+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 12:20  توسط امیرخلیلی
|
رمضان بر شما مبارک
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 12:10  توسط امیرخلیلی
|
مقدمهظهورسازمانهای اجتماعی وگسترش روزافزون انها یکی از خصیصه های بارز تمدن بشری است .وبه این ترتیب وبا توجه به عوامل گوناگون مکانی و زمانی و ویژگیها و نیازهای خاص هر جامعه هر روز بر تکامل و توسعه این سازمانها افزوده می شود .بدیهی است هر سازمان اجتماعی برای نیل به اهدافی طراحی شده و با توجه به ساختارش نیازمند نوعی مدیریت است . یکی از پیامدهای مهم در هم ریخته شدن نظام ارزشی غرب حاکم شدن مکتب اصالت نفع بر روند فعالیتهای اقتصادی و تولید است .معتقدین به این مکتب یک عمل را تا انجا درست قلمداد میکند. که برای فرد یا افرادی بیشترین خوشی و اسایش را به بوجود اورد به بیان دیگر ملاک درستی یک عمل نتایج ان است نه شیوه انجام ان عمل. تعریف مدیریتمدیریت فرایند به کارگیری مؤثرو کارآمد منابع مادی وانسانی در برنامه ریزی سازماندهی بسیج منابع وامکانات هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد.واقعا باید گفت ؛که در ابتدا انسانها درباره مدیریت چقدر میدانند؟دانش مدیریت تا چه حد علمی است و آیا مدیریت علم است یا هنر؟ بخشی از مدیریت را میتوان از طریق مدریت آموزش فرا گرفت و بخشی دیگررا ضمن کار باید آموخت در واقع بخشی را که با آموزش فرا گرفته می شود علم مدیریت است . و بخشی را که موجب به کار بستن اندوختها در شرایط گوناگون می شود هنر مدیریت می نامند. «به عبارتی دیگر سخن علم دانستن است و هنر توانستن .» نظریه نقشهای مدیریتیجدیدترین نظریه مدیریت نظریه نقشهای مدیری است اساس این نظریه این است که آنچه را مدیر انجام میدهد باید ملاحظه نمود و بر پایه چنین ملاحظاتی فعالیتها یا نقشهای مدیری را معین کرد . آدیزس (adizes ) با مطالعه مدیریت برای اداره موثرهر سازمان چهارنقش « مدیر تولید ـ اجرای ـ ابداعی و ترکیبی » را لازم میداند هر یک از این نقشهای مدیری با یکی از خرده سیستم و یک سیستم اجتماعی ارتباط دارد . زیرا هر نوع سازمانی خواه بازرگانی،صنعتی یا اداری یک سیستم اجتماعی است و بیشتر خرده سیستم های اجتماعی مرکب از خرده سیستم های به هم پیوسته زیادی هستند . که شامل خرده سیستم های انسانی ، اجتماعی ، اداری ، ساختاری ، اطلاعاتی ، تصمیم گیری و تکنولوژی اقتصادی است . ادریزس این چنین استدلال می کند که به طور کامل هر چهار نقش را ایفا کنند و هیچ گونه سبک مدیری غلط نداشته باشند اندکند زیرا چنین مدیری باید تکنسینی عالی ، رئیس ،مبتکر و نیز ترکیب کننده باشد. هر مدیری با توجه به نوع کار سطح سازمان و شرایط محیطی به درجاتی از مهارتها ی مدیری نیاز دارد . مدیریت به شکل یک هرم است که در پایین ان عالی ،در وسط میانی ، در بالا عملیاتی ؛مدیران عملیاتی ،این مدیران سرشان بسیارشلوغ است و مراجعه مکرر افراد موجب انقطاع کارشان می شود . و اغلب مجبورند برای نظارت در رفت وامد باشند و برای پرسنل خود ماموریتهای کاری خاص تعیین کنند وبا برنامه عملیاتی تفصیلی کوتاه مدت طرح ریزی کنند.مدیران میانی؛ انها به طور مستقیم به مدیریت رده بالا گزارش میدهند کارشان مدیریت بر سرپرستا ن است و نقش حلقه واسطی را میان مدیریت عالی و مدیران عملیاتی به عهده دارند بیشتر وقتها به تحلیل دادهها ،اماده کردن اطلاعات برای تصمیم گیری تبدیل تصمیمهای مدیریت عالی به پروژههای معیین برای سرپرستان و جهت دادن به نتایج کار مدیران عملیاتی است . مدیریت عالی ؛ مدیری که در نقشهای عملیاتی و میانی موفق بوده و عملکرد کلی واحدهای عمده را ارزیابی می کنند و درباره موضوعات و مسائل کلی با مدیران سطح پایین به تبادل نظر می نشینند و بیشتر وقتشان را با همکاران یا افراد خارج از سازمان واندک زمانی را با افراد زیردست می گذرانند . هرمدیری باید خلاقیت داشته باشد خلاقیت یعنی به کارگیری توانایهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید تداوم حیات سازمانها به باسازی انها بستگی دارد؛ باسازی سازمانها از طریق هماهنگ کردن اهداف یاـ وضعیت روز و اصلاح و بهبود روشهای حصول این اهداف انجام می شود . ماکسیم گورکی می گوید :اگر کار تفریح باشد زندگی لذتبخش است و اگر وظیفه باشد زندگی بردگی است . خلاقیت مدیرانهر مدیری باید خلاقیت داشته باشد خلاقیت یعنی به کارگیری توانای های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید . تداوم حیات سازمان ها به باسازی آنها بستگی دارد باسازی سازمان ها از طریق هماهنگ کردن اهداف با وضعیت روز و اصلاح و بهبود روش های حصول این اهداف انجام می شود .چه کسی خلاقیت و نوآوری می کند ؟ هر انسان مدیر یا غیرمدیری از استعداد خلاقیت برخوردار است بنابرین نباید خلاقیت فقط در انحصار مدیران خاصی باشد زیراآنچه که محکمتر از وجود استعداد خلاقیت است جلوگیری از عوامل بازدارنده ظهور آن است که در صورت آزاد سازی ذهن از پیش فرض ها و الگو های زنجیرهای ذهنی در مدت کوتاهی توان خلاقیت و به کارگیری فکر های نو در عمل را می توان دو برابر افزایش داد. مدیریت موفق و مؤثرمدیریت موفق و مؤثر عبارت است ؛ از کسب اهداف سازمانی یا چیزی بیش از آن . « ویلیام جمیز» با تحقیقی که درباره انگیزش انجام داد ، به این نتیجه رسید که کارکنان ساعتی ، تقریباً با میزان کاری در حدود20الی 30 درصد توانایی یشان می توانستند شغل خود را حفظ کنند و اخراج نشوند؛ این تحقیق همچنین نشان داد که اگر کارکنان، انگیزش بیشتری داشته باشند تفریباً با 80 الی 90 درصد توانای خود، کارمی کنند . مدیری که بتواند حداقل کار مورد قبول را با استفاده از امکانات مدیری مانند : توبیخ ، کسر حقوق و .... فراهم سازد ؛ مدیر موفق نامیده می شود ولی مدیر مؤثر کسی است که بتواند 80الی 90درصد توانای های افراد را به کار گیرد .چگونه می توان مدیرموفق ومؤثری بود ؟برای موفق و مؤثر بودن ، توانای های ذاتی و اکتسابی معینی لازم است . مدیر مؤثر نیاز به توانای های فنی ، انسانی ادراکی ، طراحی و حل مسائل دارد . یک مدیر موفق ، نگرش و انگیزه های معینی دارد. پاداش های سازمانی (اضافه حقوق ، ارتقاء و ...) و جو سازمانی بر انگیزه و انگیزش وی اثر دارد . یکی دیگر از موفقیت ، رویدادهای پیش بینی نشده وامدادهای غیبی است ؛ زیرا همیشه توانای های افراد نیست که برای ایشان موفقیت می اورد . بررسی میزان موفقیت و مؤثر بودن هر مدیر بر اساس دیدگاه و معیارهای سازمانی صورت می گیرد .برنامه ریزیهنگامی که آدمی در مسیر رشد عقلانی خود به ضرورت برنامه ریزی در زندگی خویش پی برد، آن را در نظام های اجتماعی به عنوان ابزاری در خدمت مدیریت و رهبری ، مورد توجه قرار داد و امروز می بینیم که ساختار وجودی سازمان ها پیچیده گشته اند ، که بدون برنامه ریزی های دقیق نمی توانند به حیات خود تداوم بخشند.تعریف برنامه ریزیبرای دست یافتن به هدف مورد نظر ، باید قبل از تلاش فیزیکی یا اقدام به انجام کار، تلاش ذهنی یا برنامه ریزی کافی صورت بگیرد.« برنامه ریزی شالودۀ مدیریت را تشکیل می دهد ».فلسفۀ و ضرورت برنامه ریزیفلسفۀبرنامه ریزی به عنوان یک نگرش و راه زندگی که متضمن تعهد به عمل بر مبنای اندیشه ، تفکر و عزم راسخ به برنامه ریزی منظم و مداوم می باشد ، بخش انفلاک ناپذیر مدیریت است؛ فرد و سازمان برای رسیدن به اهداف خویش نیاز به برنامه ریزی دارند ، بنابراین ضرورت برنامه ریزی ، برای رسیدن به جز ئیترین اهداف یک واقعیت انکار ناپذیر است . نیاز به برنامه ریزی از این واقعیت نشأت گرفته است .« همۀ نهادها در محیطی متحول فعالیت می کنند».سازماندهیانسان ذاتاً کنجکاو است با حواس پنجگانۀ خود به جستجو در دنیای اطرافش پرذاخته تلاش می کند تا مشاهداتش را در قالب های منسجم نظم بخشد . انسان امروزی نه تنها نیمی از روزش را به همکاری در تلاش های گروهی می گذراند بلکه نیم دیگر را به تماشای تلویزیون ، خواندن روزنامه و کتاب یا به مجامع عمومی برای سرگرمی سپری می کنند که همگی حاصل تلاش گروهی انسانها در واحدهای سازمانی است . نظریه پردازان سازمان از حوزه های گوناگون نظیر : مدیریت ، روانشناسی ، جامعه شناسی ، علوم سیاسی، اقتصاد، مردم شناسی، مهندسی ، مدیریت بیمارستانی و ... پدید آمده اند و هر یک چیزی براین موضوع افزوده اند .تعریف سازماندهیسازماندهی ، فرایندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد وگروه های کاری و هماهنگی میان آنان ، به منظور کسب اهداف صورت می گیرد .انواع مختلف سازماندهیروش های بسیار متفاوتی برای دسته بندی سازمان ها هست ؛ سازمان رسمی و سازمان غیر رسمیسازمان رسمی وغیر رسمی :سازمان رسمی را مسؤلین به طور قانونی بنیانگذاری و تصویب می کنند و در آن تعداد مشاغل ، حدود وظایف و اختیارات و چگونگی انجام آن مشخص می شود . ساختارهای رسمی در واقع تخیلی هستند زیرا سازمان آن گونه که پیش بینی عمل نمی کند ؛ اما سازمان های غیررسمی بیانگر حالت واقعی است، یعنی چگونگی عمل سازمان را به طور واقعی نشان می دهد . بعد از انکه ساختار رسمی ایجاد می شود ، سازمان غیر به طور طبعیی در چارچوب آن پدیدار میگردد؛ سازمان غیر رسمی حاصل تعامل اجتماعی مداوم است و ساختار رسمی تعدیل ، تحکیم یا گسترش می دهد . تعریف سازمان رسمیدر سازمان رسمی ، مدیر روابط سازمانی را به طور مکتوب و به کمک نمودار با دقت هر چه بیشتر برای کارکنان تشریح می کند . تغیرات بعدی در صورت لزوم می تواند به طور رسمی یا غیر رسمی انجام شود .تعریف سازمان غیر رسمیدراین سازمان ، مدیر روابط سازمانی را به طور شفاهی برای کارکنان توضیح می دهد و این روابط را بر حسب نیاز تغییر می دهد .برنامه ریزی فرایندی است که به موجب آن شما آینده خود را دائماً می سازید « روجرفریتز»
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 15:37  توسط امیرخلیلی
|
نوروز جشني بر پايه رياضي و نجوم ايرانيان در سال جاري نوروز به عنوان يکي از مهترين جشنهاي ايرانيان و 10 کشور ديگر، نه تنها در ميراث ناملموس يونسکو به ثبت رسيد که در مجمع جهاني سازمان ملل نيز از اين روز به عنوان روز جهاني عيد نوروز ياد شده است. اين درحالي است که به گفته دکتر جنيدي، آنچه در اين توجه ويژه به نوروز ناديده گرفته شده، اهميت دانش ايرانيان در رياضي و ستارهشناسي بوده است.
![]() نقشي از برگزاري مراسم نوروز در تخت جمشيد خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ در سال جاري نوروز به عنوان يکي از مهترين جشنهاي ايرانيان و 10 کشور ديگر، نه تنها در ميراث ناملموس يونسکو به ثبت رسيد که در مجمع جهاني سازمان ملل نيز از اين روز به عنوان روز جهاني عيد نوروز ياد شده است. اين درحالي است که به گفته دکتر جنيدي، آنچه در اين توجه ويژه به نوروز ناديده گرفته شده، اهميت دانش ايرانيان در رياضي و ستارهشناسي بوده است. به گزارش CHN مجمع عمومي سازمان ملل در نشست 23 فوريه 2010 خود، 21 ماه مارس را بهعنوان روز جهاني عيد نوروز، با ريشه ايراني بهرسميت شناخت و آن را در تقويم خود جاي داد. در متن به تصويب رسيده مجمع عمومي سازمان ملل، نوروز، جشني با ريشه ايراني که قدمتي بيش از 3 هزار سال دارد و امروزه بيش از 300 ميليون نفر آن را جشن ميگيرند توصيف شدهاست. پيش از آن در تاريخ 8 مهر 1388 خورشيدي، نوروز توسط سازمان جهاني يونسکو، به عنوان ميراث غير ملموس جهاني، به ثبت رسيدهبود. دکتر «فريدون جنيدي»، پژوهشگر تاريخ درباره اينباره ميگويد: «آنچه در ثبت پرونده جهاني نوروز، چه در يونسکو و يا سازمان ملل مورد توجه قرار نگرفته اهميت نوروز و دانش ايرانيان در ستارهشناسي و نجوم است. به واقع نوروز جشن بزرگي بر پايه دانش رياضي و نجوم ايرانيان است.» وي در ادامه ميگويد: «هزاران سال پيش نياکان ما بر پايه دانش خود به رياضي و ستارهشناسي روز آغاز بهار را شناخته بودند. آنها اين موضوع را که جهان در اين روز به سبزي ميرود را فهميده بودند و اين توان و اهميت دانش ايرانيان بر ستارهشناسي را نشان ميدهد.» به گفته وي خيام، دانشمند و شاعر ايراني موفق به نوشتن کاملترين سالوار (سالنامه) جهان شده است. سالها بعد از روي سالوار خيام، سالوار ميلادي نوشته شد که اشکالات زيادي دارد. اما متاسفانه امروز سالوار ميلادي را به عنوان سالوار جهان ميشناسند و اين در حالي است هنوز سالوار خيام کاملترين و جامعترين سالوار محسوب ميشود. به گزارش CHN جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاري آغاز ميشود. در دانش ستارهشناسي، اعتدال بهاري يا اعتدال ربيعي در نيمکره شمالي زمين به لحظهاي گفته ميشود که خورشيد از صفحه استواي زمين مي گذرد و به سوي شمال آسمان ميرود. اين لحظه، لحظه اول برج حمل ناميده ميشود، و در تقويم خورشيدي با نخستين روز (هرمز روز يا اورمزد روز) از ماه فروردين برابر است. نوروز در تقويم ميلادي با 21 يا 22 مارس مطابقت دارد. منشا و زمان پيدايش نوروز، به درستي معلوم نيست. در برخي از متن هاي کهن ايران ازجمله شاهنامه فردوسي و تاريخ طبري، جمشيد و در برخي ديگر از متن ها، کيومرث بهعنوان پايهگذار نوروز معرفي شده است. پديد آوري نوروز در شاهنامه، بدين گونه روايت شده است که جمشيد در حال گذشتن از آذربايجان، دستور داد تا در آنجا براي او تختي بگذارند و خودش با تاجي زرين بر روي تخت نشست. با رسيدن نور خورشيد به تاج زرين او، جهان نوراني شد و مردم شادماني کردند و آن روز را روز نو ناميدند. جنيدي درباره برگزاري جشن نوروز ميگويد: «جشن نوروز همواره در ايران رواج داشته و آنچه امروز برگزار ميشود تفاوت چنداني با گذشته ندارد. پس از ورود اسلام، ايرانيان حدود 2 تا 3 قرن تلاش کردند تا آيين جديد را با فرهنگ باستاني خود پيوند بزنند. بر اين اساس هرگز خللي در پرداخت به جشن آييني نوروز به وجود نيامد.» وي در ادامه ميگويد: «در گذشته به دليل همخواني فرهنگ و آيين، احتمالا نوروز به صورت يک مراسم مذهبي و آييني نيز برگزار ميشده است. اما آنچه اهميت دارد اين است که اين مراسم بيش از هزاران سال در شهرها و روستاهاي ايران برگزار ميشود و همواره مورد حفاظت ايرانيان قرار گرفته است.» جنيدي درباره حفاظت از نوروز به عنوان ميراث ناملموس جهاني ميگويد: «نوروز به وسيله نياکان ما حفظ شده و پس از اين نيز حفاظت ميشود. هرکسي به اندازه خودش در حفاظت از نوروز سهم دارد. حتي پيرمرد چوپاني که در کوهستان زندگي ميکند و اين روز را پاس ميدارد در حفاظت از آن کمک ميکند.» اين پژوهشگر تاريخ و فرهنگ ايراني در پايان ميگويد: «سيزدهيمن روز از هر ماه را روز "تيشتر" به معناي "ستاره باران" ميشناسند. اين ستاره را ميتوان صبح زود در خراسان ديد. ايرانيان بر اين باور بودند که اين ستاره از اقيانوس آرام بالا ميآيد و نقش موثري در باران دارد. بر همين اساس ايرانيان در سيزدهيمن روز از آغاز سال نو، سبزههاي خود را به آبها هديه ميدهند تا به اين ترتيب از اين روز قدرداني کرده باشند.» مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد
و من سال ها مذهبی ماندم بی آنکه خدایی داشته باشم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 15:23  توسط امیرخلیلی
|
نماد های سفره هفت سین ![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 15:18  توسط امیرخلیلی
|
مردي به حضور مبارک امير المومنين علي عليه السلام رسيد عرض کرد يا اميرالمومنين چهار سوال دارم امام فرمودند بپرس گرچه چهل سوال باشد ؛عرض کرد واجب چيست و واجبتر کدام است؟نزديک چيست و نزديکتر کدام است؟عجيب چيست و عجيبتر کدام است ؟ سخت چيست و سختتر کدام است؟ وقتي خدا به تو ميگه : باشه ! دقيقاًهمون چيزي رو که ميخواي به تو ميده .. وقتي ميگه : نه ! .. يه چيز بهتر به تو ميده و وقتي ميگه : صبر کن ، داره بهترين چيز رو براي تو آماده ميکنه شب است و نام تو را عارفانه ميخوانم اولين باري كه طوفاني شدم يك دو گام از خويشتن بيرون شدم عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام هيچكسي اندوه ما را ديد؟ نه هيكسي چشمي برايم تر نكرد هيچكسي يك روز با من سر نكرد هيچكس اشكي براي من نريخت هر كه با من بود از من گريخت خوب اگر اين است من بد مي شوم عشق اگر اين است مرتد مي شوم گفته بودند عشق طوفان مي كند
گفتم آخر عشق را معنا كنم
آدم ها به هم گل مي دهند ، چون معناي حقيقي عشق در گل ها نهفته است . كسي كه بكوشد صاحب گلي شود ، پژمردن زيبايي اش را هم خواهد ديد . اما اگر به همين بسنده كند كه گلي را در دشتي بنگرد ، همواره با او خواهد ماند. چون آن گل با عصر هنگام ، با غروب خورشيد ، با بوي زمين خيس و با ابرهاي افق آميخته است ...
گفتي محبت كن برو ... باشد خداحافظ ولي
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم تیر 1389ساعت 17:9  توسط امیرخلیلی
|
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 9:31  توسط امیرخلیلی
|
روستای اطاقلو شاهین دژ از آذربایجان غربی محمد رضا خلیلی امیر و رضا و داوود خلیلی اطاقلو
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 16:16  توسط امیرخلیلی
|
امیر خلیلی اطاقلو دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب
تاریخ شاهین دژ نام اصلي و قديمي شاهين دژ در زمان اورارتويي ها بر اساس مستندات اوكاني و بعد ها ساناكا بوده در زمان ساساني به دليل موقعيت جغرافياي خواص و طبيعي كه مانند دژ طبيعي بود به شاهان دژ(شاه=بزرگان+دژ)نام گذاري شد. ولي پس از مدتي به دليل رشادتهاي فرزندان ان سرزمين در مبارزه با ظلم و جور به شاهين دژ تغيير نام داد و با ورود اسلام به اير ان صائين قلعه معروف شد ، صائین قلعه از ترکیب دو کلمه صائین و قلعه میباشد. صائین به معني شأن ، شوكت و بزرگي و معرب کلمه شاهین (عقاب) میباشد در لغت به معنای نگهبان و نگهدارنده، (سایین در زبان ترکی به معنای پاک و منزه و بزرگ میباشد.) و قلعه نیز به معنی دژ یا دز است. و این نام گذاری به این دلیل بودهاست که قبل از اسلام بسیاری از بزرگان دین زرتشت برای زیارت و نیایش به آتشکده آذرگشسب واقع در تخت سلیمان میرفتند، پس از طی مسافتی طولانی برای خستگی راه دنبال استراحتگاهی خنک و مناسب بودند، که به زیارتگاه (آتشکده) نیز نزدیک باشد. از این رو در محل کنونی شاهین دژ یعنی در ۳۰ کیلومتری غرب آتشکده بنایی ساختند که به مرور زمان تبدیل به شهر شد. و شاهین را نماد نگهبان برای قلعه (دژ) قراردادند. همچنین در شمال شهرستان صخرههایی مرتفع مشهور به هلانه دال (لانه عقاب) معروفند وجود دارد. شاهین دژ بیان گر مفهوم قلعه عقاب میباشد و تا زمان ساسانیان این منطقه به این نام مزین بودهاست. ولی پس از ظهور دین مقدس اسلام و حمله اعراب نام آن به صائین قلعه تغییر یافت. نام این شهر در رژیم شاهنشاهی پهلوی که تازه تشکیل شده بود به صائین دژ تغییر پیدا کرد و این نام به دشت کوچکی که شهر درآن قرار دارد محدود شده بود در حالی که در تاریخ این نام برای منطقه شمال تکاب و جنوب هشترود و قره اغاج و شهرستان شاهین دژ را شامل میشد. نام رسمی این شهر بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همان شاهین دژ شهرت ساسانی خود را بازیافت. در گویش محلی به آن سايين قالا و شاهَن دژ و شاهان دژ گفته میشود. [ویرایش] آثار باستانی ۱- تنها بنای باقی مانده از ادوار گذشته پلی به ابعاد ۱۰×۹۰ که از دوران مغول بر روی رودخانه زرینهرود در روستای قیزکرپی حدود ۷ کیلومتری جنوب شاهین دژ میباشد. ۲ - تپههای که در زمان مغول برای مقابله با حمله دشمنان احداث گردید. هنوز به عنوان نماد هویت تاریخی این شهر میباشند پا برجاست.(سه تپه داخل شهر شاهین دژ٬ که هر سه دست ساز زمان مغول هستند) ۳ - دخمه بیبی کند (روستای بی بی کند): این دخمه تاریخی که قدمت چندین هزار ساله دارد، در بالای کوهی قرار گرفتهاست دارای دو اتاق همچنین سوراخهایی میباشد که بهعنوان پنجره از آن استفاده میشدهاست. ستونهای کنده شده از سنگ در قسمت جلوی دخمه میباشد که با ظرافت خاصی کندهکاری شده و به آن شکل داده شدهاست. با توجه به طبیعت زیبای اطراف دخمه از مناطق دیدنی شهرستان شاهیندژ بشمار میآید. ولی بعلت مسافت زیاد و شوسه و مالرو بدون مسیر عده کمی از این بنای تاریخی قدیمی دیدن میکنند ۴ - حمام قدیمی قپان شاهیندژ راسته قپان (خیابان شهید باکری): این حمام قدیمی که قدمتش به دوره قاجاریه برمیگردد در خیابان شهید باکری راسته قپان قرار گرفتهاست دارای یک درب کوچک بوده و فقط ستونها و قسمت کوچکی از حمام باقیماندهاست. سقف و سایر قسمتها ویران شدهاست ولی میتوان با مرمت کامل اثر این حمام قدیمی را احیاء کرد علت نام گذاری رودخانه زرینهرود به جغتو (جغاتو): خواندمیر در حبیبالسیر به جنگ بین آرپاخان و خواجه غیاث الدین محمد، اشاره کرده و چنین مینویسد: در حوالی جغتا هر دو شبکه به هم رسیده، دست به تیغ و خنجر بردند و خواجه از آرپاخان شکست خورده، پا به فرار نهاد و هلاکوخان مغول قریه حسینآباد را که در چند کیلومتری جنوب میاندوآب میباشد، به پایتخت تابستانی انتخاب و زرینه رود را به افتخار پسر چنگیزخان جغتای (جغتو) نامگذاری کردند. [ویرایش] مردم و زبان زبان گفتاری غالب در منطقه ترکی آذربایجانی است در بعضی مناطق بین چهاردلیها زبان ترکی به زبان اول تبدیل شده و در دیگر مناطق چهاردولی، ترکی به عنوان زبان دوم تکلم میشود. ترکیب جمعیت این شهرستان در روستاهای تابعه به این شکل است که غیر در مناطق کردنشین از اقوام و تیرههای مختلف محلی هر یک علاوه بر تکلم به زبان ترکی لهجهها و گویش های محلی خود صحبت میکنند . تشکیل شده است . از جمله این موارد چهاردولی ، زعفرانلویی ، موصلانی ، شریبانی ، آجرلویی و هشترودی را میتوان نام برد.[۳]
[ویرایش] صنایع دستی شاهین دژ شاهین دژ یا صائین دژ از قدیمی ترین و پرسابقه ترین شهرهای استان آذربایجان غربی است در این شهرستان و روستاهای اطراف آن در حدود ۱۰۰۰ خانوار و در هر خانوار حدود ۵ نفر به فعالیت در تولید صنایع دستی مشغولند علاوه بر این تعدادی کارگاه فرشبافی نیز در این شهرستان وجود دارد. عمده تولیدات شامل فرش٬ گلیم٬ جاجیم٬ و دست بافتهای پشمی است. در گذشته سفالگری نیز در منطقه رایج بوده که امروزه منسوخ شدهاست. [ویرایش] فرش بافی قدمت فرشبافی نسبت به سابقه تاریخی این شهر بسیار محدود است. شاهین دژ شهری است تاریخی و مهاجر پذیر مهاجران اکثراً از ۲ تیره کرد و ترک میباشند که هر یک فرهنگ و صنایع دستی خاص خود را به همراه آوردهاند. مهاجران ترک زبان که بیشتر جزو عشایری میباشند تغییر شیوه معیشت داده و از کوچ نشینی به یکجا نشینی متمایل گشتهاند اما همچنان به تولید دست بافتهای سنتی خود با هویت تاریخی فرهنگی خاصشان مشغولند. فرشهای تولید شده توسط این اقوام دارای طرح شکسته هندسی یا نیمه شکسته میباشد. رج شمار پایین (۳۵-۱۵) از مشخصات این نوع فرشهاست. مصالح مورد استفاده در بافت آنها اغلب به نوعی است که بصورت بومی و منطقهای قابل تهیه و دسترسی است. پرز این قالیها اکثراً پشمی و پودها پنبهای و جنس تار چله نیز بیشتر پشمی و گاهی پنبهای میباشد. صنعت نخ ریسی به صورت دقیق نیز در کنار فرش و برای جوابگویی به تولیدات فرش این منطقه وجود دارد. ابعاد این فرشها اکثراً کناره (فرشهای طویل کم عرض) به طول ۵٫۱ تا ۶ متر و عرض ۵٫۰ تا ۵٫۱ متر بوده و گاهی در ابعاد قالیچه یا ۳×۲ نیز بافته میشوند. این فرشها اغلب سینه باف بوده و نقشههای ۳ ترنج- ۵ ترنج٬ لچک ترنج٬ گلدانی و افشان٬ به رنگهای زمینه لاکی٬ سرمه ای٬ و رنگهای شاد و درخشان در این فرشها متداول است نوع گره بکار رفته نیز اغلب متداول است که توسط قلاب یا دست به همراه چاقوی بافت زده میشود. اما مهاجرین کرد زبان دارای تولیدات متنوع تری هستند. فرشهای تولید شده توسط آنها ریز بافت تر و دارای طرحهای گردان و نیمه شکسته میباشند. رج شمار این فرشها بین ۲۵ تا ۶۰ متنوع بوده و گاهی در بین آنها فرشهای تمام ابریشم با رج شمار ۷۰ نیز مشاهده میگردد. ابعاد این فرشها مختلف و بر اساس سفارش بازار متغیر است. نقشههای مورد استفاده یا مانند سایر نقشههای کردی٬ افشان٬ لچک٬ ترنج٬ ترنج دار٬ افشار٬ نقوش حیواندار٬ هراتی (ماهی در هم) شکسته و گردان و یا مانند نقشه فرشهای ریز بافت مثل تبریز٬ اصفهان و حتی قالیچههای تمام ابریشم و با نقشه شبیه به هم اما بسیار محدود میباشد. جنس مصالح این قالیها در پرز اغلب پشم و گاهی ابریشم٬ در تار پنبه و ابریشم و در پود پنبهاست. نوع گره استفاده شده هم گره متقارن (ترکی) و گاهی نامتقارن (فارسی) است رنگ زمینه این فرشها سرمهای٬ لاکی٬ پوست پیازی٬ کرم٬ بژ٬ نارنجی٬ قهوهای سبز و... میباشد. [ویرایش] گلیم بافی و جاجیم بافی در شاهین دژ گلیمهای تمام پشمی یا گاهی پشم و پنبهای توسط روستائیان و عشایر اسکان یافته بافته میشود. در این منطقه انواع گلیمهای کردی و افشار و گلیمهای محلی مخصوص اقوام ترک زبان تولید میگردد که بیشتر به رنگهای مخلوطی از قرمز٬ پشم خود رنگ٬ کرم سیاه و گاهی سبز و آبی میباشد. تولید جاجیم نیز مثل اکثر نقاط ایران در این شهرستان متداول است. جاجیم که بافتهای ۲ رویهاست دارای طرحها و رنگ بندی راه راه و هندسی است که توسط ماشین بافندگی دستی و زمینی بافته شده و فاقد پرز میباشد. مصارف مختلف جاجیم شامل روانداز٬ زیرانداز٬ رختخواب پیچ٬ روکرسی و غیرهاست بافت گلیم و جاجیم در منطقه صنعتی خانگی محسوب میشود و توسط زنان روستایی صورت میگیرد. [ویرایش] [[مدیا: دست بافتههای پشمی]] در این منطقه نیز مثل سایر شهرهای سردسیر استان بافت انواع محصولات پشمی بهوسیله ۲ تا ۵ میل و بدست زنان شهر و روستا رواج دارد. انواع جورابها٬ دستکش٬ کلاه٬ شال گردن٬ شال کمر٬ زانو بند٬ ساق بند و حتی گاهی شلوار و جلیقه پشمی در طرحها و رنگهای زیبا (معمولاً سفید٬ قهوهای و قرمز) بافته شده و جزو البسه پوشاک سنتی مردم این ناحیه در فصل سرد زمستان است. [ویرایش] سایر صنایع دستی در گذشته ساخت وسایل سفالی و سبد و حصیربافی در این منطقه رایج بوده که امروزه تقریباً منسوخ شدهاست اما صنایع چوبی اخیراً در این شهرستان رایج شده و سهمی از تولیدات صنایع دستی منظم را بخود اختصاص میدهد ساخت و طراحی پایه مبل٬ صندلی٬ منبت کاری روی دسته مبل و صندلی و گاهی مجسمه سازی و نازک کاری چوب نیز در این شهرستان مشاهده میشود. [ویرایش] امکانات ورزشی و تفریحی با استناد به آمارنامه سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان در سال ۱۳۷۹ شهرستان شاهیندژ دارای امکانات ورزشی زیر میباشد: ۱ میدان فوتبال چمن (۵ درصد از میادین فوتبال چمن کل استان)، ۱ میدان فوتبال خاکی (۵۵٫۵ درصد از میادین فوتبال خاکی استان)، ۱ زمین والیبال و بسکتبال سرپوشیده (۵٫۲ درصد از کل زمینهای والیبال و بسکتبال سرپوشیده استان)و فاقد زمین والیبال و بسکتبال روباز و زمین تنیس روباز و سرپوشیده میباشد و در مورد سایر رشتههای ورزشی شامل (بدمینتون، شطرنج، ژیمناستیک، تنیس روی میز و...) دارای ۲ واحد زمین روباز (۳۳٫۸ درصد از کل استان) و ۴ زمین سرپوشیده (۹۳٫۴ درصد از کل استان) است. در سطح شهرستان شاهیندژ ۷ پارک وجود دارد. جمع مساحت پارکهای این شهرستان تا آخر سال ۱۳۸۰، ۶۴۰۰۰ مترمربع میباشد که سرانه فضاهای سبز برای شهرستان شاهیندژ توسط سازمان ۱۳٫۲ مترمربع ذکر شدهاست [ویرایش] جاذبههای طبیعی جاذبههای طبیعی این شهرستان عبارتاند از: رودخانه زرینه رود ، دره هولاسو، دره قیزکرپی، دره قره قیه (قره قایه)، کوه قلای کچان (جنوب غربی)، کوه قره داش (ضلع شرقی شهر)، دره آغاجاری (جاده تکاب)، دره زینالو، کوه پیر محمد ، دره گراو (جاده تکاب)، دشت شاهیندژ شاهین دژ
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 18:23  توسط امیرخلیلی
|
|