرد.

نتیجه‌گیری

اطلاعات حاصله از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان‌دهنده آن است که آموزش ضمن خدمت، نیروی انسانی را برای رسیدن به اهداف و مأموریت‌های سازمان تقویت می‌نماید. آموزش ضمن خدمت در افزایش مهارت‌های شغلی نیروی انسانی اعم از مدیران و کارکنان مؤثر است. همچنین این آموزشها حیطه دانش و معلومات مربوط به وظیفه کارکنان را گسترش می‌بخشد و بر مهارت‌های شغلی آنان می‌افزاید.

از سوی دیگر مشارکت نیروی انسانی در اتخاذ تصمیمات سازمانی رضایت شغلی آنان را افزایش می‌دهد. همچنین کارکنان سازمان، متمایل به شرکت در دوره‌ها هستند و معتقدند چنانچه شرکت در دوره‌های آموزشی با یک سری امکانات و مزایایی رفاهی همراه باشد، نتایج بهتری حاصل خواهد شد. قابل توجه است که نتایج یادشده نیز در پرتو تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از مصاحبه‌ها تقویت شده و مورد تأکید واقع می‌شود. سایر نتایج پژوهش نمایانگر آن است که آموزش ضمن خدمت یکی از مناسبترین تمهیدات لازم برای هماهنگی نیروی انسانی در سازمان است. همچنین این آموزشها نحوه برخورد کارکنان با ارباب رجوع را بهبود بخشیده بر دامنه برخوردهای مناسب کارکنان می‌افزاید. دوره‌های آموزشی چنانچه متناسب با نیاز سازمان و منابع انسانی آن طراحی شود و به درستی اجراء گردد اثربخشی سازمان را نیز تقویت خواهد نمود و بالاخره با توجه به نتایج بدست‌آمده از نظرخواهی انجام شده در جامعه آماری، آموزش ضمن خدمت نیروی انسانی موجب افزایش کارآیی کارکنان می‌گردد.

 

 

 

حرکت تاریخی کرد های آذربایجان( زاخورانلو  و موصولانلو (ساپان یا جلالی) به خراسان

 

 

 

كوچ بزرگ كردان كرمانج  از آذبایجان غربی به خراسان

 

فلسفه حرکت تاریخی کرد به خراسان

 

امیر خلیلی دانشجوی دکتری مدیریت دانشگاه تهران

 

 

پيشينه ي كردهاي خراسان

كردهاي خراسان را كرمانج مي نامند . پيش از پرداختن به پيشينه ي كردهاي كرمانج شمال خراسان در مورد واژه ي كرمانج توضيحاتي ارائه مي گردد سپس به اصل موضوع يعني كردهاي خراسان پرداخته مي شو د.

فاروق صفي زاده در مورد واژه كرمانج مي نويسد : « كرمانج كه كوتاه شده كُرد (kurd) است و ديگر مان (man ) كه همان ماننايي (mannay  ) است يكي از قبايل ماد بوده اند كه در سده نهم پيش از زايش در زاگرس فرمانروايي كرده اند ودر هنگام تشكيل فرمانروايي ماد به مادها پيوسته اند » 1.جاناتان رندل در اين باره نوشته است : « كردي كرمانجي … زبان كردان چادر نشين است »

2.«‌كرمانج … ظاهراً به برخي قبايل كردستان جنوب اطلاق مي شود آن هم نه در مقام مترادفي براي عشيرت ، بلكه به عنوان يك برچسب قومي . سون مي نويسد كه كرمانج ها پاك ترين خون كردي را دارند .  ساير قبايل را به طور ساده كرد مي خوانند . در كردستان شمال نيز لفظ كرمانج اغلب در دو معني متفاوت به كار مي رود :

-الف: برچسبي قومي است كه در اشاره به تمام كردهايي كه به لهجه ي كرمانجي شمال سخن مي گويند به كار مي رود

-ب:در مفهومي محدودتر در اشاره به رعاياي كشاورز به كار مي رود .دهقانان غير قبيله اي شاتاق كه زيرحكم و سلطه ي گراوي ها هستند كرمانج خوانده مي شوند .همين طور در شرناك  و روستاهاي پيرامون آن كشاورزان غير قبيله اي را كرمانج مي خوانند .

به اين ترتيب ، لفظ واحدكرمانج كه در جنوب در اشاره به فاتحان قبيله به كار مي رود و در شمال مخصوص رعاياي كرد غير قبيله اي است ؛ خود نشان دهنده ي ‌رابطه ي پيچيده اي است كه بين بخش هاي قبيله اي و غير قبيله اي جامعه ي ‌كرد موجود است و اين پيچيدگي بسي بيش از آن است كه تئوري ما فوق طبقاني روا مي دارد … كرمانج ها معمولاً زمين داران خرده پا ومستقل هستند …  . كرمانج ها در اين جا احتمالاً كردهاي قبيله اي ( يا پيشتر قبيله اي ) بوده اند كه در اين منطقه بر زمين هايي كه تصرف كرده اند ساكن شده اند»

3.لفظ كرمانج درشمال خراسان ؛ هم به چادر نشينان كرمانج زبان ، و در مفهوم عام تر به كردهايي كه گويش كرمانجي دارند اطلاق مي شود . و هرگاه سخن از كرمانج است كردنژادان كرمانج زبان مدنظر مي باشند .

اما كردهاي خراسان داراي چه پيشينه اي هستند ؟ چرا كردها به خراسان كوچ داده  شده اند ؟ آيا پيش از آمدن كردها در زمان صفويه كردهايي در خراسان سكونت داشته اند  يا خير ؟

در رابطه با آمدن کردها به خراسان و دلایل آن پیشتر به طورکامل توضیح داده شد .

از آن جا كه فرهنگ ،آداب و رسوم و باورها به نوعي در ترانه هاي كرمانجي شمال خراسان تبلور يافته ، شناخت بيشتر كرمانج خراسان باعث ژرف نگري بيشتر در ترانه هاي اين مردم مي گردد وسعي مي شود در اين خصوص توضيح بيشتري داده شود.

كليم ا… توحدي مؤلف چند جلد كتاب حركت تاريخي كرد به خراسان  در مورد زمان ودليل آورده شدن كردها به خراسان مي نويسد : «كرمانج خراسان كه در اوايل دولت صفوي براي جلوگيري از تاخت و تاز تركمانان و ازبكان به مرزهاي شمال ايران انتقال داده شدند تحت عنوان سه ايل بزرگ زعفرانلو ،شادلو ،قراچورلو قرار دارند»

 كليم ا… توحدي با اشاره به  اين كه از زمان شاه اسماعيل صفوي، كردها به ويژه قرامانلوها به طور پراكنده براي دفاع از مرزهاي خراسان به اين ديار آسيب ديده آورده شدند وبعدها جانشينان شاه اسماعيل هم سياست انتقال كردها به خراسان را ادامه دادند ، مي نويسد :

« شاه عباس كه پادشاهي تيز هوش و سياستمدار بود با توجه به فلسفه ي ابن عميد كه گفته بود : كردها را بايد سپر بلا قرار داد ، درصدد انتقال كردها به خراسان بر آمد … حدود پنجاه هزار خانوار ، كوچ بزرگ و تاريخي خود را از آذربايجان به سوي سرزمين  ري  آغاز كردند ،‌اين حركت كه در حدود سال (1005هـ .ق) انجام گرفته بود باعث شد كردها مدت دو سال در جلگه ي‌ تهران و خوارو ورامين اتراق نمايند."5

جاناتان رندل نيز در خصوص مهاجرت كردها به خراسان مي نويسد:

«‌شاه عباس اول به اين جريان ( مهاجرت كردها ) شتاب بخشيد . كردهايي  بودند كه از زادگاه خود كنده شده به شرق فرستاده شدند ، نخست به آن سوي مرز آذربايجان ،سپس به خراسان در مقابل تركمانان كه هنوز همان جا مانده اند – يعني هزار مايل دور از زادگاهشان – به اين ترتيب صفويه قبايل سركش كرد را از مرزهاي غربي خود كندند و شگفتا آنها را به پاسداري از ديگر مرزهاي آشفته ي كشور گماشتند و ساير قبايل كرد را به مناطق دورتري فرستادند ،به هندوكش در افغانستان و بلوچستان امروز ».

دكتر حشمت ا… طبيبي در كتاب جامعه شناسي ومردم شناسي ايلات و عشاير آورده است:

« بارتولد درتذكره ي جغرافياي تاريخي ايران مي نويسد : شاه عباس براي صيانت مملكت از تاخت و تاز تركمن ها وازبكان تصميم بدان گرفت كه كردهاي جنگجو را از ولايت غربي بدين سامان (خراسان )‌كوچ دهد .بر اثر اين تصميم پنج ولايت كرد نشين دركليه سرحد از استر آباد تا ‌چناران  تشكيل داد .

طوايف كرد خراسان كه از ايلات كرد ساكن در خاك عثماني موسوم به چمشگزك بودند ،  چون مذهب شيعي داشتند درزمان صفويه به داخل ايران آمده سپس به خراسان كوچ داده شده اند و در اواخر دوره ي صفويه به كُرد زعفرانلو معروف شده اند. اين ايل بزرگ از 32 شاخه تشكيل شده كه به هر شاخه «‌ايل » مي گويند و در شهرهاي اسفراين ، بجنورد ،دره گز ،شيروان ،قوچان و نيشابور پراكنده اند .

ايل شادلو نيز ، از ايلات كرد خراسانند كه آنها نيز از قفقاز به آذربايجان ، سپس به خراسان كوچ داده شده و در شمال غربي آن مستقر شده اند .

پرفسور اسماعيل حسين زاده بوانلو استاد دانشگاه در آمريكا درباره ي مهاجرت كردها به خراسان نوشته است:

« مهاجرت كردها به خراسان عمدتاً در زمان حكومت شاهان صفوي و به منظور دفع تجاوزات مكرر ازبك ها و مغول ها و تركمان ها به كرانه هاي شمال شرقي ايران صورت گرفته است .

اين مهاجرت كه در اواسط قرن دهم قمري يعني از زمان شاه اسماعيل و شاه طهماسب شروع شده بود در اواخر اين قرن و اوايل قرن يازدهم يعني در زمان حكومت شاه عباس به اوج خود رسيد ؛ چه در اين زمان بود ؛ كه ازبك ها نه تنها مشهد را تسخير كرده و خراسان را ميدان تاخت و تاز خود قرار داده بودند ؛ بلكه نواحي شاهرود ، دامغان ، سمنان ،ورامين ، كاشان و اراك را هم زير پا گذاشته بودند .

مهاجرت و مقابله به موقع كردها،مخصوصاً مبارزات رزمندگان دو ايل بزرگ ومعروف زعفرانلو و شاديلو باعث جلوگيري از پيشروي بيشتر ازبك ها شده و پس از مبارزات خونين و فراوان سرانجام موجبات بيرون راندن آنها از ايران را فراهم آورد ».

فصلنامه ي ‌خراسان پژوهي نيز در مورد زمان ودليل كوچ اجباري كردها از غرب به شرق ايران مي نويسد :

« مهاجرت  تاريخي كردها به فرمان شاه عباس صفوي در حدود (1007 هـ .ق) آغاز شد .طي آن 40 هزار خانوار از كردهاي غرب كشور جهت حفاظت و حراست از مرزهاي شمال شرقي كه گاه  و بي گاه توسط اقوام ترك و به ويژه ازبك مورد تهديد قرار مي گرفت به اين منطقه كوچ داده شدند .كردهاي مهاجر در سرحدات شمال شرقي استقرار يافتند تا ديوار انساني و سپر بلايي باشند در مقابل هجوم ازبك ها به قلمرو داخلي و به خصوص مركز ايران عصر صفوي .»

صالح ملا عمر عيسي نيز نوشته است : « شاه عباس اول 000/150 كرد را به خراسان نقل مكان داد تا در مقابل تجاوز بيگانگان از مرزهاي ايران دفاع نمايند و علت آن نيز اين بود كه درجنگيدن با دشمنان متجاوز ، از شجاعت خاصّي برخوردار بودند.»

همچنين مؤلف كتاب  كردها و سرزمين شان  در مورد محل اسكان كردهاي خراسان  مي نويسد :

« درشرق درياي خزر و در 200 مايلي شمال شرق مشهد ، در استان خراسان ، اطراف شهرهاي بجنورد وشيروان آبادي هاي كردنشيني وجود دارند ،كه بيش از هزار مايل با ديگركردها فاصله داشته و جمعيت شان حدود دويست هزار نفر است ».13

علي خراساني در مصاحبه با فصلنامه ي‌ آواشينچاپ انستيتوي كردي سوئد مي نويسد :

«كردهاي خراسان از تركيب كردستان بزرگ … كرد هاي سوريه ، قفقاز ،باكو ،تركيه ،كردهاي جنوب عراق ، ماكو و مهاباد تشكيل شده اند … و كردهاي افغانستان، پاكستان وهندوستان هم از خراسان به آن ولايت رفته اند .»14

علي رغم تحقيقات صورت گرفته در مورد كردهاي خراسان وارائه نظرهاي متفاوت هنوز يك سؤال اساسي بي پاسخ مانده است : آيا كردها پيش از مهاجرت زمان صفويه هم در خراسان مي زيسته اند و يا خير؟

اين ابهام را ، هر چند به استناد برخي نظرها مي توان برطرف كرد ؛ ولي راستي چه پيوندي بين كرد خراسان و تركيه وجود دارد؟

آيا امكان ندارد تعدادي كرد نيز از خاور زمين به غرب رفته باشند و نام خراسان را با خود به استان ارز روم برده باشند كه امروز شهرهاي قوچان ،شيروان وطوايف كيكان ،سيوكان ، اُمَران بنا به نظر انستيتوي كردي سوئد در ايران و تركيه وجود دارند و اين كه بگوييم همه ي ‌كردهاي خراسان يك باره از غرب آمده اند ؛ پس چه كساني در 500 سال قبل اين مناطق و مرزها را در دست داشته اند ؟

مؤلف كتاب جامعه شناسي ومردم شناسي ايلات و عشاير در مورد احتمال از شرق به غرب رفتن برخي قبايل مي نويسد :

« محتمل است ،‌ مهاجرت گروهي قبايل و طوايف ايراني از مشرق ايران به سوي غرب ، تدريجي بوده و اين قبايل بعد ازمدتي جدايي از يكديگر در كوهستان زاگرس و سواحل دجله به هم رسيده اند . و چون همنژاد و همزبان بوده واز حيث دين ،اخلاق ،آداب ورسوم اختلافي بين شان نبوده ، آميزش و اختلاط آنها با هم به سهولت انجام پذيرفته است .»15

مينورسكي محقق كردشناس روس نيز در نظري مشابه در بيستمين كنگره جهاني خاورشناسان گفته است :

«كردان قومي هستند كه از ايران خاوري برخاسته اند»ولي در اين باره بايد تحقيقات بيشتري صورت گيرد و اين يك نظريه بيش نيست .

«حقيقت اين است كه كردها قبل از زمان صفويه نيز در خراسان سكني داشته اند .  كُرد بودن ابومسلم خراساني خاطرات دعبل خزائي در راه عبور ورسيدن به مرو و برخورد او با كُرد هاي علوي ، خاطرات تيمور دركتاب  منم تيمور جهانگشا  ، كه در مسيرقوچان به گروهي برمي خورد ؛‌ كه مي گويند :‌ ما كُرديم و همزمان با دوره ي تيمور ،‌ كلاويخو نيز در سفرنامه ي خود اشاره به وجود كردها در خراسان مي نمايد. همه وهمه دليل بر وجود كردها پيش از زمان صفويه در خراسان است .

كردهاي شمال خراسان شيعه مذهبند وجمعيت شان بيش از يك ميليون نفر است وادبيات شفاهي اين مردم به علت نداشتن رسم الخط كرمانجي خراسان در معرض آسيب جدي است كه اميد مي رود كار به دستان فرهنگي با حمايت از فرهنگ هاي بومي زمينة‌ تقويت فرهنگ ملي را فراهم آورند .

کردها که کلمه ایران را با یای مجهول می خوانند و با رسم الخط کوردی چنین مینوشتن(ئیران)و(ئیر)و(ئار)هرسه به معنای (مقدس)و (اتش)می باشنداز انجا که اتش در روزگار باستان مقدس ترین عناصر شناخته شده و موردنیاز بوده است نامش از (ئیر)گرفته شده و چون سرزمین ایران نیز همچون اتش موردپرستش و تقدس بوده است نام (ئیران)بر آن نهاده اند یعنی سرزمین مقدس و سرزمین وجایگاه دوست داشتنی ومحترم وموردپرستش.وآریا به معنایی (ئاری ها)است.یعنی کسانی که(ئار)=(آر)رامی پرستیدند.یعنی آتش پرست بودند.بنابراین مفهوم آریائی ها یا آری ها کاملا اشکارا میشودکه چرا بر مردمان این سرزمین اطلاق شده است.بعدها بعضی از آری های غیر کورد به هندوستان و برخی به اروپا مهاجرت کردند که امروزه شاخه های هندی اروپای راتشکیل میدهند.اگر امروز واژه های همانند فراوانی درکرمانجی وزبانهای انگلیسی والمانی یا فرانسوی میبینیم معلول همان علت قرابت اولیه است. 
بابرسر كار امدن صفوي و براي مقابله با امپراتوري استعمارگر و توسعه طلب عثماني كه خود را وارث بالاستحقاق سزمين هاي اسلامي مي پنداشت مذهب تشيع را در مقابل تسنن در ايران رسميت داد. 
تشكيل دولتي شيعه مذهب درايران كه چهار طرف ان را حكومت هاي سني مذهب تشكيل مي داند كاري سهل و اسان نبود بنابراين ايران از هر سو به ويژه از شمال شرقي و غرب كشور مورد تجاوز امپراتوري عثماني وازبكان متحدش قرار گرفته بود.امپراتوري عثماني هر وقت مي خواست از غرب به سرزمين ما حمله كند جبهه اي نيزبه وسيله متحدان سني خود در شرق مي گشودوازبكان را به حمله ي خراسان و قتل و غارت و تخريب واميداشت . 
شاه اسماعيل اول كسی بود كه به وسيله كوردها قرامانلوتحت فرماندهي بيرام بيگ قرامانلو جبهه خراسان در مقابل اوزبكها را برقرار ساخت و بدنبال وي فرزندش شاه طهماسب با انتقال كردهاي زنگنه وچگني وزيك و كلهربه تقويت نيروهاي خراسان پرداخت. 
در اواخر سلطنت سلطان محمد صفوي و اوائل حكومت شاه عباس اوزبكان بر شدت حملات خويش افزوده خراسان را تبديل به ويرانه اي ساختنند و شاه عباس جرات نكرد از منطقه ري پا فراتر نهد و عازم خراسان گردد. در نتيجه شهر هاي مشهد و اردكان و سبزوار و نيشاپور واسفراين يكي پس از ديگري به وسيله عبدالمومن خان اوزبك غارت و تخريب شدند و اين زمان سال 1000هجري مطابق پنجمين سال سلطنت شاه عباس بود . اسفراين از جمله شهر هائي بود كه همچون مشهد دربرابر هجوم سيل آساي اوزبك بشدت مقاومت نمود. ابو مسلم خان چاولشو حاكم اسرافين با جمعي از غازيان استاد جلوواكراد وغيره كه در ان قلعه جمع امده بودند به حفظ و حراست قلعه و استحكام برج و بارو پرداخت و در لوازم قلعه داري مي كوشيدند و عبدالمومن خان در تسخير حصار اسفراين سعي بسياري نمود توپها نصب كرده و تا چهار ماه مدت محاصره امتداد يافته چند مرتبه يورش عظيم واقع شد ومحصوران قلعه مردانگيها كرده در هر يورش جمع كثيري از بهادران اوزبكيه مقتول گشته و خندق قلعه از اجساد و قتيلان انباشته گرديد چنانچه موازي چهار هزار كس از اوزبكيه تخمينن در جنگ آن قلعه نابود شدند... 
مجملا بعد از چهار ماه ابو مسلم خان زد و خورد نموده قلعه را نگا هداشت و كار محصوران تنگ شده... 
"اوزبكيه بربرج عروج نموده و بر قلعه مستولي گشتند و دست به قتل و غارت براورده برمتنفسي ابقاء نميكردند. ابو مسلم خان با چند نفر از جوانان دريكي از برج ها خود را حفظ نموده تا سه روز جنگ كردند و تا تير در تركش و گلوله و باروت با خويش داشتند احدي از بهادران اوزبكيه جرات ان نبود كه بر ان برج ظفريابند. بعد از انكه اواز تفنگ انقطاع يافته صفير تير از رفتن بازماند اوزبكيه دانستند كه ديگر حالت محاربه ندارند هجوم نموده برج را گرفتند و ان شير مردان متاع گرانمايه جان را در رسته بازار اخلاص و غيرت و مردانگي به معرض بيع دراورده با خنجربران و تيغ خونفشان با اوزبكيه دست به گريبان شدند و مردانه وار شربت ناگوار هلاك چشيدند كچل قباد كلهر كه از جمله محصوران وگرفتاران ان برج بود ويكي از بهادران اوزبكيه كه اورا ميشناخت به مردانگي او حيف امده اورا حراست نموده و صحيح و سالم شب از اردوي اوزبكيه بيرون كرده به عراق (عراق عجم – قزوين و...)امده بود و حقيقت قضيه ي مذكور را به نوعي كه مرقوم گشت به بنده اسكندربيگ تركمان تقرير نمود... 
بله شهرهاي خراسان يكي بعد از ديگري تخريب و نابود ميشد و جوانان و مردان ان در خاك و خون مي غلطيدند و زنان وكودكان به اسيري برده ميشدند كه در بازارهاي خيوه و بخارا به فروش ميرسيدند و شاه عباس به اصطلاح كبير فارغ از هرگونه نگراني در دربار قزوين در عيش ونوش ولهوولعب بود." 
درسال1001فرهاد خان قرامانلو سپهسالار شاه عباس .گيلان و مازنداران را بتصرف در اورد وبه مرزهاي خراسان نزديك شد. اردوي شاه عباس نيز تابسطام پيش امد اما چون نامه ي تهديد اميز عبدالمومن خان به او رسيد از بيم جان خود بسوي قزوين بازگشت. 
در سال هفتم جلوس شاه عباس فرهاد خان كرد قرامانلو و برادرش ذوالفقارخان به تمام شورش هاي گيلان پايان دادند چون در سال هشتم جلوس خوزستان سر به شورش برداشت فرهاد خان عازم سركوبي شورش آن منطقه شد. در سال بعد كه نهمين سال جلوس شاه ومطابق1004 قمري بود شاه عباس به جمع نيرو پرداخت كه به سوي خراسان حركت كند چون اوضاع خراسان و اثرات سوئي كه بر اثر بي كفايتي شاه عباس در سراسر ايران بخشيده بود شاه را مجبور ميكرد وضع خويش را در قبال بيگانه گان در جبهه ي شرقي روشن كند تا شورش هاي داخلي فروكش نمايد.

 

فلسفه حرکت تاریخی کّرد به خراسان

می دانیم که پس از حمله اعراب به ایران و سقوط سلسله عظیم ساسانیان که نگهبانان سرزمین های وسیع امپراطوری ایران بودند، استقلال ایران به مدت نه قرن پایمال شد و از بین رفت واعراب در قرون اولیه خود را به مرزهای شمالی و شرقی کشور رسانده و با کشورهای باستانی توران، هند و چین هم مرز شدند. در میانه قرن چهارم هجری با فرصتی که برای اقوام ترک پیش آمده بود و دیوارهای مرزی ایران را شکسته یافتند از مرزهای ایران و توران قدیم گذشته و وارد سرزمین های خراسان شدند و سرانجام حکومتهای ترک غزنوی، سلجوقی مغول یکی پس از دیگری ایران را مورد تاخت و تاز قرار داده و به ویرانی پرداختند و یورش های تیمور لنگ و اعقاب او و نیز ترکان قراقویونلو و آق قویونلو سرزمین ایران را لگدمال کردند. تا اینکه در آغاز قرن، سلسله ایرانی تبار صفویه که نژاد کرد داشتند به همت شاه اسماعیل صفوی (930-905 قمری) روی کار آمد و اساس استقلال ملی ایران را پس از حدود نهصد سال بنا نهاد و با رسمی کردن مذهب تشیع در ایران ضمانت وحدت قومی و ملی ما را فراهم ساخت. روی کار آمدن صفویه همزمان با اوج قدرت سلاطین ترک عثمانی بود که خود را خلیفه اسلام و مالک الرقاب سرزمینهای اسلامی می دانستند اما صفویه در مقابل آنها شجره ای برای خویش ساخته و خود را به دودمان امام هفتم شیعیان منسوب داشتند و حق خلافت و ولایت را به خویش منتسب کردند و در مقابل ترکان عثمانی قد برافراشتند در نتیجه ترکان عثمانی به کینه توزی با صفویه پرداختند و با ازبکان هم نژاد و هم مذهب خویش در شرق خراسان متحد شدند و آنها را به تاخت و تاز و ویرانی هر چه بیشتر خراسان واداشتند تا عثمانی ها از مغرب و ازبکان از مشرق کشور نوپای ایران را بار دیگر بین خویش تقسیم کرده و مذهب تسنن را جایگزین مذهب تشیع نموده و حکومت صفویه را براندازند. اما پذیرش مذهب شیعه از سوی ایرانیان که صفوی متکی بر آن و حامی آن بودند نقش اصلی را سرانجام در استقلال ایران ایفا کرد و این کشور نوپا را در برابر حملات دشمنان محفوظ و مصون داشت از مهمترین متحدان شاه اسماعیل کردان چشمگزگ مستقر در شرق امپراطوری عثمانی بودند که از دیرباز مذهب تشیع را داشتند. چون سلطان سلیم امپراطور مقتدر عثمانی طرح شیعه کشی خود را در کشور آغاز کرد حاج رستم بگ چشمگزگ با چندین هزار خانوار کرد از ایل و تبار خود به یاری شاه اسماعیل آمد که سرانجام پس از شکست شاه اسماعیل در جنگ چالدران ، این امیر کرد با چهل تن از دیگر سران کرد به اتهام همکاری با شاه اسماعیل به نامردی گردن زده شدند. جنگ چالدران در دوم ماه رجب 920 قمری اتفاق افتاد شاه اسماعیل که نمی خواست در آغاز کار با سلاطین عثمانی درگیر شود پیش از جنگ چالدران همت خویش را مصروف مرزهای شرقی کشور نمود تا ازبکانی را که به خراسان تاخته و به قتل و غارت و ویرانی شهرها و روستاها پرداخته بودند گوشمالی دهد. او در جنگ مرو با یاری سپاهیان فداکارش از جمله کردهای شیعه مذهب پیروز شد و ازبکان را به سختی شکست داده و از خراسان بیرون راند و در کاسه سر شیبک خان ازبک شراب نوشید (916 قمری) . شاه اسماعیل و شاه تهماسب و شاه عباس هر  کدام به نوبه خویش ایالت و طوایف زیادی را از کردان شیعه مذهب خود به خراسان منتقل ساختند تا در برابر تاخت و تاز ازبکان سنی مذهبی، از کیان خراسان دفاع نمایند. 
از مهمترین کردانی که در زمان شاه اسماعیل و شاه تهماسب وارد خراسان شده اند، می توان از کردان کلهر، قهرمانلو و چگنی نام برد. چگنی ها که قدرت و جمعیت چشمگیری داشتند به فرماندهی اوغلان بوداق خان چگنی با دیگر ازبکان را که به خراسان تاخته بودند گوشمالی سخت داده و بیرون راندند. بوداق خان در زمان شاه طهماسب فرمانروای سرزمنیهای اسفراین، بجنورد، شیروان، قوچان، مشهد و درگز بود و جنگ های فراوانی با ازبکها انجام داد. پس از فوت شاه طهماسب در سال 984 قمری چند سالی به علت اختلافات سران قبایل کرد و ترک شیعه مذهب و جانشینان نالایق از جمله شاه اسماعیل دوم و سلطان محمد صفوی فتور عظیمی در دستگاه سلطنتی صفوی روی داد و می رفت شیرازه نظام و استقلال ایران بار دیگر پاشیده شود که با همت سران کرد و ترک مستقر در خراسان از جمله کردان چگنی و چاپشلو و استاجلو کلهر و قهرمانلو با ترکان شاملو مستقر در هرات و قاجارهای مستقر در جنوب خراسان شاه عباس صفوی که کودکی بیش نبود به همت مرشد قلی خان کرد استاجلو بر سریر پادشاهی نشست و بار دیگر آب رفته را به جوی بازآورد و دشمنان ایران را به شدت تنبیه کرد یکی از علل شکست های شاه اسماعیل و شاه طهماسب در جنگ با سلاطین ترک عثمانی، نزدیک بودن شهر تبریز به عنوان پایتخت ایران به سرزمین دشمن بود که در هر فرصتی عثمانی ها آن را اشغال می کردند. لذا شاه طهماسب ناچار شد پایتخت را به قزوین که در داخل ایران و دورتر از دسترس دشمن بود  انتقال دهد. 
در سال 996 قمری که شاه عباس از خراسان به قزوین رفت و بر تخت شاهی نشست بار دیگر ازبکان به فرماندهی عبدالمؤمن خان ازبک از موقعیت استفاده کرده و به خراسان تاختند و شهرهای هرات و مشهد را تصرف کرده و به خاک و خون کشیدند و به سوی سبزوار و اسفراین پیشروی نمودند. تنها اوغلان بوداق خان چگنی بود که توانست خراسان شمالی و مرکز فرماندهیش را در قوچان از شر دشمنان نجات دهد. در چنین روزگار آشفته ای که ازبکان به سوی  پایتخت ایران می تاختند.شاه عباس نقشه ای چید و بسیاری از کردهای چشمگزک را که در قفقاز و آذربایجان متوقف بودند به نواحی شرقی قزوین منتقل ساخت که آنها را از شرق پایتخت تا تهران وخوار و ورامین و دامنه های رشته کوههای دماوند و البرز را زیر پوشش استحفاظی خود قرار دادند و همچون دیواری آهنین بین پایتخت  و ازبکان قرا گرفتند. 
حدود سال 1000 قمری بود که شهر اسفراین پس از چند شبانه روز مقاومت در برابر ازبکان و دفاع جانانه قباد خان کرد کلهر و ابومسلم خان چاپشلو استناجلوئی سرانجام سقوط کرد و ازبکها این شهر را که از آغاز حکومت صفویه تا کنون بارها تخریب و غارت کرده بودند، این بار به کلی ویران نموده و به سوی دامغان و سمنان پیشروی خود را آغاز نمودند تا پایتخت را مورد تهدید قرار دهند. ازبکان این زمان شهر مشهد را بکلی ویران و مردم آن را که به فرماندهی خان استاجلو مقاومت می کردند پس از چند ماه محاصره و تصرف شهر قتل عام کردند بقیه سپاهیان ویرانگر ازبک و مغول که از حدود سیستان و یزد خود را به  نواحی مرکزی ایران یعنی کاشان و اراک رسانده و مردم بی دفاع آن نواحی را کشتار و شهرها را ویران و زنان و کودکان را به اسارت  گرفته و به سوی خوار و ورامین پیشروی می کردند که در آنجا با کردهای محافظ پایتخت مواجه شده و شکست سختی را از کردها متحمل گشته و با بجا گذاشتن اسرا و غنایم ناچار به فرار شدند و به خراسان رفتند. شاه علی خان کرد چشمگزگ که این زمان ریاست کردهای چشمگزگ را بر عهده داشت شاه عباس را وادار ساخت تا برای سرکوب کامل ازبکان در تعقیب آنان روانه خراسان شدند. جنگهای شاه عباس در خراسان با ازبکان از سال 1000 قمری تا 1010 قمری بطور پراکنده ادامه داشت که در نتیجه مرزهای ایران پس از یکهزار سال به دوره امپراطوری ساسانیان در شرق رسید. سرزمین های بلخ و مرو و بخارا و خوارزم به وسیله سپاهیان شیروان ایران مفتوح شد و ازبکان از آنجا بیرون رانده شدند. 
در این سالها تقریباً تمام کردهای مستقر در حدود تهران وارد خراسان شدند و در نواحی شمالی این ایالت مستقر گشتند و در سال 1011 قمری که تقریباً آرامش به خراسان بازگشته بود شاه عباس از بلخ به هرات و مشهد بازگشت و از راه چناران و رادکان شکارکنان به خبوشان (قوچان) آمد و حکومت درگز (درون) را  نیز به خطه قوچان ضمیمه کرد و آنرا به شاه قلی سلطان جد امرای بعدی کرد خراسان تفویض داشت و در درگز لقب امیرالامرایی داد. به قول مؤلف عالم آرای عباسی، شاهقلی سلطان غلام خاصه شریفه چشمگزگ (زعفرانلو) را به رتبه والای ایلت و خانی سربلند گردانیده، حکومت اسکای درون (ابیورد و تسا و درگز) را به او عنایت فرمودند و خاطر از مهمات  آنجا جمع فرموده ( از طریق دره جیرستان و گیفان و جلگه ایوب پیغمبر و راز و مینودشت بازگشته) و در اسکای خوار  وورامین به اردوی کیهان پور ملحق شدند. اما کردها که پس از آزادسازی اسفراین از رشته کوه شاه جهان گذشته و وارد جلگه شیروان و قوچان شده بودند نخستین قلعه ای که برای خود ساختند قلعه شیروان بود. پس مرکز فرماندهی به درون (درونگر درگز) منتقل شد و بعد در کنار قصبه خبوشان دژی محکم بنا گردید که سران ایلات معتبر کرد با عوامل نظامی خود در آن مستقر شدند وآنجا را به مرکز قدرت رزمی خود بدل ساختند که به کردآباد یا کرد محله معروف شد و بعدها این دژ در جنگ بین عباس میرزا نایب السلطنه قاجار و رضا قلی خان زعفرانلو ایلخانی کرد ویران گردید و شاهان بعدی قاجار تعمیر  آنرا به خوانین بعدی کرد ندادند. 
دیگر شهرهای شمالی خراسان از جمله قوچان کنونی،شیروان، بجنورد،آشخانه، اسفراین (میان آباد) چناران و رادکان و درگز را کردها ساخته اند.با استقرار ایلات  کرد در خراسان که قریب به پنجاه هزار خانوار بودند، اوضاع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی این ایالت ویران شده از تاخت و تاز مغولان و ازبکان دگرگون شد و خون تازه ای در شریانهای آن به جریان افتاد و امنیت برقرار گردید. 
هزاران گله گوسفند و اسب و شتر در دشتها و کوهها و مراتع این ایالت به ویژه در نواحی شمالی به چرا مشغول شدند و سطح تولید در امور گله داری و کشاورزی و باغبانی بالا و بالاتر رفت و بازار شهر دگرباره رونق یافت. بوداق خان چگنی حکومت مشهد را یافت و پسرانش هر یک در ناحیه ای از جمله مرو به فرماندهی و حکومت نشسته و به رتق و فتق امور پرداختند کردهای زنگنه در نواحی شرقی خراسان و حدود هرات مستقر شدند. ترکان بیات در نیشابور و ترکان قاجار با کردها در مرو جا گرفتند. کردهای زعفرانلو و شادلو هم که چشمگزگ نامیده می شدند به قول مؤلف مطلع الشمس به  گونه زیر مستقر شدند که : شاه عباس شاه قلی سلطان را لقب امیر الامرایی داد در خط آخال گذاشت.  و چهل هزار خانوار از اکراد چشمگزگ را که دو سه سالی در ورامین اسکان داشتند، کوچانیده در ناحیه مزبور( آخال ) سکنی داد که جلو ازبک را داشته باشند. در سلطنت شاه سلطان حسین (صفوی 1135 قمری) که امور دولت مختل گردید اکراد آخال نشین از تاخت و تاز ارگنجی و بخارایی شوریده رو به کوه گذاشتند و در آن زمان ولایت قوچان و شیروان و بجنورد و سملقان مسکن طایفه (ترک) گرائیلی بود. اکراد برای اینکه یورتی به جهت خرید بدست آرند بنای زد و خورد را با طایفه گرائیلی گذاشتند و در اندک زمانی آنها را از محلات مزبوره خارج ساخته، قراخان پسر مهراب بیک بن شاهقلی سلطان که وکیل اکراد چشمگزگ و در معنی ایلخانی این طایفه بود بر این نواحی استیلا یافت و شیروان را یورت قرار داده، تمام چهل هزار خانوار اکراد چشمگزگ را که زعفرانلو و شادلو و کاوانلو (کاویانلو) و عمارلو و قراچورلو باشند، در یورتهای قوچان، شیروان، بجنورد و مضافات ساکن ساخت. چنانکه از چناران علیا تا چناران سفلی که در حوالی بجنورد است، به زعفرانلو اختصاص یافت و از چناران سفلی الی سملقان یورت شادلو شد. 
به این معنی که از اول سملقان یورت شادلو شد. گاوانلو را به سمت مشهد مقدس انداختند. به این معنی که از اول خاک چلای خانه که در شمال مشهد واقع و تا قلعه (کردنشین) یوسف خان که در چهار فرسخی سمت شمال قوچان است امتداد دارد یورت طایفه جانی قربانی باشد و کوه شمال چشمه گلپ معروف به چشمه گیلاس (در شمال منطقه چناران و رادکان) که کوه عمارت نام دارد و یک سمت آن (در شمال منتهی) خلاصه طوایف مزبور در محلات مذکور بماندند و بعد از قراخان پسرش بنام بیک وکیل، ریاست داشت پس از او پسرش محمدحسین خان از دولت (نادرشاه پس از مراسم تاجگذاری در دشت مغان به سال 1148 قمری) ایلخانی لقب یافت بعد از آن پسرش امیرگونه خان ایلخانی شد و پس از او رضا قلی خان بن امیر گونه ایلخانی گردید.بعد از او سام خان بن رضاقلی خان (دلیرترین و سیاستمدارترین خوانین زعفرانلو حاکم مشهد و فاتح هرات) ایلخانی و بعد از سام خان امیرحسین خان برادرش ایلخانی طایفه زعفرانلو و ملقب به شجاع الدوله گردید، از جماعات (ترکان) گرائیلی در خراسان طایفه بغایری حالا در بام و صفی آباد سکنی دارند . پس از تسخیر قوچان مرکز فرمانروایی ایلخانان کرد زعفرانلو در سال 1248 قمری،عباس میرزا قاجار پسر فتحعلیشاه برای تضعیف قدرت رزمی کردها، اتحاد آنها را از هم پاشید و یک ایلخانی دیگر کرد را در بجنورد تشکیل داد که نخستین ایلخانی شادلو بود و نجفعلی خان شادلو پدرزن رضاقلی خان بخاطر همکاری باعباس میرزا قاجار به این سمت منصوب شد. 
اما ایلات معتبر 32 گانه در خراسان که هر کدام جایگاه و نقش ویژه ای در تاریخ خراسان دارند، برخی بدین شرح می باشند. 
قراچورلوها : که در زمان نادرشاه با او جنگیدند و سرانجام با او صلح و نجف سلطان کرد قراچورلو و محمدخان قراچورلو از فرماندهان این ایل بزرگ هستند که در جنگهای ایران و عثمانی و ایران و هندوستان در تمام سالها در کنار نادرشاه بودند. سبزعلیخان کرد قراچورلو سر محمدحسن خان قاجار پدر آغامحمدخان را برید و به کیم خان زند  اهدا کرد و حکومت صفویه را تثبیت نمود. 
حسینقلی خان قراچورلو حاکم سرحدات ثلاثه بجنورد و پدر شادروان خانلرخان قراچورلو (متوفی اسنفد 79) نیز همراه سردار  معزز شادلو در مشهد به امر رضاشاه اعدام شد. محل استقرار قراچورلوها (مامیانلوها) در درگز، بجنورد و اسفراین می باشد. 

کیکانلوها : در سراسر نواحی شمال قوچان از آشخانه و بجنورد گرفته تا درگز اسکان گرفته اند و جمعیت زیادی را تشکیل می دهند. مرکز حکومت کیکانلو بر عهده خوانین اوغاز بوده که معروفترین خوانین آخر آن محمد حسن خان شیخ الخوانین و پسرانش سعادتقلی خان سیوکانلو و قادر قلی خان قبادی بودند کیکانلو ها در زمان ناصرالدین شاه به سه ایل سیوکانلو، بیچرانلو و کیکانلو تقسیم شدند. 
قهرمانلو: از مهمترین ایلات کرد است که آخرین رهبر آن ولیخان قهرمانلو بود که به امر رضاشاه در زندان مشهد در سال 1310 مقتول گردید محل استقرار آنها در رشته کوههای شاه جهان در جنوب قوچان و نیز در شیروان و اسفراین بجنورد می باشد. 

میلانلو: از مهمترین ایلات کرد در اسفراین است حدود 43 طایفه و ایل کرد در شهرستان اسفراین مستقر هستند و مزارع و کشتزار ها و بیشتر زمین های کشاورزی و مراتع اسفراین متعلق  به این مردها که بیش از 80% جمعیت اسفراین را تشکیل می دهند حکومت اسفراین بین ایلخانان بجنورد و قوچان گاهی دست به دست می شد. 

توپکانلو: که معروفترین ایل بیگی آن فرهاد خان توپکانلو بود که همراه ولیخان قهرمانلو قصد کشتن رضا شاه را داشتند توپکانلو ها در سراسر خراسان از جمله سبزوار و نیشابور و چناران و قوچان و شیروان و اسفراین مستقر شده اند. 

 دیگر ایلات و طوایف معتبر کرد عبارتند از: 
هودانلو، بادلانلو، زیدانلو، صوفیانلو، توروسانلو، زنگلانلو، باچیانلو، رودکانلو، رشوانلو، حمزکانلو، شیخ امیرانلو، جلالی، سیاه منصور، جهان بیگلی، مادانلو، قرباشلو و غیره. 

اینک نمودار فرمانروایان کرد خراسان از زمان شاه اسماعیل صفوی  تا رضاشاه پهلوی. 
- حاج رستم بیگ چشمگزگ که در دشت چالدران به امر سلطان سلیم امپراطور ترک عثمانی با یارانش به قتل رسید 
- شاه علی خان  کرد چشمگزگ که همراه شاه عباس در سال 1000 قمری وارد خراسان شد. 
- شاهقلی سلطان میرایل جلیل چشمگزگ و امیرالامراء اکراد سال 1011 قمری 
- یوسف خان سلطان، میرال جلیل چشمگزگ 1037 قمری 
- مهراب بیگ فرزند شاهقلی سلطان، ملقب به وکیل الاکراد(1038 قمری) 
-قراخان پسر مهراب بگ وکیل الاکراد 
-سام بگ سپهسالار و پدر زن نادرشاه (وکیل الاکراد) 
-محمد حسین خان ایلخانی 1248 قمری معاصر نادرشاه و شاهرخ امیر گونه خانه ایلخانی معاصر شاهرخ ندری و آغامحمد خان قاجار. 
-رضا قلی خان ایلخانی مقتدرترین خوانین ایرانی متوفی 1249در تبعید آذربایجان

 سام خان ایلخانی فاتح امیر حسین خان شجاع الدوله نجفعلی خان کردشادلو نخستین ایلخانی بجنورد سال 1248 قمری 
-هرات ملقب به شجاع الدوله متوفی 1311 قمری جعفرقلی خان شادلو ایلخانی مقتدر ملقب به سهام الدوله 
-ایلخانی  زعفرانلو مسعود 1275 قمری حاکم بجنورد و استرآباد مسموم 1278 
-محمد ناصرخان شجاع الدوله پسر امیر حسین خان بنیانگذار شهر جدید قوچان متوفی 1320 قمری 
-حیدر قلی خان سهام الدوله برادر جعفر قلی 
-خان مسعود در سال 1288 قمری 
-عبدالرضا خان شجاع الدوله یا محمد خان سهام الدوله (سردار مفخم) متوفی 1338 قمری برادرزاده حیدر قلی خان و متوفی 1322 قمری 
-امیر حسین خان شجاع الدوله زعفرانلو حاکم بجنورد و استرآباد که آخرین حکم ایلخانیگری را از عزیزالله خان سالار مفخم (سردار معزز)احمد شاه در سال 1300 خورشیدی از دولت رضاخان (رضا شاه) که در مشهد به امر رضا شاه در سال 1304 به دار در سال 1305 دریافت داشت آویخته شد نگاهی به تاریخ قوچان مرکز فرمانروایی ایلخانان کرد زعفرانلو قوچان که این زمان بر کنار شاهراه بین المللی خراسان به مازندران قرار گرفته و مرکز شهرستان قوچان می باشد تاریخی پر فراز و نشیب داشته است معلوم نیست در چه زمانی قوچان بر این شهر نهاده شده است برای اولین بار که از این نام ذکری در تاریخ رفته در حددود سال 1003 قمری بوده که مؤلف شرفنامه (بتلیس) به آن اشاره کرده و گفته است در زمان شاه عباس کردها را به قوچان بردند. 
معلوم نیست که آن زمان قوچان تلفظ می شده یا طبق رسم معمول حرف چ را به ج بدل کرده اند؟ بار دگر در سال 1248 قمری پس از جنگ عباس میرزا نایب السلطنه قاجار با رضاقلی خان زعفرانلو ایلخانی خراسان که سرانجام به تسلیم ایلخانی می انجامد، قائم مقام فراهانی در نامه ای که به فتحعلی شاه نوشته مژده تسخیر قوچان را می دهد و جای واژه خبوشان، قوچان را به کار برده است در دوره اشکانیان نام شهری در این حدود به نام آساک یا آسااک برده شده است و حتی بعد از اسلام نیز شهری در جنوب غربی قوچان کنونی بوده که به استو معروف بوده و تا زمان هلاکوخان به این نام مشهور بوده است. در تاریخ دوره غزنویان و مغول و تیموریان در تمام منابع از آن بنام خبوشان نام برده شده است در دوره اشکانیان و ساسانیان شهرهای کوچک ولی پر رونق در جلگه قوچان وجود داشته است که در حفاریهای غیرقانونی سالهای اخیر بسیاری از آثار آن دوران کشف شده است که از جمله می توان محل روستای کنونی (امامزاده) سلطان زیر آبه و کشفیات حدود روستای میرفضل الله و نیز کشفیات اسفیجر اشاره  کرد که سکه های اسکندر مقدونی از آنجا کشف شده بوده است. 
اما خبوشان همان شهر قدیم قوچان بوده که بر اثر زلزله سالهای 1311 و 1312 قمری بکلی ویران شد چون به امر محمد ناصرخان ایلخان زعفرانلو در بین سالهای 1311 تا 1314 شهر کنونی قوچان ساخته شد لذا این شهر را بنام این ایلخانی کرد، ناصریه می گفتند و رفته رفته نام قوچان شایع تر و تثبیت گشت چنان که اعتمادالسلطنه (صنیع الدوله) در مطلع الشمس گفته است که : قوچان که در اصل خبوشان بوده و مغول آنرا قوچان گفته اند، از شهرهای معتبر کردستان خراسان است. پنج یا شش هزار خانوار دارد. مؤلف بستان السیامه جمعیت شهر قوچان در سال 1314 قمری را که  هنوز همه مردم شهر کهنه در آن اسکان نگرفته بودند ،  تعداد 15 هزار نفر نوشته است. 
از حوادث مهمی که در شهر جدید قوچان روی داده قیام سردار کرد زعفرانلو در آخر دوره عبدالرضا خان شجاع الدوله ایلخان قوچان می باشد. 
مرگ شجاع الدوله در سال 1298 خورشید، قیام نافرجام کلنل محمدتقی خان پسیان و شکست خوردن او از کردهای قوچان در پاییز 1300 از دیگر حوادث این شهر است حرکت کردهای قوچان به همراهی امیرجان محمدخان فرمانده لشگر شرق ترکمن صحرا از وقایع سال 1303 خورشیدی می باشد. 
قیام سالار جنگ که حکومتی کمونیستی بود و از مروه تپه در غرب بجنورد در گلستان کنونی آغاز گشت و بجنورد و اسفراین و شیروان تسخیر شد و سالار جنگ (لهاک) با نیروهایش وارد قوچان گردید به وسیله خوانین کرد قوچان محاصره و مغلوب به شوروی متواری گشت. رضاشاه در مرداد 1305 برای تقدیر از این عمل کردهای خراسان به قوچان آمد. 
ویرانی بسیار از بناهای قوچان تلفات سنگین نیز در بهار 1354 از دیگر حوادث گذشته به شهر قوچان فرآورده های گله داری، کشاورزی و باغداری است به ویژه انگور و کشمش قوچان شهرت جهانی دارد. 
صنایع دستی ، بافتنی از جمله دستبافت های زنان کرد مانند جاجیم، پلاس، قالیچه ، دستکش، پاتاوه، جورابهای رنگین زیبا و مانند آن است و پوستین بافی و نمدبافی و چارق دوزی از دیگر صنایع دستی قوچان می باشد.در زمینه هنر وموسیقی قوچان  یک قطب و مرکز هنری در شمال کشور می باشد.

به دلیل تهاجم وسیع ترکمن ها به خراسان بود که علاوه بر تاختو تاز, به گرفتن اسیر و تاراج قرا و شهرهای ایران مبادرت می ورزیدند که این تهاجمات با حمایت ضمنی روسها همراه بود. به همینمنظور حمایت دولت وقت ایران قدرتهای محلی را در بر می گرفت که بخشی از آن در حوزهحکمرانی ایلخانان شادلو قرار داشت. طایفه های «تکه» و « تغورلی» که در سرزمین های خوش آب و هوا و حاصل خیز اترک سکنی گزیده بودند به زد و خورد با ایلغارها و چپاول ایلات و عشایر موجود در این مناطق و شهر بجنورد و روستاهای اطراف آن می پرداختند که اوج حملات آنان در زمان ناصرالدین شاه بود. برای سرکوبی آنان شاه حاکم و رئیس ایل شادلوی بجنورد, جعفر قلی خان و پسرش یار محمد خان را مامور کرد. یار محمدخان ایلخانی شادلو در زمان خود از بزرگترین امرا و رجال ایران بود.

سردار سپاهي که با ازبک ها وارد جنگ شد و آنها را شکست داد دوبرادر به نام هايفرهادخان و ذوالفقارخان قرامانلو بودند که فرهادخان برادر بزرگتر و سردار سپاه بود و ذوالفقارخان برادر کوچکتر و نقش دستيار را براي برادرش ايفا مي کرد.ذوالفقارخان كرد قرامانلو برادر فرهاد خان سپهسالار ايران با چهار هزار كس از لشكر اذربايجان از قزوين مامور حركت بسوي خراسان شد وشاه نيز بدنبال وي براه افتاد در ييلاق فيروز كوه فرهادخان قرامانلو نيز باسپاه تحت فرماندهي خويش به اردوي شاه پيوست. 
شاه عباس پس از ديدن سان سپاه بيست هزار نفري خويش در چمن بسطام نامه اي به عبدالمومن خان ازبك نوشت وبه وسيله ي قطبالدين اقاي كردچگني ارسال داشت منظور از ارسال نامه اين بود كه شايد عبدالمومن خان دچار وحشت شده خراسان را رها كرده به ازبكستان بازگردد و شاه بدون جنگ وارد خراسان شود.

اما عبدالمومن خان نه تنها بيمي به خود راه نداد بلكه قطب الدين چگني را نيز به قتل رسانيد . فرهادخان با سپاهي که از کرمانج هاي وطن پرست و پرشور همراه داشت ازبک ها را شکست داد و خراسان را به تصرف درآورد و امنيت را در بخش هاي شرقي ايران برقرار ساخت و در همان منطقه ساکن شد،شاه عباس هم به مقصود خود رسيد زيرا در هر حال اگر کرمانج ها پيروز مي شدند يا شکست مي خوردند به نفع او بود.

شاه عباس با شنيدن اين خبر فرهاد خان وذالفقارخان قرامانلو را به مامور به پيشروي نمود و از بسطام عازم جاجرم شد كه در اين جنگي بين طلايه داران و اوزبكيه و فرهاد خان در گرفت و به شكست و فرار اوزبكيه انجاميد .سپاه ايران از جاجرم به سنخاست و از انجا به ايره (ايرج) و فريمان دريك فرسخي غرب اسفراين نقل مكان نمود.اوزبكيه در اولين برخورد دچار شكست شده بودند عبدالمومن خان را برآن داشت از منطقه اسفراين به سوي مشهد عقب نشيني كند شاه عباس وارد شهر ويران شده ي اسفراين گشت و حكومت آنجارابه بوداق خان كردچگني تفويض داشت كه در آباداني و بازسازي آن شهر اهتام ورزد و برج وباروي انرا بنا نمايد .

شاه عباس جرا ت نكرد عبدالمومن خان را تعقيب نموده وخراسان را ازوجود منحوس اوزبكيه پاك سازد از اين رو به استراباد بازگشت و عبدالمومن خان نيز باشنيدن اين خبر از مشهد به اسفراين بازگشت و بقيه مردم انجارا نيز مجددا قتل عام نمود. چون شاه عباس به قزوين رسيد و خبر فوت سلطان مراد خان امپراتوري عثماني و جلوس پسرش سلطان محمد خان را شنيد ذوالفقار خان قرامانلو را به عنوان ايلچي براي عرض تسليت و تبريك به دربار روم فرستاد (و مشاراليه به ائين شايسته و اراستگي تمام متوجه روم گشت والحق آان خدمت را بروجه لايق بتقديم برسانيد). 
درسال 1005هجري اوزبكه ها به تاخت و تازهاي خود در خراسان ميدان وسيعتري داده و تا يزد پيش رفتند و ليكن در انجا از نيروهاي افشار مقيم يزد شكست خورده وعقب نشيني نمودند.

در سال1006هجري جماعتي اوزبكيه پاي از دايره اعتدال بيرون نهاده از دو طرف به حدود ممالك تاخت آورده و اسين و يغماي ايشان از خراسان به عراق رسيده و جمعي از جنوب اوزبكيه به بسطام و دامغان امده و بعضي جهت غارت اموال به مواضع و محال پراكنده شده و بعضي ديگر در كمین مددكاري نشستند حسين خان چگني كه بعد از معزولي از ايالت همدان حاكم بسطام شده بود با معدودي سپاه به قصد مدافعه آن گروه سوار شده و اسي و جلادت پيش راندند و از جنوب اوزبكيه جمعي از كينگاه بيرون امده و جلوريز برسرايشان تاختند و سلك جمعيت ايشان را از هم پاشيده رخنه در بنياد حيات جمعي كثير انداختند . حسينعلي خان و ميرزا علي عرب بعد از محاربه به بسيار شربت گوارا ممات چشيده راه عدم پيمودند و جمعي ديگر از آن فئه غارتگر از تراشيزه راه بيابان كوهرزمن اعمال دامغان پيش گرفته و سرازالكاي خوار براوردند و اثر تاخت ايشان تا اران و بيدگل كاشان كه يطرف ان به باديه پيوسته است رسيد. داروغه سمانان نيز بطريق حسنعلي خان زياده حسابي از ان طبقه نگرفته... بين الجانبين محاربه صعب افتاد. داروغه كاري نساخته سمنانيان منهزم و بد حال گشتند.اما شاه عليخان مير چشمگزگ در الكاري خوار از اين حال اگاه گشته با جمعي از غازيان چشمگزگ به تعاقب آن جماعت در حركت در امد ودر باديه به جنورد اوزبكيه رسيده و جنگ در پيوستند وچند نفر از بهادران اوزبكيه تاب مقاومت نياورده شكسته وپريشان حال دست از اموال بازداشته راه فرار پيمودند وشاه عليخان استرداد غنايم ايشان نموده ومظفر ومنصور بازگشت.سرهاي قتيلان وگرافتاران را به درگاه عالم پناه اوردند و بعداز واقعه مذكور اوزبكيه پاي در دامن كشيده و دست درازي بهيچ طرف را نتوانستند انجام دهند.

در آخر شاه عباس که از قدرت گرفتن فرهاد خان هراسناک شده بود او و برادرش را ناجوانمردانه به قتل رساند.

جريان مذكور پاسخ به كساني است كه مي گويند شاه عباس كردهاي چمشگزك را به خراسان تبعيد كرد!! واژه تبعيد به هيچ وجه درست نيست . وبر خلاف انچه تصور مي رود كه كردها مظلوم واقع شدند واز كوي و  برزن خويش به خراسان آواره گشتند.بايد گفت كه كردها كساني نبودند كه ظلم بر انها قرار گيرد بلكه اينها قدرتمندترين نيروهاي مجهز و هميشه اماده و در واقع همان گارد جاويدان و عهد هخامنشي بودند شمشير و تيروكمان و گرز وسپر ونيزه شان هميشه همراهشان بوده است. برات بهادر جريستاني (پدر بزرگ اقاي عليزاده موسس چاپخانه شيروان)تا دم مرگ نيز شب و روز نيزه اش در كنارش بوده است .حتي هنگامي كه جهت قضاي حاجت نيز ميرفته است اول نيزه اش را بر ميداشته وقتي از او سوال ميشود كه اكنون كه تركمن ها حمله نمي كنند چرا نيزه را بر ميداري ؟گفته بود كه اگر وقتي در اين فاصله دشمن حمله كرد . من بگويم دشمن تو بايست تامن بروم نيزه ام را بياورم!! و برات بهادر به مردم جريستان كه در نوار مرزي ايران و روسيه اسكان دارند گفته بود:اسلحه شما ناموس شماست . هرگز اسحله خودرا از خويش جدا نسازيد.آري چنين مرداني بودنند كه اين اب و خاك را از تهاجم دشمنان متجاوز محفوظ نگهداشتند .وقتي مي بينم شاه عباس تصور جرات روبرو شدن با اوزبك هارا هم ندارد و شاه عباس بزرگ صفوی برای جلوگيری از تاخت و تاز تركان و اوزبكان، کردان جنگجو را از ولايت های باختری ايران به خراسان كوچ داد و پنج ولايت كرد نشين در مرز، از استرآباد تا چناران تشكيل داد.
 سرانجام يك شاه عليخان چمشگزگ پيدا ميشود كه از اوردوگاه خوار و ورامين سرراه ازبكاني كه از خراسان تا كاشان را چاپيده اند بگيرد وانها را خرد و نابود كند و چنان ضرب شستي به انها نشان دهد كه تا خراسان و كوه و دشت و كويررا زير پا بگذارد وپشت سرشان را نگاه نكنند.تا انجا دو ضربت كردي متجاوزان اوزبك چشيده بودند يكي در اسفراين به وسيله نيروهاي قرامانلو و ديگري به دست شاه عليخان رئيس كردان چمشگزگ كه اين زمان از مهاباد كوچيده و در خوار اسكان داشتند .شاه عليخان ان مرد حماسه افريني كه با يك اشاره 45هزار خانوار كرد بسيج ميشود (اگربگويم از هر خانواده اي به طور متوسط يكنفر سوار وارد ميدان كارزار شود)ايا شاه عباس قدرت دارد چنين نيروي را بلااجبار از مهاباد كوچ دهد و به اصطلاح بعضي ها اواره و اسير كند و به خراسان تبعيد نمايد؟ 

مگر تبعيد كردها شوخي بود؟ 
كردها به ميل و رغبت خود از منطقه آذربايجان و مهاباد به نزديكي تهران كنوني كه ان موقعه ملك ري ميگفتند ومهمترين سرزمينهاي حاصلخيز ايران را در برداشت كوچ كردند زيرا منطقه اذربايجان و كردستان نميتوانست اين همه نيرو را در خود جذب كند. چونكه سالها بود كه ترك ها نيز در اين مناطق اسكان يافته بودند وبر اثر بي كفايتي سلطان محمد خدابنده سرزمينهاي قفقاز جنوبي يعني قرابغ و شيروان و گنجه و نخجوان و سواحل ارس كه محل اسكان و ييلاق كردها ي چمشگزگ و شادلو بود و پس از جنگهاي متعدد از تصرف ايرانيان و خارج وبه اشغال نيروهاي عثماني در امده بود و كردهای قاجار و استاجلوها و افشارها از ان مناطق به داخل اذربايجان كنوني كوچيده بودند علاوه بر اينها كردهاي لبنان و سوريه و عراق و تركيه و هم بسيارشان به خاطر داشتن علاقه ي شديد نسبت به ايران ان سر زمین هارا كه زير سلطه عثماني بود رها كرده و به اطراف مهاباد و سرزمين مكري كوچيده بودند جمع شدن تمام نيروهاي كرد و در ان منطقه باعث شده بود كه گله ها و احشامشان از بابت تعليف دچار مضيقه شوند و همواره برسر مراتع و ابگاه و علفگاه ميان ايلات اختلاف و نزاع روي دهد . شاه عباس هم كه شخص زرنگ وسياستمدار بود از اجتماع اين نيروي عظيم كرد در ان منطقه به وحشت افتاده و چاره انديشيد و سران چمشگزگ را به اين عنوان كه نواحي خوار ورامين براي دامداري و كشاورزي منطقه اي كافي و مناسب مي باشد انان را براي چنين كوچ و حركت بزرگي تشويق و اماده ساخت . اما وقتي كردها دو سه سالي در خوار ماندند و تاخت و تازهاي اوزبكيه را در خراسان از دور و نزديك ملاحضه نمودند غيرت و شجاعت و جسارت فطري و جلبي به انها اجازه نداد كه در انجا آسوده زندگي كنند در حالي كه زنان و دختران و كودكان ايران به اسارت مشتي اوزبك غارتگر ومتجاوز در ايد و شهر هاي خراسان و يكي پس از ديگري تبديل به ويرانه گردد از اين رو خروشيدنند و با چنين عقيده و ايماني راسخ سر راه را بغارتگران گرفتند و مفزشان رابا مشتهاي آهنين كوبيدند و چنان ضربتي برانها وارد ساختند كه هر گز فراموش نكنند و به دنبال اين جريان شاه عباس اعلام امادگي كردكه حاضراست خراسان را از وجود منحوس اوزبك پاكسازي نمايد و بدين قصد ميمون ومبارك كوچ وكوچ سوار بر اسبهاي كوه پيكر با اواي درينگ و درنگ ناي وجرس و شتران و كاروان براي انجام رسالتي بس مهم و خطير عازم سرزمين بلاديده ي خراسان شدند و قدم به قدم اين خطه ي فرزندان اشك را پاكسازي كرده تا خود را به شهر نسا پايتخت باستاني اشكانيان رسانيدند و در انجا اسكان يافتند و به مرزداري خراسان وسيع پرداختند .و همچنان كه ايل عظيم كرد بسوي خراسان پيش امد شهرهاي مسير را یكي بعد از ديگري پاكسازي و در اختيار شان قرار مي گرفت و اولين شهر بسطام بود كه حكومت انجا به بيرامعلي سلطان چگني برادر حسنعلي خان چگني حاكم سابق كه بدست اوزبكان كشته شد تعلق گرفت.  

همان طور  که استاد رشید یاسمی در کتاب کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی میگوید : آثار قدیم و اسناد جدید از آغاز عهد تاریخی ایران تا این ایام همه گواه بزرگواری و دلیری و ثبات قدم و سایر صفات پسندیده قوم کرد است .که در چهار موجه حوادث و جزرومد ایام ،فتوری و تغییری در آن راه نیافته است .از روزگار اردشیر ساسانی تا قرن حاضر پیوسته این قوم همان دلیری و شهامت را نشان داده است .

شادلو یا شادی در اوایل قرن یازدهم هجری قمری (1010 هجری قمری) بوسیله شاه عباس بزرگ همراه دو ایل هم نژاد و هم زبان کرد دیگر به نامهای زاخوری « زعفرانلو» و کاوی « کیوانلو» به خراسان آورده شدنند و در نواحی شمال خراسان که مرکز آن در غرب نسا (عشق آباد کنونی بود اسکان داده شدند )که جلو هجوم ازبکها را سد نمایند. کلمه « لو» به ترکی معنی «یای » نسبت را در فارسی می دهد. به همین دلیل ایلات شادی, زاخوری و کاوی به تدریج نام شادلو, زعفرانلو و کیوانلو یافتند. در سالهای آخر سلطنت شاه عباس, حکومت کردهای خراسان به شخصی بنام یوسف سلطان که از قورچیان شاه عباس بود واگذار شد. خانواده خوانین شادلو از اولاد این شخص هستند. زبان کردهای شمال خراسان , « کرمانجی» به لهجه کردی شمال آذربایجان غربی نزدیک است. آخرین حاکم محلی بجنورد عزیزالله خان سردار معزز فرزند یار محمد خان بود که با روی کار آمدن رضا شاه و اعمال سیاست تمرکز و قلع و قمع طوایف محلی در تیرماه 1304 شمسی در مشهد اعدام و حکومت 330 ساله خانواده شادلو در گرگان و خراسان غربی پایان یافت.

 

 

 

 

اصول كلاس داري    امیر خلیلی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب

اصول كلاس داري

امیر خلیلی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب

اصول كلاس داري چيست؟تمامي مقاطع

خوشحاليم شما مخاطب ما هستيد اميدواريم راهنماي خوبي در رابطه با اين موضوع براي شما باشيم.
سوال در عين ساده بودن داراي جوانب بسيار زيادي است.لذا در اينجا به تجربيات معلمين موفق در اين مورد بصورت كلي اشاره شده است. همانطور كه مي دانيد يكي از رمزهاي موفقيت در هر كاري، استفاده از تجربه كساني است كه قبلا در آن كار زحماتي كشيده و نتايج خوبي گرفته اند . براي موفقيت بيشتر در كلاسداري براي كودكان و نوجوانان و جوانان نيز مي توان از تجربه هاي ديگران استفاده كرد . آنچه در ذيل مي آيد حاصل تجربه كلاسداري مربيان موفق است.
كيفيت آموزش
امام سجادعليه السلام: «فاذا احسنت في تعليم الناس . . . زادك الله من فضله; (3) اگر مردم را خوب آموزش دهي، خداوند از فضل خود بر [دانش] تو بيفزايد .»
دنياي امروز آموزش، دنياي اصول، روشها و قالبهاي آموزشي است . اگر مربي آموزش لازم را نديده و از توان بالايي در اين زمينه برخوردار نباشد، تدريس او حالتي خشك و خسته كننده به خود خواهد گرفت و كودكان، نوجوانان و جوانان، به آن علاقه چنداني از خود نشان نمي دهند . پس براي بالا بردن كيفيت آموزش خود و موفقيت بيشتر در آن لازم است كه:
1 - در افزايش آگاهيها و محتواي علمي و درسي خود بكوشيم .
2 - از روشهاي نوين تدريس آگاهي كامل داشته و توان بكارگيري آنها را در خود ايجاد كنيم .
3 - از محفوظات خوب و زيادي بهره مند باشيم تا بتوانيم در هنگام تدريس از آنها استفاده كنيم .
4 - براي هر درس مطالب نو و تازه اي داشته باشيم .
5 - از تجربيات درسي و تدريس ديگران بي بهره نمانيم .
6 - معمولا هنرمندي استاد در جلسه اول تدريس مشخص مي شود، پس روي جلسه اول فكر و مطالعه بيشتري داشته باشيم و آن را دست كم نگيريم .
7 - از دسته بندي كردن مطالب - كه در تفهيم مطالب نقش زيادي دارد - و داشتن ابتكار و خلاقيت در ارائه آنها غافل نمانيم .
8 - داشتن مطالعه هميشگي و نوشتن رئوس مطالب بر روي يك كاغذ به صورت دسته بندي شده و تدريس از روي آن را فراموش نكنيم .
9 - داشتن جزوه و متن درسي و برقرار نمودن ارتباط بين درسها و نكات تربيتي را از ياد نبريم .
10 - به كيفيت مطالب و تنوع آنها در هنگام تدريس توجه كنيم .
11 - سعي كنيم شاگردان ما در رابطه با درس فعاليت عملي داشته باشند .
12 - از محسوسات بيشتر از معقولات استفاده كنيم مگر در موارد نياز و ضروري .
13 - تلاش كنيم از علوم مورد نياز و مرتبط با درس خود بهره مند باشيم .
14 - در هنگام تدريس از موضوع درس و بحث خارج نشويم و خلاصه و جمع بندي و نتيجه درس را در آخر كلاس بيان كنيم .
15 - سعي كنيم اشكالات تدريس خود را رفع كنيم .
16 - بيش از ظرفيت و توانايي خود تدريس نكنيم كه بيماريهاي روحي و جسمي در پي دارد .
معنويت
مؤثرترين مربي در روح و جان كودكان و نوجوانان با معنويت ترين آنها است; پس:
1 - توكل بر خداوند و توسل به معصومين عليهم السلام بويژه حضرت فاطمه زهراعليها السلام و حضرت مهدي عليه السلام را فراموش نكنيم.
2 - با كودكان و نوجوانان رابطه معنوي و روحي داشته باشيم; لازمه اين رابطه معنوي، نگرش به آنان به عنوان بندگان خداست.
3 - با نام خدا درس را شروع كنيم و بعد از آن، حمد خدا و درود بر پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه وآله و ائمه معصومين عليهم السلام را فراموش نكنيم.
4 - پيش از هر دوره كلاسداري دو ركعت نماز بخوانيم و از خدا بخواهيم كه ما را در تدريس و هدايت مخاطبين موفق بدارد.
5 - به ارزشها و آرمانها و اصول اسلامي متعهد و مقيد باشيم.
6 - حتي الامكان با وضو و طهارت وارد كلاس شويم.
7 – تدريس به كودكان و نوجوانان را وظيفه شرعي بدانيم نه يك شغل معمولي و به كار خويش بعنوان يك كار معنوي ايمان و اعتقاد قلبي داشته باشيم.
8 - از احاديث صحيح و معتبري - كه مباحث اخلاقي و معنوي را بيان مي كنند - در تدريس خود استفاده كنيم.
9 - در صورتي كه كلاس ما غير از آموزش قرآن بود، پيش از تدريس، آيه اي از قرآن و يا حديثي از معصومين عليهم السلام را بخوانيم.
محبوبيت
امام علي عليه السلام: «ثلاث يوجبن المحبة; حسن الخلق و حسن الرفق و التواضع; (1) سه خصلت موجب محبت مي شود: خوشخويي، مهرباني و فروتني .»
محبوبيت استاد نزد كودكان و نوجوانان، اولين شرط تاثيرگذاري او بر آنان است . وجود علاقه و محبت ميان استاد و شاگرد نيز تا حد زيادي به ميزان رعايت عدل و انصاف از طرف مربي بستگي دارد . البته از آنجا كه شاگردان، هم از نظر جسمي و هم از نظر روحي و رواني با يكديگر متفاوتند، در حل مشكلات روحي آنان نيز بايد متفاوت برخورد كرد، پس:
1 - تفاوتهاي فردي كودكان و نوجوانان را بشناسيم و با هر يك از آنها با توجه به شرايط روحي و جسمي، رفتاري مناسب داشته باشيم .
2 - نسبت به همه شاگردان، روحيه عفو و اغماض و ارفاق داشته باشيم و حتي الامكان عذر آنان را بپذيريم .
3 - رازدار و محرم اسرار شاگردان خود باشيم .
4 - براي كودكان، نوجوانان و جوانان، مشاور خوبي باشيم .
5 - از بكارگيري كلمه «من » در حد امكان خودداري كنيم .
6 - نام اشخاص را كمتر و در حد ضرورت ذكر كنيم .
7 - تلاش كنيم بيش از مدرس بودن مربي دلسوزي باشيم .
8 - شاگردان را هرگز به خود وابسته نكنيم .
9 - در مقابل شاگردان از زحمات اساتيد خود و از فعاليت ديگران قدرداني و تشكر كنيم .
10 - هرگز رفتار غلط شاگردان را به منزله توهين به شخص خود تلقي نكنيم .
11 - زود عصباني نشويم و بطور كلي از عصبانيت پرهيز كنيم .
12 - هرگز كودك و نوجوان متخلف را به عذرخواهي از خود مجبور نكنيم .
13 - سعي كنيم شرايط روحي شاگرد را درك كرده، و به احساسات او احترام بگذاريم .
14 - ظرفيت روحي و استقامت در برابر مشكلات را در شاگردان تقويت كنيم .
آمادگي روحي
امام علي عليه السلام: «كن لينا من غير ضعف و شديدا من غير عنف; (2) نرم خو باش بدون ضعف و قاطع باش بدون زور گوئي .»
به تجربه ثابت شده است كه انتقال پيامها به كودكان، نوجوانان و جوانان نيازمند انرژي و روحيه بالائي است . چنانچه استاد با روحيه خوب خود بتواند روحيه شاگردان را حفظ كرده و حتي تقويت نمايد، بيشتر مي تواند بر آنان تاثير گذارد، پس:
1 - كاملا بر بحث خود مسلط باشيد تا با نشاط روحي و عاطفي تدريس كنيد .
2 - با خوشرويي و نرمخويي تدريس كنيد و چهره بشاش داشته باشيد .
3- مشكلات و ناهماهنگيهاي محيط آموزشي خود را طوري بيان نكنيد كه شاگردان نسبت به كلاس و درس شما دلسرد شوند .
4 - سعي كنيد براي ايجاد آمادگي روحي بيشتر در مخاطبان و جذابيت درس، احساسات و عواطف را برانگيزانيد .
5 - در تدريس شور داشته باشيد تا بتوانيد شور آفريني كنيد . اگر مي خواهيد چنين باشيد بايد به گفته هاي خود ايمان داشته باشيد .
6 - تا مي توانيد هنگام تدريس جوش نزنيد و حرص نخوريد .
7 - ثبات روحي و عاطفي داشته باشيد .
8 - در هنگام عصبانيت و يا خواب آلودگي خود و يا شاگردان، تدريس نكنيد، مگر اينكه آن را بر طرف نماييد .
9 - اين نكته را فراموش نكنيد كه حتما بايد خونسرد باشيد، البته طوري رفتار نكنيد كه شاگردان احساس كنند مورد توجه شما نيستند .
10 - مواظب باشيد احساسات و عواطف كودكان و نوجوانان را جريحه دار نكنيد .
11 - هنگام تدريس اضطراب و نگراني نداشته باشيد .
12 - سعي كنيد در مكان درس خود فضاي عاطفي به وجود آوريد .
اخلاق
قرآن كريم مي فرمايد: «فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك » (4) ; به سبب رحمت خداست كه با آنها نرم خوي و مهربان گشتي و اگر تند خو و سخت دل بودي، از گرد تو پراكنده مي شدند .»
رفتار استاد براي كودكان، نوجوانان و بخصوص جوانان الگوي عملي است . استاد در عمل نمودن به گفته هاي خود، نحوه برخورد با ديگران، سخن گفتن و حتي طرز نشستن، راه رفتن و پوشيدن لباس مي تواند براي شاگردان خود الگو باشد . پس سعي كنيم:
1 - برنامه هايي جهت خودسازي اخلاقي و تربيتي خود داشته باشيم .
2 - در برخورد با كودكان، نوجوانان و جوانان، اخلاق اسلامي را رعايت كنيم .
3 - هنگام برخورد با شاگردان خود، به آنان سلام كنيم .
4 - در همه مراحل صبور بوده و سعه صدر داشته باشيم .
5 - خوش رو، خوش اخلاق، نرمخو، داراي اخلاص، تقوي و تواضع باشيم و از غرور بپرهيزيم .
6 - سعي كنيم در عمل كردن به اخلاق نيكو، سير صعودي داشته باشيم كه اين بهترين ابزار براي جلب شاگردان سالهاي قبل است .
7 - از فضل فروشي، خود بزرگ بيني، خود كم بيني و آزرده شدن از نقد و ايراد ديگران بشدت پرهيز كنيم .
8 - اشتباهات خود را توجيه نكنيم و ضمن اعتراف به آنها در رفع آنها بكوشيم .
9 - از تعصب بي جا اجتناب ورزيده و شهامت در گفتن كلمه «نمي دانم » را در خود تقويت كنيم .
10 - اگر در جلسه درس متوجه اشتباه خود شديم، تا كودكان و نوجوانان متفرق نشده اند، آن اشتباه را برطرف كنيم .
11 - از يكدندگي، لجبازي، جدال و ستيزه جوئي بشدت پرهيز كنيم و با هيچ كدام از شاگردان كينه و خصومتي نداشته باشيم .
12 - از عيب جويي، تهمت زدن و توهين به شاگردان بپرهيزيم و ضمن مؤدبانه صدا كردن آنها، از پرخاشگري و انتقام جوئي پرهيز كنيم .
13 - به وعده هايي كه در كلاس مي دهيم وفا كنيم، بخصوص اگر وعده هديه و جايزه باشد .
14 - به كودكان و نوجوانان طعنه نزنيم، زيرا آنها افراد حساسي هستند و ممكن است سخت آزرده شوند .
وقار مربي
امام علي عليه السلام: «وقار الحلم زينة العلم; (5) متانت بردباري زيور دانش است .»
از آنجا كه رفتار مربي نشانگر شخصيت اوست و كودكان و نوجوانان دائما تحت تاثير رفتارهاي باطني و ظاهري مربيان مي باشند، شايسته است:
1 - طوري رفتار كنيد كه شاگردان احساس مسئوليت كنند .
2 - چيزي را به طرف شاگردان پرتاب نكنيد .
3 - ابزار، وسايل و چيزهاي ديگر را با خشونت از شاگردان نگيريد .
4 - داشتن «تيك » و عادات نامطلوب مانند بازي كردن با دكمه لباس يا موي سر و صورت زيبنده يك مربي نيست، سعي كنيد آنها را از خود دور كنيد .
5 - آراستگي ظاهر را رعايت كنيد و اموري از قبيل شانه كردن موها، تميز بودن لباسها، پاره نبودن لباسها و جورابها، واكس زدن كفشها و نظيف بودن بدن را فراموش نكنيد .
6 - از بوي خوش - در صورتي كه مفسده اي ايجاد نكند - استفاده كنيد .
7 - يقه و دكمه هاي خود را پيش از تدريس در آينه ببينيد .
8 - با چيزهايي كه ممكن است تمركز حواس دانش آموزان را از بين ببرد بازي نكنيد; مانند بازي با گچ، تخته، خودكار، تسبيح، عمامه، عينك، بيني، گوش و . . .
9 - اگر گچ يا ماژيك از دست شما روي زمين افتاد، آن را برداريد .
10 - در صورت امكان، گاهي براي اشراف بيشتر بر كلاس و تنوع در حركات، چند قدمي در بين شاگردان راه برويد .
11 - شاگردان را زياد به خاطر تنبيه پاي تخته سياه نگه نداريد .
12 - اگر جراحت يا بيماري ظاهري داريد، در ابتداي درس درباره آن توضيح دهيد تا ذهن شاگردان را در طول تدريس به خود مشغول نكند .
13 - برخي از شاگردان داراي نقص بدني يا رواني هستند، از اين رو حال آنان را رعايت كنيد .
14 - ضمن جلوگيري از سوء استفاده شاگردان براي بيرون رفتن از كلاس اجازه دهيد .
تواضع
پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله: «من تواضع لله رفعه الله و من تكبر وضعه الله; (6) هر كس براي خدا فروتني كند، خداوند او را بالا مي برد و هر كس تكبر كند، خداوند او را پست گرداند .»
بزرگي و عظمت مربي ثمره تواضع و خلوص اوست، از اينرو:
1 - هرگز كودكان و نوجوانان را خدمت كار خود ندانيد .
2 - طوري سخت گيري نكنيد كه مجبور شويد آن را كاهش دهيد .
3 - به شاگردان خود اجازه سخن گفتن و سؤال كردن بدهيد .
4 - سخن شاگردان خود را بي مورد قطع نكنيد .
5 - انتظار نداشته باشيد كه شاگردان از شما اطاعت كوركورانه داشته باشند .
6 - با كودكان و نوجوانان برخوردي متواضعانه و مناسب داشته باشيد .
7 - تجربيات تدريسي خود را در اختيار دوستان خود قرار دهيد .
8 - اوقات استراحت و زنگ تفريح دانش آموزان را نگيريد .
9 - تا آنجا كه امكان دارد شاگردان را از كلاس محروم نكنيد .
10 - كودكان و نوجوانان را طوري هدايت كنيد كه خودشان اعمال و كردارشان را كنترل نمايند .
11 - بيش از اندازه در كار شاگردان دخالت نكنيد .
12 - به حرف شاگردان خود گوش دهيد و حتي به تذكرات آنان توجه كنيد .
13 - براي كودكان و نوجوانان كلمه «ساكت » ، «هيس » و مانند آن را زياد بكار نبريد .
14 - از شاگردان خود نخواهيد كه همواره سكوت باشند و هيچ حرفي نزنند و هيچ حركتي از خود نشان ندهند .
رعايت شخصيت شاگردان
رسول اكرم صلي الله عليه وآله: «ليس منا من لم يرحم صغيرنا و لم يوقر كبيرنا; (7) كسيكه به كوكان ما رحم نكند و بزرگسالان ما را احترام نگذارد از ما نيست .»
يكي از اصول تربيتي اسلام احترام به شخصيت و كرامت انساني افراد است . پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله به همه مؤمنين اعم از كودكان و بزرگسالان، زنان و مردان و روستائيان و غير آنان، شخصيت مي داد و به آنها احترام مي گذاشت، پس:
1 - رعايت حقوق ديگران بويژه معلمان و مدرسان ديگر فراموش نشود .
2 - به شخصيت افراد احترام گذاشته و از تحقير آنان پرهيز شود .
3 - بين كودكان و نوجوانان رقابت مثبت و سالم ايجاد شود .
4 - به همه شاگردان بطور يكسان نگاه شود . اين قاعده فقط در موارد ضروري قابل استثناء است .
5 - از تمسخر و دادن لقب زشت به شاگردان پرهيز شود .
6 - شاگردان را بموقع تشويق و بين آنان تبعيض اعمال نگردد .
7 - از گفتن كلمات و جملات ركيك و خارج از ادب و نزاكت پرهيز كنيم .
8 - در صورت امكان از نمره يا امتياز شاگرد كم نكنيم .
نكات ويژه
1 - سعي كنيد براي تدريس، شروع خوب، گيرا و جذابي داشته باشيد .
2 - در تدريس خود به اين آمار توجه داشته باشيد كه گفته اند: 75% يادگيري از طريق چشم و 13% از طريق گوش و 12% از طريق بقيه حواس انجام مي گيرد .
3 - گاهي مي توانيم با صلوات يا طرح سؤال يا لحظاتي سكوت به كلاس تمركز بدهيم، اين روش از چند بار گچ روي تخته يا ميز زدن بهتر است .
شيوه استفاده از تخته
قال علي عليه السلام: «كتاب المرء معيار فضله و مسبار نبله; (8) نوشتار هر كس معيار فرزانگي و ميزان فرهيختگي اوست .»
در استفاده از تخته، هنگام تدريس، بايد نكاتي را مورد توجه قرار داد . بايسته است نكات زير مورد توجه قرار گيرد .
2 - ابزار و امكانات تدريس مانند: گچ، ماژيك، تخته پاك كن و . . . را پيش از درس فراهم آوريد .
3 - فقط مطالب مهم و ضروري را روي تخته بنويسيد و سعي كنيد مطالب نوشته شده روي تخته را كمتر پاك كنيد .
4 - از قسمت بالا و سمت راست تخته شروع به نوشتن كنيد، منظم بنويسيد و از تمام تخته استفاده كنيد .
5 - بسم الله در ابتداي هر كار، رمز عشق به خدا، توكل بر او، استمداد از او و وابستگي به اوست، پس هنگام استفاده از تخته، نوشتن «بسم الله الرحمن الرحيم » را فراموش نكنيد .
6 - هنگام نوشتن روي تخته، جلوي مطالب نايستيد .
7 - وقتي روي تخته مطلبي مي نويسيد، هم زمان آن را بخوانيد تا همه بشنوند .
8 - موقع نوشتن روي تخته، به شاگردان پشت نكنيد، بلكه نيم رخ بايستيد و بنويسيد .
9 - سعي كنيد هنگام نوشتن، لباسها و سر و صورت خود را گچي و يا رنگي نكنيد .
10 - تخته را از بالا به پايين پاك كنيد و با انگشت و دست و مانند آن پاك نكنيد .
11 - اگر شاگردان شما مطالب روي تخته را در دفترهاي خود نوشته اند، در پايان درس تخته را پاك كنيد تا براي استاد بعدي آماده باشد .
بيان و شيوه انتقال مطالب
يكي از نكات بسيار مهم در كلاسداري، نحوه بيان مطالب و شيوه انتقال آن به مخاطبان است . به كارگيري نكات زير، مربيان محترم را در انتقال بهتر مطالب ياري خواهد داد .
1 - استفاده از كلمات و جملات زيبا را فراموش نكنيد; مثلا به جاي «كور» كلمه «نابينا» و يا «روشندل » را به كار بريد .
2 - كلمات و جملات را رسا و روان بيان كنيد و در حد مقدور صدا و لهجه خاص و محلي نداشته باشيد .
3 - از خطي زيبا و يا حداقل خط خوانا همراه با بياني صحيح و زيبا برخوردار باشيد .
4- در انتقال مطالب ذوق و سليقه داشته باشيد و شناسائي ذوق و سليقه و استعداد كودكان و نوجوانان را فراموش نكنيد .
5- در صورتي كه خستگي را در چهره شاگردان خود احساس كرديد، در كلاسهاي اختياري از ادامه تدريس خودداري ورزيد .
6 - طوري تدريس كنيد كه شاگردان با استعداد بپسندند و شاگردان كم استعداد بفهمند .
7 - طوري سخن بگوييد و تدريس كنيد كه كودكان و نوجوانان به وجد آيند و در آنان نشاط ايجاد شود .
8 - گاهي مطالب خود را در قالبهاي هنري; مانند طراحي و . . . تدريس كنيد .
9 - متناسب و هماهنگ با موضوع، سر و دست خود را حركت دهيد و حالت آن موضوع را به خود بگيريد .
10 - سعي كنيد مطالب را هنگام تدريس بيشتر و بهتر مجسم كنيد .
11 - اگر صداي شما گرفته است، در رفع آن بكوشيد . استفاده از قرص گياهي آلتادين پيشنهاد مي شود .
12 - درس را پيش از تدريس تمرين كنيد . براي اين كار مي توانيد از فرصت طي مسير از منزل تا محل درس استفاده كنيد .
حفظ تعادل
در اسلام به ميانه روي و اعتدال بسيار سفارش شده است . يكي از مواردي كه بايد در آن ميانه روي و اعتدال رعايت شود، مسئله محبت و توجه به شاگردان در كلاس است . پس به موارد زير توجه كنيد:
1 - در كلاسداري با كودكان و نوجوانان، نه آنقدر محبت كنيد كه شاگردان لوس و خودخواه تربيت شوند و نه آن قدر بي مهري كنيد كه از اطراف شما بگريزند .
2 - بيش از اندازه از شاگرد تمجيد و تعريف نكنيد، زيرا ممكن است موجب غرور او و يا حسادت شاگردان ديگر شود .
3 - گاهي مي توانيد با نگاه كردن به شاگرد ناراحتي خود را نشان دهيد و نيازي به تنبيه بيشتر نيست .
4 - گاهي براي تشويق شاگردان، هدايا و جوايزي را در نظر بگيريد، البته تشويق بايد متناسب و به اندازه باشد .
5 - اقتدار مربي در كلاس مهمتر از سكوت شاگردان است .
6 - در موارد لزوم قاطعيت داشته باشيد .
7 - استعدادها و تواناييهاي مثبت شاگردان را جلو شاگردان ديگر مطرح كنيد و براي از بين بردن رفتارهاي ناپسند آنها تلاش كنيد .
8 - رفتار غلط شاگردان ممكن است معلول بيماريهاي بدني باشد، پس به اين نكته توجه داشته باشيد .
9 - پيش از تنبيه، علل كردارهاي منفي شاگردان را بررسي كنيد .
10 - به شاگردان ضعيف اعتماد به نفس ببخشيد و آنان را به درس خواندن ترغيب كنيد .
11 - پيش از آغاز تدريس، با پرسش از مسئولين مربوطه، شناختي اجمالي از وضعيت و موقعيت و سطح معلومات شاگردان بدست آوريد .
خصوصيات فردي
امام علي عليه السلام: «لاتفعل ما يضع قدرك; (11) كاري كه مقام تو را پست مي گرداند انجام نده .»
خصوصيات فردي مربي به ويژه در موارد حساسي مثل كلاس مورد نظر مخاطبان مي باشد، پس:
1 - سعي كنيد شخصيت علمي و اجتماعي خود را پيش شاگردان سبك نكنيد .
2 - در موارد لزوم با برخي از دانش آموزان در مورد خصوصيات فردي خود صحبت خصوصي داشته باشيد .
3 - مواظب باشيد كه كودكان و نوجوانان، شما را دست نيندازند و بازيچه آنان قرار نگيريد .
4 - وقتي كاري را از شاگردان مي خواهيد آن را پيگيري كنيد تا حتما انجام شود .
5 - نام خانوادگي خود را به شاگردان بگوييد .
6 - توجه كنيد مقررات خشك و افراطي را در كلاس وضع نكنيد .
7 - تدريس نيازمند تقويت جسماني است، آن را فراموش نكنيد و بين هر دو جلسه تدريس چيزي بخوريد و يا بنوشيد تا به خاطر ضعف دچار مشكل نشويد .
8 - در برخوردها و عكس العملها انعطاف داشته باشيد .
9 - نسبت به كوششها و فعاليتهاي شاگردان بي توجه و بي تفاوت نباشيد .
10 - تلاش كنيد تا در غير موارد ضروري درس خود را با استاد ديگري عوض نكنيد و در بين درس استاد عوض نشود .
11 - در تدريس از گروه گرايي و خطبازي خودداري كنيد .
12 - كودكان و نوجوانان رفتار مربي را زير ذره بين قرار مي دهند . مواظب باشيد كردار و رفتار منفي از خود نشان ندهيد .
13 - كاري كنيد كه شاگردان خصوصيات مثبت شما را در خود به وجود آورند .
خصوصيات اجتماعي
امام علي عليه السلام: «لاتقسروا اولادكم علي ادابكم فانهم مخلوقون لزمان غير زمانكم; (12) آداب و رسوم خودتان را بر فرزندانتان تحميل نكنيد; زيرا آنان براي زماني غير از زمان شما آفريده شده اند .»
تجربيات آموزشي و تحقيقات روانشناختي نشان مي دهد كه يادگيري به صورت دسته جمعي و غيرانفرادي معمولا سهل تر و بهتر صورت مي پذيرد . بدين جهت و نيز به دلائل ديگري، براي آموزش افراد، آنها را در يك مكان جمع كرده و آموزش مي دهند . آموزش در يك اجتماع مستلزم رعايت نكاتي است كه در ذيل به بعضي از نكات قابل توجه براي مربيان اشاره مي شود .
1 - از خصوصيات اجتماعي و خانوادگي شاگردان بي اطلاع نباشيد .
2 - اگر تعيين و بيان مقررات و قوانين ضروري باشد، اين كار را با همكاري شاگردان انجام دهيد .
3 - تلاش كنيد با مدير، سرپرست، مسئول، معاون و همكاران ديگر در محيط آموزشي هماهنگي داشته باشيد .
4 - مقررات محيط آموزشي را رعايت كنيد و به آنها احترام بگذاريد .
5 - كارها و فعاليتهاي مربوط به كلاس را بين شاگردان تقسيم كنيد و به آنان مسئوليت دهيد .
6 - شاگردان را جز در موارد ضروري، آن هم به مدت كم، از خود طرد نكنيد .
7 - در بعضي از موارد، شاگردان از مربي خود تقليد مي كنند، پس آهسته آهسته به تقليد آنان جهت دهيد .
8 - شاگردان را در كلاس نه آزاد آزاد بگذاريد و نه آنان را كاملا محدود كنيد .
9 - تنبيه و محروم نمودن تمام افراد به خاطر رفتار بد يك فرد يا يك گروه كوچك كار عاقلانه اي نيست .
10 - پشت سر ديگران سخني نگوييد تا پشت سر شما سخنها نگويند .
11 - آداب اجتماعي را در برخوردها رعايت كنيد .
شاگردان
امام سجادعليه السلام: «حق الصغير رحمته في تعليمه و العفو عنه و الستر عليه والرفق به والمعونة له; (13) حق كودك، مهرباني به او در آموزش و گذشت از خطاي وي و عيب پوشي و همراهي و ياري اوست .»
شاگردان شما امانتهاي الهي هستند كه براي پرورش و شكوفائي استعدادهايشان در اختيار شما گذاشته شده اند، از اينرو:
1 - شاگردان را به راه و كاري كه در پيش دارند متوجه سازيد .
2 - در شاگردان خود شناخت، بينش، پشتكار، صبر و حوصله را زمينه سازي كنيد و آن را افزايش دهيد .
3 - هميشه رغبت و ذوق شاگردان را زنده نگه داريد .
4 - درس را مرحله به مرحله و موضوع به موضوع تدريس كنيد .
5 - سعي كنيد مصاديق و نمونه هايي كه در درس مطرح مي كنيد، براي شاگردان قابل مشاهده و درك باشد .
6 - مطلبي را كه كودكان و نوجوانان با سعي و تلاش خود بدست مي آورند از آن خود مي دانند و با علاقه و بدون مقاومت آن را مي پذيرند . پس سعي كنيد آنها را در فراگيري دانش، به پژوهش واداريد .
7 - سن و معلومات و شرايط فردي شاگردان را در نظر داشته باشيد .
8 - اگر از شاگردان سؤالي مي كنيد، تا آنجا كه امكان دارد اجازه دهيد خود شاگردان جواب بدهند .
9 - به شاگردان فرصت كافي براي پاسخ دادن به سؤالات بدهيد .
10 - سؤال خود را طوري طرح كنيد كه فكر شاگردان را به كار اندازد و آنها را در حل مسئله كمك كند، نه اينكه فقط ناداني آنها را ظاهر سازد .
11 - در پاسخ به سؤالات نوبت شاگردان را رعايت كنيد .
12 - در هنگام سؤال كردن، درس را از جاهاي مختلف و افراد متفاوت كلاس بپرسيد نه از افراد خاص و مكان معيني در كلاس
13 - زمينه سؤال كردن را در كودكان و نوجوانان فراهم آوريد و آنان را امر به سكوت نكنيد .
14 - گاهي شاگردان سؤال شاگردديگررا متوجه نمي شوند،پيش از پاسخ گفتن به آن سؤال،يكبارديگر خودتان آن راتكرار كنيد

 

مدیران برنامه ریزی


http://amoozeshnews.com/Image/News/2012/11/369_634881503676183750_l.jpg


همانگونه که مي­دانيم برنامه­ ريزي راهبردي جزو وظايف مديريت و يک سازمان پويا است.

مسئوليت برنامه­ ريزي مديران، چهارده فرآيند عمده و متمايز اعلام شده است که به عنوان شرح وظايف اساسي مدیران معين شده است به طوری که هر مدير به تناسب و اقتضاء شرايط سازماني خود بايد نسبت به کاربرد و اجراي آنها اقدام نمايد. اين فرآيندها عبارتند از:

-        تعيين چشم انداز:

پيش بيني و اتخاذ تصميم­هاي کلي در مورد فعاليت(ها) و يا حوزه­ هاي تابعه در راستاي رشد مستمر سازمان.

-        برنامه­ ريزي راهبردي:

تدوين و ارايه مفاهيم، ايده­ها و برنامه­ هاي کاربردي براي نيل موفقيت آميز به اهداف تعيين شده

-        تعيين اهداف:

    تصميم­ گيري در مورد اجراي اهدافي که از نظر زماني کوتاهتر از چشم انداز بوده و در طيف مربوطه به فرآيند راهبردي، زير مجموعه اين حرکت عميق و اصولي محسوب مي­شود.

-        تهيه آرمان سازمان

-         تدوين و ارايه خط مشي­ ها 

-        طرح ساختار سازماني 

-        تأمين منابع انساني 

-        تدوين رويه هاي کاري

-        تأمين ماشين آلات و تجهيزات

-         تأمين سرمايه 

-         ايجاد استاندارد و شاخص

-         تنظيم برنامه هاي مديريتي و طرح هاي اجرايي

-         آمار و اطلاعات

-         ايجاد انگيزش

رمضان 90 در یک نگاه

ماه مبارک رمضان در یک نگاه!

ماه مبارک رمضان در یک نگاه!● مناجات
علی‌ ای‌ همای‌ رحمت‌ تو چه‌ آیتی‌ خدا را
که‌ به‌ ما سوا فکندی‌ همه‌ سایه‌ هما را
دل‌ اگر خداشناسی‌ همه‌ در رخ‌ علی‌ بین
به‌ علی‌ شناختم‌ من‌ به‌ خدا قسم‌ خدا را
به‌ خدا که‌ در دو عالم‌ اثر از فنا نماند
چو علی‌ گرفته‌ باشد سرچشمه‌ بقا را
مگر ای‌ سحاب‌ رحمت‌ تو بباری‌ ارنه‌ دوزخ
به‌ شرار قهر سوزد همه‌ جان‌ ماسوا را
برو ای‌ گدای‌ مسکین‌ در خانه‌ علی‌ زن
که‌ نگین‌ پادشاهی‌ دهد از کرم‌ گدا را
به‌جز از علی‌ که‌ گوید به‌ پسر که‌ قاتل‌ من‌
چو اسیر توست‌ اکنون‌ به‌ اسیر کن‌ مدارا
به‌جز از علی‌ که‌ آرد پسری‌ ابوالعجایب
که‌ علم‌ کند به‌ عالم‌ شهدای‌ کربلا را
چو به‌ دوست‌ عهد بندد ز میان‌ پاکبازان
چو علی‌ که‌ می‌تواند که‌ به‌ سر برد وفا را
نه‌ خدا توانمش‌ خواند نه‌ بشر توانمش‌ گفت
متحیرم‌ چه‌ نامم‌ شه‌ ملک‌ لافتی‌ را
به‌ دو چشم‌ خون‌فشانم‌، هله‌ای‌ نسیم‌ رحمت
که‌ زکوی‌ او غباری‌ به‌ من‌ آرتوتیا را
بامید آن‌ که‌ شاید برسد به‌ خاک‌ پایت
چه‌ پیامها سپردم‌ همه‌ سوز دل‌ صبا را
چو تویی‌ قضای‌ گردان‌ به‌ دعای‌ مستمندان
که‌ زجان‌ ما بگردان‌ ره‌ آفت‌ قضا را
چه‌ زنم‌ چو نای‌ هردم‌ زنوای‌ شوق‌ او دم
که‌ لسان‌ غیب‌ خوشتر بنوازد این‌ نوا را
همه‌ شب‌ در این‌ امیدم‌ که‌ نسیم‌ صبحگاهی
به‌ پیام‌ آشنایی‌ بنوازد آشنا را
ز نوای‌ مرغ‌ یا حق‌ بشنو که‌ در دل‌ شب
غم‌ دل‌ به‌ دوست‌ گفتن‌ چه‌ خوشست‌ شهریارا
● اعمالی‌ که‌ در شب‌های‌ ماه‌ رمضان‌ باید به‌جا آورد
رفتار و اعمال‌ شبهای‌ رمضان‌ در چند امر است‌،
۱) افطار و مستحب‌ است‌ که‌ پس‌ از نماز مغرب‌، افطار کند مگر آن‌ که‌ ضعف‌ بر او غلبه‌ کرده‌ باشد یا جمعی‌ منتظر او باشند،
۲) آنکه‌ افطار کند با چیز پاکیزه‌ از حرام‌ و شبهاست‌ و بهتر آنست‌ که‌ به‌ خرمای‌ حلال‌ افطار کند و به‌ خرما و به‌ آب‌ و به‌ رطب‌ و به‌ حلوا و به‌ نبات‌ بر آب گرم‌، به‌ هر کدام‌ که‌ افطار کند نیز خوبست‌،
۳) آن‌ که‌ در زمان‌ افطار دعاهای‌ وارده‌ آن‌ را بخواند از جمله‌ آن‌ که‌ بگوید اللهم‌ لک‌ صمت‌ و علی‌ رزقک‌ افطرت‌ و علیک‌ توکلت‌ (خدایا برای‌ تو روزه‌ داشتم‌ و به روزی‌ تو افطار کنم‌ و بر تو توکل‌ دارم‌)تا خدا عطا کند به‌ او ثواب‌ هر کسی‌ را که‌ در این‌ روز روزه‌ داشته‌ و اگر دعای‌ اللهم‌ رب‌ النور العظیم‌ (خدایا پروردگار نور عظیم‌)را که‌ سید کفعمی‌ روایت‌ کرده‌اند بخواند فضیلت‌ بسیار دارد.روایت‌ شده‌ است‌ که‌ حضرت‌ علی‌ (ع‌)هرگاه‌ می‌خواست‌ افطار کند.می‌فرمود:
بسم ا...اللهم‌ لک‌ حمنا و علی‌ رزقک‌ افطرنا فتقبل‌ حنا انک‌ انت‌ السمیع‌ العلیم‌ (به‌ نام‌ خدا، خدایا برای‌ تو روزه گرفتیم‌ و به‌ روزیت‌ افطار کردیم‌ بپذیر از ما زیرا تو شنوا و دانایی‌...)
۴)در لقمه‌ اول‌ بگوید: بسم‌ا...الرحمن‌ الرحیم‌ یا واسع‌ المغفره‌ اغفرلی‌ (به‌ نام‌ خداوند بخشاینده‌ و مهربان‌ای‌ وسیع‌ آمرزش‌ بیامرز مرا)تا خدا او را بیامرزد.
در آخر هر روز از روزهای‌ ماه‌ رمضان‌، خدا هزار هزار کس‌ را از آتش‌ جهنم‌ آزاد می‌کند، پس‌ از حق تعالی‌ بخواه‌ که‌ تو را یکی‌ از آنها قرار دهد،
۵) در وقت‌ افطار سوره‌ قدر بخواند،
۶) در وقت‌ افطار صدقه‌ دهد و افطار دهد روزه‌داران‌ را اگر چه‌ به‌ چند دانه‌ خرما یا شربتی‌ آب‌ باشد...رسول‌ (ص‌)می‌فرماید:
کسی‌ که‌ افطار دهد روزه‌ داری‌ را از برای‌ او خواهد بود مثل‌ اجر آن‌ روزه‌دار بدون‌ آن‌ که‌ از اجر او چیزی‌ کم‌ شود و هم‌ از برای‌ او خواهد بود مثل‌ آن‌ عمل‌ نیکویی‌ که‌ به‌ جا آورد آن‌ افطار کننده‌، به قوه‌ آن‌ طعام‌...آیت‌ ا...علامه‌ حلی‌ در رساله‌ سعدیه‌ از حضرت‌ صادق‌ (ع‌)نقل‌ کرده‌ که‌ فرمود:هر مومنی که‌ اطعام‌ کند مومنی‌ را لقمه‌ای‌ در ماه‌ رمضان‌ بنویسد حق‌ تعالی‌ برای‌ او اجر کسی‌ که‌ سی‌ بنده‌ مومن‌ آزاد کرده‌ باشد و از برای‌ او باشد نزد حق‌ تعالی‌ یک‌ دعای‌ مستجاب‌ ۷) ‌در هر شب‌ خواندن‌ هزار مرتبه‌ انا انزلنا وارد است‌.
۸) در هر شب‌ صد مرتبه‌ سوره‌ «حامیم‌ دخان‌»را بخواند.
● نمازهای‌ شب‌های‌ ماه‌ رمضان
علامه‌ مجلسی‌(ره‌)در زادالمعاد در فصل‌ آخر اعمال‌ ماه‌ رمضان‌ را ذکر فرموده‌ و در این‌ جا اکتفا می‌کنیم‌ به‌ آنچه‌ که‌ آن‌ بزرگوار نوشته‌...فرموده‌:
▪ نماز شب‌ اول‌) چهار رکعت‌، در هر رکعت‌ بعد از حمد پانزده‌ مرتبه‌ توحید...
▪ دوم‌) چهار رکعت‌، در هر رکعت‌ پس‌ از حمد بیست‌ مرتبه‌ انا انزلنا،
▪ سوم‌) ده‌ رکعت‌، در هر رکعت‌ صد و پنجاه‌ مرتبه‌ توحید،
▪ چهارم‌) هشت‌ رکعت‌، در هر رکعت‌ حمد و بیست مرتبه‌ انا انزلناه‌،
▪ پنجم‌) دو رکعت‌ در هر رکعت‌ صد و پنجاه‌ مرتبه‌ توحید و بعد از سلام‌ صد مرتبه‌ اللهم صل‌ علی‌ محمد و ال‌ محمد،
▪ ششم‌) چهار رکعت‌، در هر رکعت‌ حمد و «سوره‌ تبارک‌ الله‌ بیده الملک‌»
▪ هفتم‌) چهار رکعت‌، در هر رکعت‌ صد و سیزده‌ مرتبه‌ انا انزلنا
▪ هشتم) دو رکعت‌، در هر رکعت‌ صد و ده‌ مرتبه‌ توحید و بعد از سلام‌ هزار مرتبه‌ سبحان‌ ا...
▪ نهم‌) شش‌ رکعت‌ میان‌ نماز شام‌ و خفتن‌، در هر رکعت‌ صد و هفت‌ مرتبه‌ آیه‌، الکرسی‌ و پس‌ از اتمام‌ پنجاه‌ مرتبه‌ صلوات‌،
▪ دهم‌) بیست‌ رکعت‌، در هر رکعت‌ صد و سی‌ مرتبه توحید.
▪ یازدهم‌) دو رکعت‌، در هر رکعت‌ صد و بیست‌ مرتبه‌ انا اعطیناک‌ الکوثر،
▪ دوازدهم‌) هشت رکعت‌، در هر رکعت‌ صد و سی‌ مرتبه‌ انا انزلنا،
▪ سیزدهم‌) چهار رکعت‌ در هر رکعت‌ صد و بیست‌ و پنج‌ مرتبه‌ توحید،
▪ چهاردهم‌) شش‌ رکعت‌، در هر رکعت‌ صد و سی‌ مرتبه‌ اذا زلزلت‌،
▪ پانزدهم‌) چهار رکعت‌، در دو رکعت‌ اول‌ پس‌ از صد مرتبه‌ توحید و در دو رکعت‌ دیگر پنجاه‌ مرتبه‌ توحید،
▪ شانزدهم‌) دوازه‌ رکعت‌، در هر رکعت‌ صد و دوازه‌ مرتبه الهیکم‌ التکاثر،
▪ هفدهم‌) دو رکعت‌، در رکعت‌ اول حمد و هر سوره‌ که‌ خواهد و در رکعت‌ دوم‌ حمد و صد مرتبه‌ توحید و پس‌ از سلام‌ صد مرتبه‌ لا اله الا ا...
▪ هجدهم) چهار رکعت‌، در هر رکعت‌ صد و بیست‌ و پنج‌ مرتبه‌ انا اعطیناک‌ الکوثر...
▪ نوزدهم‌) پنجاه‌ رکعت‌ با صد و پنجاه‌ مرتبه‌ اذا زلزلت‌ و گویا مراد آن‌ باشد که‌ در هر رکعت‌ یک‌ مرتبه‌ بخواند زیرا مشکل‌ است‌ در یک‌ شب‌ دو هزار و پانصد مرتبه‌ اذا زلزلت‌ خواندن‌...
▪ بیستم‌ و بیست‌ و یکم‌ و بیست‌ دوم‌ و بیست‌ و سوم‌ و بیست‌ چهارم) در هر یک‌ هشت‌ رکعت‌ به‌ هر سوره‌ که‌ میسر شود،
▪ بیست و پنجم‌) هشت‌ رکعت‌، در هر رکعت‌ حمد و ده مرتبه‌ توحید...
▪ بیست‌ و ششم‌) هشت‌ رکعت‌، در هر رکعت‌ حمد و صد مرتبه‌ توحید،
▪ بیست‌ و هفتم‌) چهار رکعت‌، در هر رکعت‌ حمد و تبارک‌ الدبی بیده‌ الملک‌ و اگر نتوانست‌، بیست‌ مرتبه‌ توحید،
▪ بیست‌ و هشتم‌) شش‌ رکعت‌، در هر رکعت‌ حمد و صد مرتبه‌ آیه‌ الکرسی‌ و صد مرتبه‌ توحید و صد مرتبه‌ کوثر و پس‌ از نماز صد مرتبه‌ صلوات‌ بر محمد (ص‌)،
▪ بیست‌ و نهم) :دو رکعت‌، در هر رکعت حمد و بیست‌ مرتبه‌ توحید،
▪ سی‌ام‌) دوازده‌ رکعت‌، در هر رکعت‌ حمد و بیست‌ مرتبه‌ توحید و پس‌ از فارغ‌ شدن‌ صد مرتبه‌ صلوات‌...
● آیین‌ کهن‌ ماه‌ رمضان‌ در ایران
ایران‌ قدمتی‌ چند هزار ساله‌ دارد و با لشکرکشی‌ اعراب‌ بر ایران‌، اسلام‌ وارد این‌ کشور کهن‌ و ریشه‌دار شد و از همان‌ روزها ماه‌ رمضان‌ جزو مراسم‌ پرشکوه‌ در ایران‌ شد.جالب‌ این‌ که‌ «سحوری‌»کلمه‌ قدیمی‌ است که‌ اشاره‌ به‌ یک‌ مراسم‌ هزار ساله‌ داشت‌ و مردمان‌ آن‌ زمان‌ عقیده‌ داشتند که‌ هر بامداد و شامگاه‌ باید به پیشواز خورشید بروند تا از این‌ پدیده‌ طبیعی‌ گرما و نور گرفت‌.اما با آمدن‌ اسلام‌ و برگزاری‌ نماز صبح‌ در سحرگاه‌ و سحری‌خوردن‌ و افطار کردن‌ در این‌ ماه‌، اعتقاد ایرانیان‌ باستان‌، محکم‌تر و محکم‌تر شد تا حال‌...
در همان‌ زمان‌های‌ قدیم‌، جوانان‌ به‌ بلندترین‌ نقطه‌ شهر می‌رفتند و دهل‌ می‌کوفتند و با این‌ کار مردم‌ را از خواب‌ بیدار می‌کردند.
در ماه‌ مبارک‌ هرگونه‌ کینه‌ و قهر و نفرت‌ کنار گذاشته‌ می‌شد و مردم‌ با شیرینی‌ به‌ استقبال‌ یکدیگر می‌رفتند.نکته‌ دیگر این‌ که‌ سیب‌ در سر سفره‌ افطار جایگاه‌ ویژه‌ای‌ داشت‌، چرا که‌ سیب‌ را میوه‌ای‌ بهشتی می‌دانستند.
همچنین‌ به‌ هنگام‌ اذان‌ مغرب‌ یعنی‌ غروب‌ آفتاب‌، صدای‌ دهل‌ و نواختن‌ فلوت‌ در کوچه‌پس‌کوچه‌ها به گوش‌ می‌رسید تا جایی‌ که‌ عده‌ای‌ مشغول‌ به‌ این‌ شغل‌ بودند.عده‌ای‌ هم‌ در خانه‌های‌ همسایه‌ها را می‌زدند و شیرگرم‌ و شیرینی‌ و حلوا می‌دادند.در سر مراسم‌ افطار، بزرگ‌ فامیل‌ بر بالای‌ سفره‌ می‌نشست‌ و پس‌ از اذان‌، دیگر اعضای‌ خانواده‌ با اجازه‌ او، روزه‌ خود را باز می‌کردند.
همچنین‌ در این‌ ماه‌ مراسم‌ آشتی‌کنان‌ برگزار می‌شد و هر کسی‌ که‌ می‌خواست‌ روزه‌ بگیرد باید کدورت‌ها را کنار می‌گذاشت‌، در این‌ مواقع‌ یک‌ بزرگتر پادرمیانی‌ می‌کرد و با برپایی‌ یک‌ مهمانی‌ دو نفر را آشتی می‌داد.
رسم‌ شعرخوانی‌ پس‌ از افطار یکی‌ از رسم‌های‌ گذشته‌ بود و خواندن‌ اشعار حافظ و فال‌گیری‌ در میان اعضای‌ خانواده‌ برعهده‌ بزرگتر خانواده‌ بود.
از دیگر رسومات‌ گذشته‌ باید اشاره‌ به‌ پسران‌ جوان‌ کرد که‌ در زمان‌ افطار، به‌ درب‌ منزل‌ نامزدشان می‌رفتند و خنچه‌ای‌ می‌بردند که‌ شامل‌ قند و شیرینی‌ و غذاهای‌ رنگارنگ‌ بوده‌ است‌.اما بد نیست‌ از غذاهای‌ مرسوم‌ ایرانیان‌ هم‌ بگوییم‌.
آنها معمولا بر سر سفره‌ افطار، آبگوشت‌ و سبزی‌پلو، دلمه‌، عدس‌پلو، شله‌زرد، آش‌ و شیرینی‌های‌ کنجددار یا شیرینی‌های‌ بادامی‌ کشمشی‌ و...می‌خوردند که‌ البته‌ بیشتر مربوط به‌ قشر مرفه‌ جامعه‌ بود و قشر متوسط معمولا با چای‌، نان‌ شیرینی‌، خرما و البته‌ کمی‌ پنیر روز ه‌ خود را باز می‌کردند.در مکان‌هایی‌ که‌ قرار بود به صورت‌ جمعی‌ افطار بدهند نزدیک‌ اذان‌ دیگ‌ بزرگ‌ برنج‌ را بار می‌گذاشتند و مقداری‌ از آن‌ را در دیگ سنگی‌ با پارچه‌ای‌ کلفت‌ می‌پوشاندند تا برای‌ سحر گرم‌ بماند.نکته‌ دیگر این‌ که‌ قدیمی‌ها به‌ دم‌کرده سنبل‌الطیپ‌ علاقه‌ خاصی‌ داشتند، آنها عقیده‌ داشتند که‌ این‌ دم‌ کرده‌ از عطش‌ آنها جلوگیری‌ می‌کند.
● ماه‌ رمضان‌ در جهان
▪ رمضان‌ پنهانی‌ در روسیه
درکشور پهناور روسیه‌، مسلمانان‌ زیادی‌ زندگی می‌کنند که‌ با عشق‌ و علاقه‌ آیین‌ این‌ ماه‌ را برگزار می‌کنند.روس‌های‌ قدیمی‌، از طلوع‌ و غروب خورشید، زمان‌ سحر و افطار را تشخیص می‌دادند، روس‌های‌ مسلمان‌، معمولا به‌ لبنیات علاقه‌ زیادی‌ دارند و همیشه‌ بر سرسفره‌شان‌ این مواد خوراکی‌ پیدا می‌شود، پیش‌ از فروپاشی شوروی‌ و دوران‌ کمونیست‌، آنها به‌ طور پنهانی مراسم‌ رمضان‌ را برگزار می‌کردند، اما پس‌ از فروپاشی‌ در مساجد روسیه‌ به‌ برگزاری‌ تلاوت قرآن‌ و نمازهای‌ جماعت‌ می‌پردازند و اقوام‌ هر روز مراسم‌ افطاری‌ را به‌ نوبت‌ در خانه‌ یکدیگر برگزار می‌کنند.
▪ افطار دسته‌ جمعی‌ در واشنگتن
در واشنگتن‌، مرکز امریکا، عده‌ معدودی مسلمان‌ زندگی‌ می‌کنند که‌ بیشترشان‌ سیاهپوست می‌باشند، آنان‌ در محله‌های‌ خاص‌ و در شهرک‌های‌ مخصوصی‌ به‌ خود زندگی‌ می‌کنند و افطار خود را دسته‌ جمعی‌ برگزار می‌کنند.گرچه پس‌ از حادثه‌ ۱۱ سپتامبر مسلمانان‌ تحت‌ فشار هستند، اما با این‌ حال‌ مراسم‌ رمضان‌ در آنجا برگزار می‌شود، مسلمانان‌ سیاهپوست‌ اعتقاد خاصی‌ به‌ قراردادن‌ قرآن‌ بر سرسفره‌ و همچنین روشن‌کردن‌ شمع‌ دارند، افرادی‌ هم‌ که نمی‌توانند روزه‌ بگیرند، به‌ خصوص‌ افراد مسن‌ و بچه‌ها، بر سر سفره‌ افطار حاضر می‌شوند تا بچه‌های‌ کوچکتر با این‌ ماه‌ پربرکت‌ آشنا شوند.
▪ رمضان‌ در آلمان
مهمترین‌ شهر آلمان‌ که‌ آیین‌ دین‌ ماه‌ را خیلی مفصل‌ انجام‌ می‌دهند، شهر کلن‌ می‌باشد تا جایی که‌ در مسجد این‌ شهر هر روزه‌ اذان‌ پخش می‌شود، اکثر مسلمانان‌ آلمانی‌، ترک‌ تبار هستند و به‌ کارگری‌ مشغولند و سوپ‌گوشت‌ از مواد خوراکی‌ اصلی‌ سفره‌ رمضان‌ است‌، حدود ۸۰ درصد از مسلمانان‌ آلمان‌، ماه‌رمضان‌ را مهم‌ترین ماه‌ مذهبی‌ می‌دانند و گرفتن‌ روزه‌ را برای‌ خود واجب‌ می‌دانند.
▪ خانه‌ تکانی‌ در اندونزی‌ و مالزی
۹۰ درصد مردم‌ مالزی‌ و اندونزی‌ مسلمان هستند، تا جایی‌ که‌ اندونزی‌ پرجمعیت‌ترین‌ کشور مسلمان‌ است‌.آنان‌ ماه‌ رمضان‌ را عید خود می‌دانند و پیش‌ از شروع‌ این‌ ماه‌ خانه‌ تکانی می‌کنند و خانه‌های‌ خود را از بوی‌ خوش عطرهای‌ گیاهی‌، عطرآگین‌ می‌کنند، آنها همچنین‌ اهمیت‌ خاصی‌ برای‌ عید فطر قائل هستند.بیشتر مردم‌ این‌ کشور در این‌ ماه‌ حداقل قرآن‌ را سه‌ بار تا انتها می‌خوانند و پس‌ از افطار به مسجد می‌روند، آنها عید فطر را بسیار عزیز می‌دانند تا جایی‌ که‌ تمامی‌ خیابان‌ها چراغانی است‌ و دولت‌ به‌ طور رایگان‌ شیرینی‌ در خیابان پخش‌ می‌کند.
آنها با این‌ که‌، کم‌ غذا هستند، اما سفره افطارشان‌ بسیار مفصل‌ است‌ و از بیشتر مواد غذایی استوایی‌ استفاده‌ می‌کنند.
▪ رمضان‌ در استرالیا
۸۶ درصد مسلمانان‌ استرالیا در نهرهای ویکتوریا، سیدنی‌ و ملبورن‌ زندگی‌ می‌کنند، آنان به‌طور معمول‌ با انواع‌ دسرهای‌ شیرین‌، کباب‌ و ماهی‌ افطار خود را باز می‌کنند و در زمان‌ سحر یک‌ لیوان‌ شیر و عسل‌ می‌خورند، در مساجد آنجا در اکثر شب‌ها افطاری‌ داده‌ می‌شود و با انجام فرایض‌ دینی‌ و برگزاری‌ مراسم‌ به‌ اهمیت موقعیت‌ خود در آن‌ کشور اضافه‌ کرده‌اند.
● نماز جماعت‌ واجب‌ است
در عربستان‌ ماه‌ رمضان‌ از جایگاه‌ ویژه‌ای برخوردار است‌ مردم‌ آنجا در خانه‌هایشان‌، افطار خود را با شیرگرم‌ و سمبوسه‌، شیرینی‌ و قند باز می‌کنند، آنها بر این‌ اعتقادند که‌ هیچ‌ یک‌ نباید کینه‌ای‌ از دیگری‌ بر دل‌ گیرد چرا که‌ روزه‌اش باطل‌ است‌.مردمان‌ ساکن‌ مکه‌ و مدینه‌، عبادت خدا و مقبره‌ پیامبر (ص‌)و برگزاری‌ نماز جماعت را از واجبات‌ می‌دانند.
● رسم‌ جالب‌ در عراق
یکی‌ از رسم‌های‌ جالب‌ در عراق‌ این‌ است‌ که جونان‌ و نوجوانان‌ پس‌ از افطار در کوچه‌ و خیابان‌ها به‌ راه‌ می‌افتند و در خانه‌ها را می‌کوبند و تقاضای‌ هدیه‌ می‌کنند، همچنین‌ در هنگام‌ اذان صبح‌ پیرمردان‌ طبل‌ به‌ دست‌ می‌گیرند و با کوبیدن‌ طبل‌ مردم‌ را بیدار می‌کنند.نکته‌ دیگر این‌ که‌ خیلی‌ها دوست‌ دارند که‌ برای‌ افطار به قهوه‌خانه‌ها بروند و در آنجا افطار خود را باز کنند.بد نیست‌ بدانید که‌ در یمن‌ یکی‌ دیگر از کشورهای‌ اسلامی‌ مردم‌، یک‌ساعت‌ پیش‌ از افطار سفره‌ خود را پهن‌ می‌کنند و تا زمان‌ اذان‌، قرآن کریم‌ را تلاوت‌ می‌کنند.آنها سعی‌ می‌کنند در روز عید فطر لباس‌های‌ نو خریداری‌ کنند.
بد نیست‌ به‌ رسم‌ مسلمانان‌ بوسنی‌ و هرزگوین هم‌ اشاره‌ای‌ داشته‌ باشیم‌ که‌ معمولا چند همسایه هر روز در یک‌ خانه‌ جمع‌ می‌شوند و به‌ طور گروهی‌ افطاری‌ می‌کنند، آنها سفره‌های افطارشان‌ را روی‌ میز پهن‌ می‌کنند و نوشیدنی‌های‌ گرم‌ از قبیل‌ قهوه‌، چای‌ و نسکافه‌...عضو ثابت‌ سفره‌شان‌ است‌ و دیگر این‌ که ثروتمندان‌ این‌ کشور، به‌ فقیران‌ افطار می‌دهند.l

نماد های سفره هفت سین

نماد های سفره هفت سین




باران و بارانی

باران و بارانی

 

مردي به حضور مبارک امير المومنين علي عليه السلام رسيد عرض کرد يا اميرالمومنين چهار سوال دارم امام فرمودند بپرس گرچه چهل سوال باشد ؛عرض کرد واجب چيست و واجبتر کدام است؟نزديک چيست و نزديکتر کدام است؟عجيب چيست و عجيبتر کدام است ؟ سخت چيست و سختتر کدام است؟
(کتاب مجموعه الاخبار)
فرمودند:واجب اطاعت از خداي متعال وانجام واجبات است؛واجبتر ترک گناهان ومحرمات است؛نزديک قيام است و نزديکتر مرگ است؛ عجيب دنيا (با تغييرات و دگرگوني هايي که در اوست)عجيبتر علاقه ومحبت به دنيا است؛ سخت ساعت ورود در قبر است ؛و سخت تر از آن دخول در قبر بدون زاد وتوشه است.
زاد فرداي خود امروز از اينجا بردار
اين ؛نه راهيست که هر روزتوان آمدو رفت

وقتي خدا به تو ميگه : باشه ! دقيقاًهمون چيزي رو که ميخواي به تو ميده .. وقتي ميگه : نه ! .. يه چيز بهتر به تو ميده و وقتي ميگه : صبر کن ، داره بهترين چيز رو براي تو آماده ميکنه

شب است و نام تو را عارفانه ميخوانم
ببين كه شعر تو را بي بهانه ميخوانم
شب است و مرغ شب و ذكر حمد ايزد پاك
و من كه ذكر تو را جاودانه ميخوانم
به كلبه دل من عاشقانه كن گذري
كه من هميشه تو را ، عاشقانه ميخوانم
جوانه ميشكفد دردلم به عشق وصال
و من ، دوباره تو را چون جوانه ميخوانم
أسير موج دعايم ، كسي نميداند
كه زير موج ، غزل از كرانه ميخوانم
در اين غروب غم انگيز ، همدم من باش
ببين كه شعر تو را ، بي بهانه ميخوانم

به يک نفر مي توان براي هميشه دروغ گفت و به همه مي توان يکبار دروغ گفت اما به همه نمي توان براي هميشه دروغ گفت.

اولين باري كه طوفاني شدم
پيش پاي عشق قرباني شدم

يك دو گام از خويشتن بيرون شدم
واقف از اسرار پنهاني شدم

عشق غير از تاولي پر درد نيست
هر كس اين تاول ندارد مرد نيست

اب مي خواهم سرابم مي دهند
عشق مي ورزم عذابم مي دهند

عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام
تيشه زد بر ريشه انديشه ام

كوه كندن گر بنا باشد پيشه ام
بويي از فرهاد دارد تيشه ام

عشق از من دور و پايم سنگ بود
قيمتش بسيار و دستم تنگ بود

هيچكس درد مرا وا كرد؟ نه
فكر دست تنگ ما را كرد؟ نه

هيچكس از حال ما پرسيد؟ نه
هيچكسي اندوه ما را ديد؟ نه

هيكسي چشمي برايم تر نكرد
هيچكسي يك روز با من سر نكرد

هيچكس اشكي براي من نريخت
هر كه با من بود از من گريخت

خوب اگر اين است من بد مي شوم
عشق اگر اين است مرتد مي شوم

گفته بودند عشق طوفان مي كند
هر چه مي خواهد دلش ان مي كند

گفته بودند عشق درد بي دواست
علت عاشق زعلت ها جداست

آري اكنون آگه از آن مي شوم
زان همه جستن پشيمان مي شوم

چند روزي هست حالم ديدني است
حال من از اين و آن پرسيدني است


گاه با حافظ تفال مي زنم
گاه بر روي خودم زل مي زنم

فاش مي گويم به آواز بلند
وارثان دردهاي ارجمند

آي مردم شوق هوشياري چه شد؟
آن همه موسيقي جاري چه شد؟

دادها نابالغ و دلواپسند
خنده ها در عين پيري نارسند

گفتم آخر عشق را معنا كنم
بلكه جاي خويش را پيدا كنم

آمدم ديدم كه جاي لاف نيست
عشق غير از عين و شين و قاف نيست

 

آدم ها به هم گل مي دهند ، چون معناي حقيقي عشق در گل ها نهفته است . كسي كه بكوشد صاحب گلي شود ، پژمردن زيبايي اش را هم خواهد ديد . اما اگر به همين بسنده كند كه گلي را در دشتي بنگرد ، همواره با او خواهد ماند. چون آن گل با عصر هنگام ، با غروب خورشيد ، با بوي زمين خيس و با ابرهاي افق آميخته است ...

 

گفتي محبت كن برو ... باشد خداحافظ ولي
رفتم كه تو باور كني دارم محبت مي كنم                                                        

صدوشصت نکته برای مدیران و زیر دستان

 

           صد و شصت نکته برای مدیران و زیر دستان         

                                        امیر خلیلی     کارشناس مدیریت


1- در انجام کارها روی شیوه ای خاص تاکید نکنید. شاید کسی بتواند از مسیر کوتاه تر و بهتری شما را به مقصد برساند.

2- توجه داشته باشید دانش و تجربه، هیچ کدام به تنهایی رهگشا نیستند، مثل اکسیژن و هیدروژن که از ترکیب معینی از آنها هوای تنفس ما تامین میشود، میتوان با آمیختن دانش و تجربه ، راهکارهای حیاتی و استثنائی خلق کرد.

3- از هرفرصتی برای استخدام و به کارگیری افراد برجسته استفاده کنید.

4- به خاطر داشته باشید رعایت استانداردهای محیط کار در کارایی کارمندان موثر است.

5- با فرق گذاشتن بیهوده بین افراد گروه ، انگیزه کاری آنها را از بین نبرید.

6- از مشورت و نظرخواهی با نیروی جوان ابایی نداشته باشید.

7- با رفتارهای ضد و نقیض، اعتماد زیردستان را از خود سلب نکنید.

8- در به وجود آوردن فضای رقابتی سالم ، کوشا باشید.

9- برای ارتقای سطح دانش کارمندان و افزایش بهره وری آنان ، کلاسهای آموزشی ترتیب دهید و از لوازم کمک آموزشی بهره گیرید.

10- دقت کنید که توبیخ کارمند خطاکار ، باید متناسب با اشتباهاتش تعیین شود.

11- مطمئن شوید مامور خریدی که برای سازمان درنظر گرفته اید، علاوه برکاردانی و رعایت اصول درست بازاریابی ، مورد اعتماد ، زرنگ و خوش سلیقه نیز هست و همان گونه که برقیمت کالاها توجه دارد، بر زیبایی و کیفیت آنها نیز اهمیت می دهد.

12- درصورت لزوم با قاطعیت نه بگویید.

13- سعی کنید با اصول ساده روانشناسی آشنا شوید.

14- طوری رفتار کنید که دیگران شما را بعنوان الگو انتخاب کنند و آینده کاری دلخواه خود را در قالب شخصیت شما مجسم کنند.

15- هرگز درحضور کارمندان با دیگر معاشرین خود ، پشت سرافراد بدگویی نکنید.

16- رعایت سلسله مراتب کاری را به مسئولین و سرپرستان گوشزد کنید.

17- برای آزمودن کارمندانتان با آزمایشهای فاقد ارزش و بی اساس، شخصت آنان را زیر سئوال نبرید.

18- با شروع به موقع جلسات ، وقت شناسی را عملا" به حاضرین بیاموزید.

19- برای گیراتر شدن سخنان خود، همیشه چند عبارت کلیدی از بزرگان و افراد برجسته در ذهن داشته باشید و در موقع لزوم آنها را بکار ببرید.

20- در انجام کارها به سه نکته بیش از بقیه نکات توجه کنید : اعتماد به نفس ، اعتماد به نفس ، اعتماد به نفس .

21- انتقاد پذیر باشید.

22- با بی توجهی ، تلاش و زحمات زیر دستان را بی ارزش نکنید.

23- با وسواس بیهوده در انتخاب ، زمان را هدر ندهید و به خاطر داشته باشید زمان برای شما متوقف نمی شود.

24- برای حل مشکلات احتمالی ، دوراندیش باشید و مطمئن باشید با درنظر داشتن چند راهکار تخصصی ، هرگز در موارد اضطراری غافلگیر نخواهید شد.

25- نقش تبلیغات را در سودآوری سازمان نادیده نگیرید.

26- خواسته های خود را واضح و روشن بیان کنید و اطمینان حاصل کنید که کارمندان به خوبی از جزییات وظیفه ای که به عهده آنان است ، مطلع هستند.

27- از هرکس ، مطابق دانش و تجربه اش توقع داشته باشید تا بهترین نتیجه را بدست آورید.

28- وظایف کارمندان را متناسب با توانایی های فیزیکی و حرفه ای آنان تعیین کنید.

29- اگر از موضوعی علمی اطلاعی ندارید، یا احتیاج به توضیحات بیشتری دارید، بدون هیچ تردیدی سئوال کنید.

30- درموارد بحرانی ، خونسردی خود را حفظ کنید و چند استراتژی بحران زدایی مناسب با فعالیت سازمانی خود را پیش بینی و طراحی کنید تا در موارد لزوم از آنها استفاده کنید.

31- از رفتارهایی که شما را در سازمان عصبی معرفی می کند ، پرهیز کنید.

32- انتقامجو نباشید.

33- زمان پیاده سازی تصمیم گیریها ، به اندازه اخذ تصمیمات ، مهم است. چون ممکن است اجرای یک نقشه خوب تجاری در زمان نامناسب با شکست روبه رو شود.

34- در مورد چیزی که نمی دانید ، به کسی اطلاعات اشتباه ندهید و از گفتن نمی دانم ، هراسی نداشته باشید.

35- با محول کردن مسئولیت به کارمندان مستعد و خلاق ، زمینه رشد و خلاقیت آنان را فراهم کنید.

36- بدون تفکر و درنگ پاسخ ندهید.

37- نحوه چیدمان میز کارمندان و محل استقرار آنها را طوری انتخاب کنید که افراد فراموش نکنند در محل کارشان هستند و نباید بیش از حد مجاز باز هم به گفت و گو بپردازید.

38- حرفه ای ترین و بهترین حسابدار و مشاور حقوقی را استخدام کنید.

39- به مشکلات مالی افراد توجه کنید و درخواستهای موجه اخذ وام آنان را به تعویق نیندازید.

40- همیشه به خاطر داشته باشید تواضع و متانت برشکوه شما می افزاید.

41- اگر قاطعیت مدیر با مهربانی توام باشد ، تاثیر شگفت انگیزی بر اطرافیان خود خواهد داشت و فرمانبری با ترس جای خود را به انجام وظیفه با حس مسئولیت پذیری می دهد.

42- سامانه ای را جهت اخذ پیشنهاد اختصاص دهید و به کارمندان اطمینان دهید که درکمال رازداری به پیشنهادهای مطرح شده رسیدگی می کنید.

43- مطمئن شوید حق و حقوق دیگران توسط مسئولین و سرپرستان سازمان رعایت می شود.

44- چند ساعت از یک روز مشخص در ماه را به بازدید از سطوح مختلف سازمان و گفت و گوی رو در رو با کارمندان اختصاص دهید.

45- در سمینارهای مرتبط با فعالیت خود شرکت کنید.

46- درکمک رسانی های مراسم خیریه پیشقدم باشید.

47- با درایت و زیرکی همیشه درکمین شکار فرصتهای طلایی باشید.

48- صبرو حوصله را از مهمترین ارکان موفقیت تلقی کنید.

49- مسئولیت پذیر باشید.

50- به منظور اطلاع حاصل کردن از مطالب جدید علمی ، در چند سایت اینترنتی مرتبط عضو شوید.

51- چند تکه کلام اختصاصی و جالب برای خود انتخاب کنید.

52- تفکر و تعمق قبل از پاسخگویی راحت تر از پیدا کردن چاره ای برای تغییر آنچه عنوان شده می باشد.

53- وقتی می خواهید کاری را به کسی محول کنید ، روشی را برای عنوان کردنش انتخاب کنید تا حس مسئولیت افراد برانگیخته شود.

54- علت شکستهای سازمانی را تجزیه و تحلیل کنید تا ضمن تشخیص مسیرنادرست ، از تکرار آن جلوگیری کنید.

55- با بی اهمیت جلوه دادن کارهای کارمندان ، زحمات آنان را بی ارزش نکنید.

56- با انجام ورزشهای فکری ، قابلیت های ذهنی خود را تقویت کنید.

57- به هرکس فراخور فعالیت و بازده کاری اش پاداش دهید و با در نظر گرفتن پاداشهای مساوی ، حرکت افراد شایسته گروه را کند نکنید.

58- با به کارگیری مشاورین کارآزموده و متعهد، موقعیت بازارکار را تحلیل کنید و استراتژی بکار بگیرید که همیشه یک گام از رقبا جلوتر باشید.

59- اجازه ندهید بار مسئولیت کارمندان بی کفایت و کند ، بر دوش کارمندان خبره و ساعی تحمیل شود زیرا افراد با درک این بی عدالتی انگیزه خود را از دست می دهند.

60- دانش حرفه ای  خود را تا حدی بالا ببرید که در موارد لزوم در مقابل کلیه سئوالات حرفه ای حاضر جواب باشید.

61- زمان استخدام  افراد ،علاوه بر تست های مقرر شده ، تست هایی انجام دهید که مطمئن شوید کسی را که بکار می گمارید ، تنبل نیست ! زیرا افراد تنبل فشارکاری دیگران را بیشتر می کنند.

62- هنگام دست دادن ، دست افراد را محکم و صمیمانه بفشارید.

63- وقتی عصبانی هستید، در باره دیگران تصمیم گیری نکنید.

64- همیشه وقت شناس باشید. برای حضور به موقع ، می توانید از ترفند قدیمی 5 دقیقه جلو کشیدن ساعت استفاده کنید.

65- هرگز امید ارتقا را از زیردستان نگیرید ، زیرا به طور یقین ، انگیزه آنها برای تلاش از بین می رود.

66- سعی کنید در صورت لزوم در دسترس باشید و شانس حرف زدن را به همه سطوح سازمان بدهید. در این صورت شاید با ایده های درخشانی روبه رو شوید.

67- به کارمندان ساعی و متعهد بگویید که چقدر برای سازمان مفید هستید و شما به آنها علاقه و اعتماد دارید.

68- هیچگاه اجازه ندهید کسی حالت افسردگی و ناامیدی شما را ببیند.

69- به شایعات بی اساس بی توجه باشید و در مورد زیردستان از روی دهن بینی قضاوت نکنید.

70- خشکی جلسات طولانی را با شوخ طبعی قابل تحمل کنید.

71- از سرزنش کردن دیگران در جمع خودداری کنید.

72- برای همه سطوح سازمان حتی خدمه و نامه رسانها احترام قائل شوید.

73- از منشی خود بخواهید روز تولد کارمندان ، کارت تبریکی را که توسط شما امضاء شده است ، برایشان ارسال کند.

74- در موقع امضاء کردن نامه ها و مکتوبات آنها را به دقت مطالعه کنید و از امضاء کردن آنها، زمانی که حوصله و تمرکز ندارید پرهیز کنید.

75- خوش ژست و خوش بیان باشید و درجمع با انرژی و اشتیاق حاضر شوید.

76-با قدردانی به موقع از کارمندان ، انرژی کاری آنان را افزایش دهید وحسن خلاقیت را در آنان تقویت کنید.

77- موقع حرف زدن با اعتماد به نفس به چشمان افراد نگاه کنید و همیشه متبسم باشید.

78- هرگز برای پیشبرد اهداف کاری خود ، دیگران را با وعده های بی اساس فریب ندهید.

79- سعی کنید اسامی کارمندان را به خاطر بسپارید و درحین صحبت کردن با آنان ، اسمشان را به زبان بیاورید.

80- همواره به خاطر داشته باشید به کار بردن الفاظ مؤدبانه از اقتدار شما نمی کاهد.

81- اشتباهات زیردستان را بیش ازحد لازم به آنها گوشزد نکنید.

82- امین و رازدار افراد باشید.

83- روی اشتباهات خودپافشاری نکنید و بی تعصب خطاهای خود را بپذیرید.

84- با عبارات کنایه آمیز و نیشدار به دیگران درس عبرت ندهید.

85- با آرامش و خونسردی به حرفهای دیگران گوش کنید و برای صرفه جویی در زمان مرتبا" حرف آنان را قطع نکنید.

86-روش محاسبات مالی را تاحدی یاد بگیرید تا قادر به تجزیه و تحلیل های گزارشات مالی سازمان باشید.

87- درجلسات دائما" به ساعت خود نگاه نکنید.

88- به نحوه پوشش و ظاهر خود توجه کنید.

89- تا صحت و سقم مساله ای روشن نشده ، کسی را مواخذه نکنید.

90- معاشرین چاپلوس خود را جدی نگیرید.

91- نکات جالب و پندآموز کتابهایی را که می خوانید ، در دفتری یادداشت کنید و در موارد مناسب آنها را بکار ببرید.

92- انعطاف پذیر باشید.

93- بدون توهین به عقاید دیگران ، با آنها مخالفت کنید.

94- نسبت به قول خود پایبند باشید.

95- درموقعیت های بحرانی برخود مسلط باشید و نگذارید زیردستان از اضطراب شما آگاه شوند.

96- برای حرف زدن زیباترین و خوش آهنگ ترین الفاظ را انتخاب کنید.

97- ریسک پذیر باشید.

98- نحوه استفاده از نرم افزارهای مرتبط با کار خود را بیاموزید.

99-برای ثبت ایده های درخشانی که ناگهان به ذهن می رسند، همیشه یک قلم و کاغذ به همراه داشته باشید.

100- کتابخانه سازمان را به روز کنید و اسامی کتابهایی را که اضافه می شود بصورت لیست منتشر شده در اختیار کارمندان قرار دهید.

101- مطمئن شوید ابراز رضایت شغلی افراد به سبب ترس ازتوبیخ مسئولین و سرپرستان نیست.

102- به واسطه مدیر بودن خود ، از دیگران توقع بیجا نداشته باشید.

103- در اولین قرصت درخاتمه دادن به مشاجرات و کدورتهایی که بین کارمندان پیش می آید، حکمیت کنید و برقرار کننده صلح و آشتی باشید.

104-درمصاحبه استخدامی افراد به سوابق کاری آنان توجه کنید و به خاطر داشته باشید کارمند موفق کارنامه ای پربار به همراه دارد.

105- از انحصاری کردن خدمات رفاهی سازمان پرهیز کنید و اجازه دهید همه سطوح از این خدمات بهره مند شوند.

106- زمان دقیق پیاده سازی تصمیمات اخذ شده را پیدا کنید ، چون ممکن است اجرای یک نقشه خوب ، در زمان نامناسب با شکست روبه رو شود.

107- برای حفظ اطلاعات سازمانی ، از بهترین و پیشرفته ترین سیستم حفاظتی استفاده کنید.

108- زبده ترین کادر بازاریابی را گردآوری کنید و حتی زمانی که سوددهی سازمان در وضع مناسبی قرار دارد، از آنان بخواهید ریتم فعالیت های خود را کند نکرده و همچنان به صورت جدی ادامه دهند.

109- به مظنور جلوگیری از تک روی ورقابت های ناسالم، روحیه انجام کار گروهی در سازمان را تقویت کنید.

110- از عنوان کردن فرامین غیرقابل اجرا و غیرمنطقی احتراز جویید، زیرا جز خدشه دار کردن شخصیت حرفه ای شما پیامدی ندارد.

111- عملکرد افراد را در زمان اضافه کاری کنترل کنید تا بدینوسیله از سوء استفاده افراد ناشایست که بعنوان اضافه کاری در سازمان به انجام کارهای شخصی یا اتلاف وقت می پردازند ، جلوگیری شود.

112- از نگارش واژه ای که از صحت املای آن اطمینان ندارید، پرهیز کنید و برای حصول اطمینان از نگارش صحیح لغاتی که فراموش کرده اید، همیشه یک فرهنگ لغت در دسترس داشته باشید.

113- وقتی در مورد موضوعی محرمانه صحبت می کنید، مراقب استراق سمع دیگران باشید.

114- اموال مهم سازمان را بیمه کنید.

115- در سلام کردن و ایجاد ارتباط دوستانه پیشقدم باشید.

116- مراقب سلامتی خود باشید و هرگز از یاد مبرید عقل سالم در بدن سالم است.

117- مطمئن شوید کادر مالی شما به موقع در پرداخت صورت حسابها اقدام می کنند و پرداختها بنا به دلایل غیرموجه ، به تعویق نمی افتد . چون تاخیر در پرداخت ها به اعتبار مالی شما لطمه جبران ناپذیری وارد می کند.

118- عیب جو و بهانه گیر نباشید و اجازه ندهید این دو خصلت د رشما به عادت مبدل شود.

119- هرگز از خاطر نبرید انسان ، اشرف مخلوقات است و با درایت و پشتکار میتواند برای هرمشکلی ، راه حال مناسبی پیدا کند.

120- برخی از بازنشستگان پس از بازنشستگی تمایل به ادامه کار دارند ، اگر می خواهید این افراد را به کار بگیرید توجه داشته باشید توانایی و انرژی و یا انگیزه کافی جهت نیل به اهداف سازمانی در این افراد وجود داشته باشد و درخواست کار آنها صرفا" به دلیل رفع نیاز مالی نباشد.

121- همواره هوشیار باشید کسی در سازمان جهت حفظ عنوان شغلی و موقعیت خود به عنوان ترمز برای نیروهای فعال و پرانرژی عمل نکند.

122- از اشتباهات خود درس بگیرید و آن را به دیگران نیز درس بدهید.

123- حتی وقتی موردی پیش آمده که به شدت ترسیده اید ، اجازه ندهید اطرافیان از این حس شما مطلع شوند.

124- افراد متخصص سازمان را برای اخذ نشریه های تخصصی آبونه کنید.

125- هیچکس را دست کم نگیرید.

126- حامی ضعیفان  باشید واجازه ندهید حق کسی ضایع شود.

127- اگر درجمعی هستید که موضوع مورد بحث را نمی دانید و روشن شدن این امر به اعتبار علمی شما لطمه خواهد زد ، لازم نیست با اظهار نظر در مورد آن ، عدم آگاهی خود را عیان سازید. می توانید سکوت کنید تا در اولین فرصت به تکمیل اطلاعات خود بپردازید.

128-آرام و شمرده صحبت کنید.

129- زمانی که از کسی اشتباهی سر می زند ، با رفتار صحیح و منطقی او را شرمنده کنید ، نه با توهین و ناسزا .

130- به اندازه کافی استراحت کنید و اجازه ندهید خستگی و استرس به سلامت روحی شما لطمه وارد کند.

131- هر از چند گاهی جلسه ای به منظور پرسش و پاسخ با حضور سرپرستان و مسئولین ترتیب دهید تا از صحت عملکرد و برنامه های آنان مطمئن شوید.

132- سرپرستان و مسئولین ، پل ارتباطی مدیریت و کارمندان هستند ، تا از استحکام این پل مطمئن نشده اید بی محابا گام برندارید، چون در غیر این صورت ممکن است سقوط کنید.

133- کارمندان را تشویق کنید تا با ابتکار در انجام کارهایشان راههایی برای صرفه جویی و پایین آوردن هزینه ها پیدا کنند.

134- کتاب قانون تجارت را در دسترس داشته باشید.

135-با توجه بیش از حد به افراد خاص ، حسادت دیگران را برانگیخته نکیند.

136-به دیگران فرصت جبران اشتباهاتشان را بدهید.

137- نقاط ضعف و قوت خود را کشف کنید.

138- مطمئن شوید هیچ منبع انرژی ، بیهوده به هدر نمی رود . برای مثال کسی را موظف کنید تا از خاموش بودن چراغها و بسته بودن شیرهای آب پس از اتمام ساعات اداری و خروج نیروها اطمینان حاصل کند.

139-با اولین برخورد ، در مورد کسی قضاوت نکنید.

140- حس ششم خود را نادیده نگیرید.

141- هرکسی را فقط با خودش مقایسه کنید ، نه با دیگران .

142-برای هربخش ، یک جعبه کمک های اولیه تهیه کنید.

143-اعجاز عبارات تاکیدی و مثبت را نادیده نگیرید.

144- راحت ترین مبلمان و چشم نوازترین وسایل را برای اتاق خود تهیه کنید و برای استفاده بهینه از فضا و زیبایی محیط از طراحان داخلی کمک بگیرید.

145- پنچره ها را مسدود نکنید، اجازه دهید همگان از نور وهوای تازه که ارزانترین موهبتهای الهی هستند ، بهره مند شوند. گاهی وزش یک نسیم می تواند آرامش چشمگیری برای محیط به ارمغان بیاورد.

146- ازانجام هر جابه جایی برای نیروی انسانی در محیط کار ، نمی توان نتیجه مطلوب گردش شغلی را حاصل نمود. اگر جابه جایی کارمندان اصولی و حساب شده نباشد ، باعث افت راندمان کاری و دلزدگی آنان از کارشان می شود.

147- مراقب باشید و اجازه ندهید سرپرستان و مسئولان برای پیاده سازی نظرات شخصی و اجرای فرامین خود ، خودسرانه دستوری را به اسم شما اعلام کنند ، زیرا در این صورت اگر این دستورات صحیح و قابل اجرا نباشد، از حسن شهرت و محبوبیت شما کاسته خواهد شد.

148- سرمایه های مالی ، وقت و انرژی نیروی انسانی را با آموزشهای غیرضروری به هدر ندهید. برای هرکس آموزشی را تدارک ببینید تا بتواند از آن در بهبود بخشیدن کارهایش استفاده کند. درغیر این صورت وقتی فرصتی برای استفاده از این آموخته ها دست ندهد، خیلی زود به ورطه فراموشی سپرده میشود و هرگز تبدیل به یک مهارت نمیشود.

149- بی طرفانه راجع به مسائل تصمیم گیری کنید تا زاویه دید شما وسعت پیدا کند.

150-با هرنوع بی انضباطی مبارزه کنید.

151- روز خود را با خوردن صبحانه ای مقوی آغاز کنید.

152- از ایمن بودن آسانسورها و سایر وسایل مهم اطمینان حاصل کنید و اگر احتیاج به تعمیر یا تغییر دارند ، بدون فوت وقت اقدام کنید.

153-حتی اگر سن شما از کارمندان کمتر است ، آنچنان دلسوزانه با مسائلشان برخورد کنید تا لقب { پدر سازمان } را کسب کنید.

154- جهت حفظ سلامتی و چالاکی هر روز حداقل 15 دقیقه نرمش کنید.

155- در برخی از برنامه ریزی ها و اخذ تصمیمات از کارکنان نیز نظرخواهی کنید تا با این مشارکت صمیمیت بیشتری بین مدیریت و کارکنان برقرار گردد و حس مسئولیت پذیری افراد افزایش یابد.

156- از کارکنان بخواهید اگر با مشکلی روبه رو می شوند ضمن اعلام آن مشکل ، چند راه حل مناسب نیز ارائه دهند.

157- گاهی اوقات بدون اطلاع قبلی وارد اتاق کارکنان شوید وشخصا" با آنان به گفت و گو بپردازید.

158- با برقراری امنیت شغلی در محیط ،روحیه کاری افراد را بهبود ببخشید.

159- اگر به افراد شخصیت بدهید و با برخوردهای نادرست عزت نفس آنان را پایمال نکنید آنان به مثابه اهرم عمل می کنند و قادر خواهند بود مسئولیت هایی که به عهده آنان است بدون استرس و فشار روحی و با کیفیت بهتری به انجام برسانند.

160- مشوق و ترویج دهنده کار تیمی باشید تا هماهنگی و همسویی کارکنان جایگزین رقابت های ناسالم شود.